تاریخ انتشار خبر: ۲۱ , آبان, ۱۳۹۶ | ۲۰:۱۶:۰۵
کد مطلب : 131848
حجت الاسلام عادل فریحی ، روزنامه نگار و فعال سیاسی - اجتماعی در مصاحبه تفصیلی با پیک اروند:

عامر کعبی در دانشگاه می ماند بهتر بود/اخراجم کردند چون از جلیلی حمایت کردم

حجت الاسلام عادل فریحی از جمله روحانیونی است که با در نظر گرفتن اهدافی ، چالش در حوزه رسانه را برگزید . او به هدفی که انتخاب کرده ایمان دارد و رسیدن به آن را با چیز دیگری معامله نمی کند.او را دعوت کردیم تا برای مان از فعالیت های سیاسی – اجتماعی یک طلبه بگوید.از مشکلاتی که در این عرصه لاجرم باید تحمل کند. از نمایندگان،از شورای شهر و رخدادهای مختلف سیاسی در شهر . مصاحبه ما را با این روزنامه نگار در ادامه بخوانید:

جزو  معدود روحانیون در استان است که کار رسانه ای می کند.او علاوه بر مدیرمسئولی هفته نامه صبح اروند چند اثر تالیفی و چاپ شده هم به ثبت رسانده است.صراحت کلام دارد و از انتقاد کردن ابایی ندارد و مواضع خود را اصولی دانسته و به آن پایبند است.فعالیت چنین افرادی صرف نظر از اینکه از چه جریان فکری پیروی کند،همواره مورد مقاومت مخالفان است.حتی این مخالفت ممکن است شرایط زندگی شان را تحت تاثیر قرار دهد.مهم اما این است که که تا چه اندازه به راهی که انتخاب کرده ایمان دارند.حجت الاسلام عادل فریحی از جمله روحانیونی است که با در نظر گرفتن اهدافی ، چالش در حوزه رسانه را برگزید . او به هدفی که انتخاب کرده ایمان دارد و رسیدن به آن را با چیز دیگری معامله نمی کند.او را دعوت کردیم  تا برای مان از فعالیت های سیاسی – اجتماعی یک طلبه بگوید.از مشکلاتی که در این عرصه لاجرم باید تحمل کند. از نمایندگان،از شورای شهر و رخدادهای مختلف سیاسی در شهر . مصاحبه ما را با این روزنامه نگار در ادامه  بخوانید:

سلام جناب حاج آقای فریحی.خوش آمدید.به عنوان اولین سوال بفرمایید تجربه کار رسانه ای را چگونه دیدید.اصلاً چطور شد وارد این عرصه شدید؟

سلام به شما و مخاطبان عزیزتان. تجربه ی خوبی است. مهم ترین دلیل روی آوردن به کار مطبوعات این بود که در منطقه وجود رسانه ای که تفکر و دیدگاه های مرا دنبال کند نمی دیدم. به همین خاطر خودم دست به کار شدم و تصمیم گرفتم نشریه ای راه اندازی کنم.بصورت کلی معتقدم رسانه در دنیای امروز قابلیت های ویژه ای دارد و اگر کسی از رسانه جابماند در واقع از پیشرفت و توسعه هم باز می ماند.همین مهم ،حضور در این عرصه را برایم تبدیل به ضرورت کرد.حالا در کنار کار تبلیغ دینی سنتی که وظیفه ی منِ طلبه است از ابزار رسانه هم بهره می برم.به نظرم رسانه برد و اهمیت ویژه ای در زمان حاضر دارد.

شما  به واسطه ی حضور در عرصه ی رسانه ، از سایر روحانیون شهرستان کمی متمایز می شوید.برخورد دوستان و هم لباس های شما در حوزه با فعالیت رسانه ای تان چگونه است؟

واکنش های  مثبت و منفی مختلفی دیدم.البته وجوه مثبت رفتارهای دوستان بسیار بیشتر بود و خوشحال بودند و استقبال کردند که به این حوزه ورود کردم.همین چند وقت پیش حوزه ی علیمه آبادان از بنده به عنوان روحانی فعال در عرصه رسانه ، تقدیر کرد.اما خب برخی از دوستان هم نظرشان این بود که این کار بر خلاف روال طلبه گی است.استدلال آنها هم این است که رسانه ها درگیر آسیب ها و بداخلاقی هایی هستند که با ذات وجودی طلبه در تعارض است.البته فکر می کنم اطلاعات آنان دقیق نیست و هر فردی در این حوزه کار می کند حتمن آلوده به بداخلاقی های رسانه نشده یا نمی شود.رسانه مانند همه ی عرصه های دیگر فعالیت های اجتماعی ، مزیت ها و البته مشکلاتی دارد.

برخورد صنف مطبوعات و اصحاب رسانه با شما چگونه بود؟
کمی برای شان تعجب برانگیز بود.خب سابقه نداشت و شاید حق داشتند.سدشکنی در هر امری ،مقاومت هایی به دنبال دارد.برای برخی از روزنامه نگاران هم قابل هضم نبود.هرچند بسیاری از دوستان هم که از نظر فکری و عقیدتی با من اختلاف داشتند، استقبال کردند و حضور رسانه ای با دیدگاه متفاوت را موجب تضارب آرای بیشتر و پیشرفت فرهنگی دانستند.

 شما در این دو سالی که هفته نامه صبح اروند را چاپ کردید،از مواضع اصولی خودتان هیچگاه عقب نشینی نکردید و این پایداری بر اصول شرایط اقتصادی نشریه شما را هم تحت تاثیر شدید قرار داد.در حالی که می توانستید مانند بسیاری از نشریات ، بنا به مصالح تغییراتی محسوس و نامحسوس در مواضع خود ایجاد کنید.اما این کار را نکردید.دلیل این استقامت و اصرار بر اصول را در چه می دانید؟

از اوایل طلبه گی م که توانستم چارچوب فکری خودم را بشناسم به دلیل سیر مطالعاتی که به آن پایبند بودم همواره بر سر خطوط اصلی حرکت کردم و نه تنها نشریه بلکه زندگی م را هم در همین حدود تعریف کردم.ممکن نیست به هر دلیلی از این اصول کوتاه بیایم.نشریه هم جزوی از زندگی اجتماعی و فعالیت من است و نمی توانم اصولم را در آن نادیده بگیرم.

نماینده های آبادان(کعبی،مختار و شرفی) تاکنون از نظر شما چگونه نمایندگانی بودند؟ آیا به عنوان یک شهروند و سپس به عنوان یک فعال سیاسی – اجتماعی از عملکرد آنان راضی هستید؟

من نظر شخصی خودم را می گویم.بصورت کلی امتیاز خوبی به عملکرد این سه عزیز نمی دهم.فعالیت های خوبی  داشتند اما به نظرم خیلی موفق نبودند.

بیشتر توضیح می دهید؟انتظارات شما از نماینده خوب چه هست؟

ببینید من معتقدم نماینده های شهری مانند آبادان همپای نماینده های کلانشهرهای کشور قابلیت تبدیل شدن به چهره ی شاخص ملی را دارند.بعضی از نماینده های شهرهای کوچک هم در این دوره و هم در دوره های قبل این توفیق را به دست آوردند.ضمن اینکه معتقدم نماینده ها باید در روند تقنین به کمک مناطق خود و مردم بیایند.انتظاراتی شبیه آسفالت و امکانات رفاهی و … از نماینده ، قانونی و معقول نیست.متاسفانه این موارد در حوزه انتخابیه وقت زیادی از نماینده می گیرد.

تاثیرگذاری نماینده ها بر امور عزل و نصب مدیران شهرستان موضوعی است که اغلب مردم از آن شاکی اند.نظر شما در این باره چیست؟

بگذارید از تجربه  ومشاهده ی خودم بگویم.جایی نشسته بودیم و بحث بر سر جابجایی یکی از مدیران شهر چوئبده شد.یکی از سه نماینده ی بزرگوار ، مخالف ابقای این مدیر بود.جالب است وقتی استدلال آقای نماینده را پرسیدیم پاسخ داد چون با من نیست پس علیه من است و باید برود.

 واقعن همینجور شفاف گفت؟

بله دقیقن.خب وقتی چنین نگاه و بینشی بر نماینده ی ما حاکم است انتظاری جز هدر رفت منابع انسانی،مادی و معنوی شهرستان نمی توان داشت.متاسفانه باید بگویم اغلب مدیران بر اساس لابی و رفاقتی که با نماینده دارند و میزان زحمتی که در انتخابات برای وی کشیده اند،منصوب می شوند.یکی از دوستانم اخیراً این موضوع را به مزاح تکرار می کند که در انتخابات بعدی ۸۰ میلیون وام می گیرم و از یک نامزد با شانس راهیابی بالا حمایت می کنم تا وقتی به مجلس رفت،بتوانم مدیریت بگیرم.شوخی تلخ و تکان دهنده ای است.البته عرض کردم همه ی مدیران به این سبک منصوب نمی شوند و از میان آنان، افراد صالحی نیز دیده می شود.

با این تفاسیر حضور سه نماینده بصورت توأمان برای آبادان یک مزیت است یا آسیب؟

طبعاً حضور سه نماینده از یک شهر که جزو مراکز استان ها هم نیست،فرصت فوق العاده ای باید باشد.به این شرط که هم مردم و هم نماینده ها انتظارات و کارکردشان متناسب با شأن نمایندگی باشد.در غیر اینصورت تداخل امور زیادی پیش می آید که این فرصت را تبدیل به تهدید می کند.

 اگر بخواهید نماینده های فعلی را با نماینده های ادوار مختلف مقایسه کنید، آیا الان نماینده های بهتری داریم یا قبلی ها بهتر بودند.می توانید از خوب ها نام ببرید.

از نماینده های قبلی،دهدشتی و سعدون زاده و عبدالله کعبی را نماینده های شاخص و موفقی دیدم و به نظرم به مراتب از این سه عزیز فعلی بهتر بودند.عبدالله کعبی با اینکه از نظر دیدگاه فکری کاملاً مخالف بنده است اما در میان اصلاح طلبان کشور،جزو نماینده های شاخص بود.دهدشتی همینجور بود. سعدون زاده هم که بخصوص در دوره دولت های نهم و دهم ، نماینده ی فعالی به شمار می رفت و تاثیرگذار بود.نماینده های فعلی اما از نظر من بروز خاصی نداشتند.هرچند از میان این سه عزیز، فعالیت شرفی را بیشتر دیدم.

 

برای موفقیت سه نماینده فعلی آبادان در دوره ی آتی انتخابات چه اندازه شانس قایل هستید؟

به نظرم رای آوردن این سه بزرگوار در سال ۹۴ حاصل این تفکر بود که مردم از گزینه های سابق و تکراری خسته شده بودند و قصد کردند  چهره های جدید را به مجلس بفرستند.عقیده دارم این نگاه در سال ۹۸ هم تکرار می شود و مردم به گزینه های جدیدتری رای خواهد داد.
 مثلاً چه کسانی؟
نمی دانم باید منتظر ماند و دید چه افرادی قصد حضور دارند.اما به نظرم سیدمحمدمولوی و سید امیر موسوی جبیلی با توجه به اولین حضورشان رای چشمگیری آوردند و اگر قصد حضور داشته باشند از رقبای بالقوه ی انتخابات آتی خواهند بود.این عزیزان هم جوان اند و هم سرمایه های نظام هستند که باید به آنان اعتماد شود.

در مقاطع مختلف نام شما هم به عنوان گزینه ی انتخابات مطرح شد.آیا برنامه ای برای حضور در این عرصه دارید؟

بله در انتخابات شورای شهر قبل و شورای شهر اخیر از بنده دعوت شد اما مایل نبودم.از همین الان هم برای شرکت در انتخابات ۹۸ ، پیشنهاداتی داده شد که به آنها فکر نمی کنم.در حال حاضر کارهای شخصی دارم که اولویت دارند.ضمن اینکه هنوز حجت شرعی و تکلیفی برای حضور در این عرصه نیافتم.از نظر بنده کارهای مهم تری هست که فعلاً باید پیگیر آنها باشم.

 در مورد شورای شهرآبادان بگویید.شورای فعلی را چگونه می بینید؟

در آبادان متاسفانه تا الان شورای شهر قوی و کارآمد نداشتیم.این شورا هم استارت خوبی نزد.قبلاً در یادداشتی نوشته بودم که اولین گام ، مهمترین گام شوراست.شاید یکی از مشکلات شورای شهر ما این باشد که مستقل نیستند و درگیر لابی های از بالا هستند.این رویه از سال های قبل بوده و فکر می کنم هنوز هم حاکم است.شورای شهر آبادان در صورتی می تواند موفق باشد که اسیر واسطه ها و لابی ها نشود.

 در مورد آبادان بیشتر صحبت کنید.اینکه گفته می شود این شهر قبل از انقلاب شهر بهتری بود را قبول دارید؟

تعریفی که از تاریخ آبادانِ قبل از انقلاب صورت گرفته است دستخوش تحریفات است.متاسفانه برخی آبادان قدیم را شهری معرفی می کنند که مراکز فساد در آن دایر بود و از زندگی مردمان آن دوره در رفاه کامل حرف می زنند و به آن افتخار هم می کنند در حالی که از اساس این حرف ها دروغ است.

 بیشتر توضیح می دهید؟

بله حتمن.آبادان قبل از انقلاب محل رفت و آمد عالمان بزرگی بوده است. اعتقادات دینی  مردم این شهر همواره زبانزد بود.این مردمی که می گویند اهل کاباره و مراکز فساد بودند، همان هایی هستند که به ولی فقیه زمان خودشان یعنی آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی نامه نوشتند و خواستند روحانی وارسته ای مانند آیت الله قائمی را به عنوان نماینده در این شهر معرفی و ساکن کند.حضرات آیات سبحانی،مکارم شیرازی، مرحوم دوانی مورخ معروف،مرحوم شهید سعیدی در آبادان رفت و آمد داشتند.آبادان صادرکننده ی خطیب و شاعر مطرح عرب به شمار می رفت.سابقه ی این مردم و این شهر اینهاست.

 آیا در مورد سطح زندگی مردم قبل از انقلاب هم تحریف شده است.تصاویری وجود دارد که نشان می دهد مردم زندگی خوبی داشتند.
بله این تصاویر مربوط به بریم و بوارده هست.اما همه ی آبادان بریم و بوارده نبود و نیست.شاید حدود یک تا دو درصد مردم در این مناطق ساکن بودند.بقیه جمعیت این شهر در حلبی نشین ها،حاشیه ها و چادرها زندگی می کردند و شرایط بسیار سختی داشتند.یک پیرمردی برایم تعریف می کرد که وقتی وارد منازل شرکتی بریم می شد و قصد تفریح داشت او را می گرفتند و کتک می زدند.این ها واقعیاتی است که از جوانان نسل جدید پنهان می کنند.البته این اختلاف طبقاتی تا بعد از جنگ هم ادامه داشت.من یادم می آید میان منطقه ما که خانه شخصی بودیم و منازل شرکتی یک خیابان فاصله بود.اما بچه های آنان حتی با ما بازی هم نمی کردند چون ما را در سطح خودشان نمی دیدند.یا مثلاً همیشه با قطعی برق و آب مواجه بودیم اما منازل شرکتی هیچگاه چنین مشکلی نداشتند.

 

می خواهید بگویید آبادان قبل از انقلاب شرایط خوبی نداشت؟
من می گویم اگر قرار است کسی افسوس شرایط گذشته ی آبادان را بخورد، این بچه های انقلابی هستند.چون آبادان قبل از انقلاب محل رفت وآمد بزرگان دین بوده و سابقه ی روشنی در تدین و مذهب داشتند.ضمن اینکه محرومان و مستضعفان این شهر قبل از انقلاب شرایط ناگواری داشتند و امروز وضعیت فرق کرده است.

در مورد حوزه علمیه آبادان بگویید.در مناسبات سیاسی و فرهنگی تا چه اندازه موفق عمل کرده است؟
با وجود نگاه های غلطی که از بیرون به این حوزه می شود اما معتقدم حوزه علمیه امام صادق علیه السلام آبادان جزو حوزه های پیشرو و انقلابی است. در رخدادهای نزدیک به دو دهه ی اخیر که به یاد دارم،مواضع طلاب و روحانیون برجسته ی این حوزه، انقلابیِ محض بود.در دوران اصلاحات ، انتخابات سال ۸۴ ، انتخابات ۸۸ و ۹۲ و ۹۶ ، مواضع طلاب این حوزه را رصد کنید به حرف من می رسید.الان هم همینطور است و این حوزه صد در صد انقلابی است.این سابقه انقلابی از گذشته وجود داشته است.مثلاً در یک دوره ای شاگردان آقای منتظری به سراغ نقاط مختلف از جمله حوزه علمیه آبادان آمدند و بنای ایجاد رویه ای متفاوت را میان طلاب داشتند اما همان موقع آقایان نجیبی ،عسکری و سیدجابر موسوی که از بزرگان حوزه علمیه هستند،روبروی آنان ایستادند و اجازه ی انحراف در آن دوره را ندادند.می خواهم بگویم انقلابی بودن حوزه فقط مختص امروز نیست و سابقه ای دیرینه دارد.

 در انتخابات ریاست جمهوری عملکردتان خوب بود؟
تردید نکنید.آقای رئیسی در آبادان شصت هزار رای آورد که در مقایسه با سایر نقاط ، نسبت خیلی خوبی بود.این اختلاف کم با رییس جمهور مستقر ،پیام روشنی دارد.فکر می کنم همه امروز به این باور رسیده اند که آبادان شهر انقلابی است.

در امور فرهنگی عملکرد حوزه را چگونه ارزیابی می کنید؟
البته ایرادات و نقایصی وجود دارد که آن هم دلایل خودش را دارد.مثلاً همین سبک و سیاق دروس حوزه علمیه یکی از مشکلات طلاب برای کارهای فرهنگی است.طلبه از صبح تا شب درگیر درس و بحث است.از سوی دیگر با مشکلات معیشتی زیادی مواجه اند که دست و پای طلاب را می بندد.با این وجود می بینیم که مراسماتی مانند مراسم ایام فاطمیه (س) در آبادان نهادینه شده که محصول اقدامات فرهنگی مدیریت و طلاب حوزه علمیه است. ضمن اینکه طلاب عزیز در نقاط و مساجد مختلف به کار تبلیغ مشغول اند و حضور موثری دارند.

 شما را به عنوان روحانی صریح اللهجه و منتقد می شناسند.نظیر موضع گیری های شما را در آبادان به ندرت می بینیم.آیا تبعاتی برای شما ندارد؟
تبعات که داشته و دارد.به ویژه بعد از شروع کار رسانه عذر من را از سازمانی که مشغول فعالیت بودم خواستند.امام جماعت آنجا بودم.بعد از انتخابات سال ۹۲ که از آقای جلیلی حمایت کردم ، به من گفتند تو احمدی نژادی هستی ، با او آمدی و با او هم باید بروی.در حالی که من با احمدی نژاد نیامده بودم.البته این را هم بگویم که در آن مقطع تنها کسی که چند ماهی اخراج بنده را به تاخیر انداخت آقای عبدالله کعبی بود با اینکه هر وقت مرا می دید می گفت فکرت را قبول ندارم و اختلاف نظر عمیقی داشتیم اما از آستانه درک و تحمل بالایی برخوردار بود.همان موقع افرادی که داعیه انقلابی داشتند هیچ حمایتی از بنده نکردند.

 خیلی کوتاه در مورد پیاده روی اربعین و همایش عظیم مردم هم بگویید.
اربعین تجلی تقواست.این مردم و جوانان را که می بینم به اطرافیانم می گویم ببینید و مطمئن شوید که دشمن ما آنقدرها هم در برنامه های خود موفق نبوده است.این ها همان مردمی اند که روزها و ساعت ها در تیررس هجوم فرهنگی دشمن هستند و اینجور همایشی را رقم زدند.به اعتقاد بنده اربعین تجلی عزم جدی جهان تشیع برای حرکت به سمت جامعه ی معنوی است.

نام بعضی اشخاص را می گویم شما راجع به آنان جملات کوتاهی در پاسخ بفرمایید.
احمدی نژاد:
خوب آمد ، بد رفت.

عامر کعبی:
شخصیت علمی که اگر در دانشگاه می ماند بهتر بود

اسماعیل زمانی:
انسان متدینی که نتوانست اطراف خود را مدیریت کند.

دکتر آموزنده:
مدیر غیربومی موفق و فوق العاده کیّز و باهوش.

ممنون از اینکه وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید.
بنده هم از شما متشکرم و امیدوارم موفق باشید.