تاریخ انتشار خبر: ۷ , اسفند, ۱۳۹۲ | ۱۴:۳۱:۳۲
کد مطلب : 19002

توجه کنید: آبادان قبلاً آزاد شده است/ توهمی نو به نام جمهوری خودمختار اروند!

اگر باور کنیم که ملت مسلمان و انقلاب اسلامی ایران در یک حرکت مقاومتی به سر می برد و آن را پذیرفته است آنگاه حتی نگرش به موسیقی نیزتغییر کرده و آثار بر آمده از این رویکرد ، متفاوت و مطلوب همه جامعه خواهد بود.مثل کارهایی که امروز حامد زمانی انجام می دهد و عموم جامعه آن را قبول کرده اند با اینکه ذات موسیقی سنتی نیست.

yaddasht-1-mosighi

منتظری-عصر آبادان : موزیک کنسرت خواجه امیری در آبادان که قطع شد سر و صدای بعضی ها بلند شد. کار به جایی رسید که لندن نشین های فارسی هم وارد ماجرا شده و با دوستان شان در این سوی مرز همصدا گفتند: یا اهل العالم ؛ به داد آبادان برسید که کنسرت تعطیل شد!

داد و بیدادها راه انداختند که به ما ظلم شده و ما را از سر سفره ی موسیقی دور راندند و دستمان از غذای روح ! کوتاه ماند.

تهدید کردند که خواننده های وطنی در حال خروج از کشور و پناه بردن به دامن موسیقی غرب هستند و آلبوم هایشان فروش ندارد و باید برایشان کنسرت گذاشت تا که نانی به کف آرند و …

از تبعیض موسیقیایی میان جوانان تهران و آبادان سخن ها راندند و خطر گرایش به دود و حال و فاز و … را  به خاطر تعطیل شدن یک کنسرت ! یادآور شدند.

و آخرش هم ارزش های باقیمانده از حماسه عظیم دفاع مقدس را روبروی شان گذاشتند و آن را سیبل قلم های آلوده خود کردند.

صرف نظر از اینکه این افراد تحت کدام حمایت اند که فعالیت شان محدود به هیچ مرز و قانونی نیست و به راحتی می توانند هر چه به هرکه می خواهند بگویند ،  اشاره به چند نکته می تواند ماهیت راهبرد و نقطه هدف شان را در افکار عمومی روشن تر سازد:

–       متاسفانه امروزه فقدان اخلاق و انصاف در رسانه خود را نشان داده است. به این معنی که بخشی از یک واقعیت (نه همه واقعیت) را آنگونه گزینش می کنند که مخاطب با آنها همراه شود و برایش کف و سوت بزند. این آفت در رفتار چند روز گذشته مخالفان تعطیلی کنسرت خواجه امیری مشهود است. چرا که حتی این پرسش را مطرح نکردند که  آیا برگزاری چنین برنامه ای نیاز به اخذ مجوز رسمی از سوی دستگاه های مربوطه دارد یا نه؟و آیا می توان از یک طرف ادعای مطالبه حقوق مدنی داشت و از طرف دیگر از یک اقدام غیر قانونی دفاع کرد؟

البته شاید پاسخ شفاف به این پرسش و اقناع مطالبه ی ذهنی مخاطبان ، دیگر امکانی برای سوار شدن بر موج مظلومیت نمایی شان فراهم نمی نمود و به آنچه مطلوب شان بود نمی رساند. به همین جهت در همه نامه پراکنی ها و دستنوشته هایشان کمترین اشاره ای به این مهم نکرده و صرفاً در راستای تشویش ذهن علاقمندان به موسیقی و تحریک احساسات جوانان گام برمی دارند.

-نکته دیگر اینکه برخی از نام گرفتن منطقه آبادان به ” آزاد” دچار توهم شده اند و گمان می کنند که در اتمسفریک جمهوری خودمختار ! نفس می کشند. به همین جهت انتظار دارند که اختیار کامل منطقه آزاد در دستان مدیر عامل و دست اندرکاران آن باشد و هر تصمیمی که خواست بگیرد. این تصور غلط موجب شد تا سطح مطالبه ی آنان از مدیران این منطقه فراتر از حد معمول رفته و از آنها بخواهند خارج از دایره قوانین جمهوری اسلامی ایران حرکت کنند.

بدیهی است چنین دیدگاهی اساساً مردود است و موافقان آن محکوم به شکست اند.زیرا که اینجا ایران است. جمهوری اسلامی ایران وتابع قوانین و نظام آن.

-موضوع بعدی این است که بنده نیز موافقم که شادمهرو طالب زاده رفتند تا رویه ها اصلاح شود. اما نه آن رویه ای که در فهم شما رشد یافت.  اتفاقاً خروج شادمهر ها محصول فضای مسمومی است که در نتیجه ی برپایی کنسرت های ساختارشکنانه و ناهنجار به وجود آمد. همان جشن های کوچک و محافل خودمانی! که دنیای برهنگی را برایشان تجربه می کرد. چه کسی هست که نداند آنها برای تخلیه خواهش های دورنی شان سفر کردند و شوربختانه شوهای تلویزیونی امروز آنها این را تایید می کند. برای اثبات این حرف به تولیدات شادمهر و طالب زاده قبل و بعد از سفر به خارج رجوع کنید آن وقت متوجه خواهیم شد آنها نه برای پرورش استعداد خود در حوزه ی موسیقی بلکه با هدف دیگری وطن و مردم شان را فروختند.

– گفته اند که نگرانی مخالفان برپایی کنسرت این است که مبادا جوانان از این برنامه استقبال کنند و ایام راهیان نور کم رونق شود.این هم از همان استدلال های معاندانه ای است که با هدف تغییر ذائقه دینی و فرهنگی مردم صورت می گیرد.اولا باید با افتخار گفت که راهیان نور میوه ی درخت پرثمر انقلاب اسلامی است که علیرغم همه ی جفایی که بدخواهان این جریان فرهنگی و ارزشی در کشور داشتند امروز وضعیت فوق العاده موثری به خود گرفته است و استقبال جوانان از آن بی نظیر است و هرسال به صورت میلیونی بر علاقه مندان آن افزوده می شود. دوم اینکه دور از ذهن نیست که در سالن برگزاری کنسرت نیز عده ای حاضر شوند و  به آن علاقه نشان دهند که این امری کاملا طبیعی است.اما آیا الزاماً هر چیزی که مورد استقبال عده ای قرار گرفت خوب است؟ آیا مواجهه بدون شناخت جوانان با پدیده ی موسیقی آن هم از نوع غیر سنتی و تهییج احساسات آنها آسیب زا نیست؟ سوال دیگر اینکه مگر نه ادعا دارید که موسیقی غذای روح است و به انسان آرامش می دهد. کدام کنسرت پاپ و راک و جاز  و… در طول این چند وقت در آبادان سراغ دارید که به آرامش فکری و روحی جوانان خدمت کرده باشد ؟ و آیا موسیقی امروز کشورمان متاثر از علم موسیقی غربی و جامعه ی سیاه آمریکا نیست؟  (البته بررسی ابعاد مختلف مشکلاتی که موسیقی امروز غرب برای جوانان ما فراهم می کند مجال بیشتری می طلبد.)

–  اما یکی از بزرگترین توهین هایی که می توانست به مفهوم ارزشمند شهادت صورت گیرد در لابلای آه و افغان های متمارضانه این چند روز دیده شد. آنجایی که “جایگاه رفیع شهادت” را منحصر در آبادان ندانسته و همه شهرهای کشور را به خاطر شهید دادن اینگونه می داند و آخرش هم نتیجه می گیرد که چون همه شهرهای کشور کنسرت برگزار می شود پس آبادان هم …

هر آدم منصفی با این ادبیات مواجه شود و آبادان و خرمشهر را بشناسد حتمن به این موضوع پی می برد که داستان صرفاً تعطیلی یک کنسرت بدون مجوز نیست بلکه این گفتار و رفتار از یک خواستگاه محوری و اندیشه ی هدفمند بر می انگیزد. چه کسی هست که نداند اغلب شهرهای کشور ، جوانان خود را روانه این منطقه کردند و خونشان را به این خاک هدیه نمودند؟ چگونه می توان وجه تمایز میان آبادان و خرمشهر و سایر نقاط ایران را نادیده گرفت؟ آیا برخورد سطحی با اهمییت آبادان و خرمشهر جفای به موقعیت این شهرها نیست؟ و آیا اگر اقدام نامناسب و ساختارشکنانه ای در سایر نقاط شهیدپرور کشور عزیزمان رخ داد الزاماً باید در این شهر تکرار شود؟

واضح است که  اقدام نگارنده برای عادی سازی شرایط آبادان ، ماهیت درونی عده ای که از تسلط فرهنگ ارزشی و معنوی برآبادان پس از جنگ دچار عقده هستند را نشان می دهد و از لقب گرفتن آبادان به نام ” آزاد” بیشتر خوشحال می شوند تا شهر “شهید پرور”.

آخر اینکه این تصور که آبادان امروز آزاد شده است یک اشتباه عامدانه است، زیرا نیک می دانید که آبادان در انقلاب مردمی و ایدئولوژیک سال ۵۷ و پس از آن از دست متجاوز بعثی کافر آزاد شد. این تفکر بر کشور حاکم شد و اگر همین روحیه ی تدین و معنویت جوانان آبادان نبود و این شهر در جنگ بازپس گرفته نمی شد معلوم نبود سرنوشت امروز این شهر با جنایات صدام و آمریکا و سربازان و کشتار های وحشیانه شان به کجا ختم می شد؟  بهتر است این روحیه را قدر بدانیم و کاری نکنیم که ضعف در ایمان و اعتقاد جوانانِ این مرز پرگهر ، دشمنان را به طمع بیندازد.

باید باور داشته باشیم که جنگ تمام نشده و اگر به قول شما ماهواره های مختلف بر سر جوانان ما فرو ریخته ( که نگرانی تان قابل درک واحترام است) و اگر گرایش فرزندان مان به سمت دود و قلیان و … افزایش یافته ( که درست و غیر قابل انکار است) در راستای همان مبارزه ای است که دشمن با ما دارد.

طبیعی است مقاومت در برابر هجمه دشمن همه اش به موسیقی بر نمی گردد. معیشت مردم و تقویت باورهای دینی و تحکیم بنیان خانواده ها از موسیقی به مراتب مهم ترند.

اگر باور کنیم که ملت مسلمان  و انقلاب اسلامی ایران در یک حرکت مقاومتی به سر می برد و آن را پذیرفته است آنگاه حتی نگرش به موسیقی نیزتغییر کرده و آثار بر آمده از این رویکرد ، متفاوت و مطلوب همه جامعه خواهد بود.مثل کارهایی که امروز حامد زمانی انجام می دهد و عموم جامعه آن را قبول کرده اند با اینکه ذات موسیقی سنتی نیست.

پس بهتر است از متن مردم فاصله نگیریم و ذائقه شان را مورد توجه قرار دهیم. مردم متدین آبادان شادی را در چارچوب منطقی و دینی می پسندند و از قرار گفتن فرزندان شان در دامن احساسات پرخطر با آینده ی نامعلوم پرهیز می کنند.

ضمن اینکه مطمئناً شکاف میان نگاه نخبگان  با واقعیت های درونی ملت ، به سود نخبگان نخواهد بود و بدون تردید هر آن کس که از جماعت ظلم ستیز و مقاوم امروز ملت ایران جدا شود محکوم به انحراف است . خواه مامور احمدی نژاد باشد یا مرعوب و فریفته غرب.

 

  1. ناشناس می‌گه:

    چه جالب! نویسنده مقاله خود را نماینده تام الاختیار خداوند و انقلاب فرض کرده و به جای همه تصمیم گرفته! کنسرت بدون مجوز! منطقه آزاد یک نهاد دولتی است و وزارت ارشاد هم همینطور … حال منظور از مرجع صدور مجوز چیست؟
    قدرت نمایی ها و مچ اندازی های خود را به پای مردم بی نوای آبادان و خرمشهر نگذارید!!!!!!!!

  2. ناشناس می‌گه:

    من یک خرمشهرى هستم متن اصلى و نظرات راخوندم. اگر دقت کنید (در متن اصلى)
    متوجه خواهید شد کاملن سرکوب کننده است . منظورم این است که با هدف جلوگیرى
    از اعتراضات احتمالى ذیگر نوشته شده زیرا تقریبن همه معترضین به لغو کنسرت را
    ضد انقلاب و غربزده و خود فروخته مى داند.

  3. آبادانی می‌گه:

    امیدوارم کسانی دنبال آرامش مردم آبادان هستند آنها را به ابتزال نکشانند . البته جوانان آبادان همانطور که جلو دشمنان بعثی را گرفتند نمی گذارند مبتذلان در آبادان جولان دهند

  4. ناشناس می‌گه:

    آفرین :خیلی خوب بود بعضی از دوستان عزیز ما که مطمئمنم خودشون هم با مطالب کلی این مقاله موافق هستند ولی جوانی آنها و همچنین تهاجم بسیار زیاد فرهنگی به طرف ما مغز آنها رو شستشو داده که بدون فکر منطقی و فقط از روی احساس (که برخواسته از شهوت جوانی است)و صحبت کنند وفکر کنند. ولی اگر همین عزیز لحظاتی بنشینند و با خود فکر کنند که ما مسلمانیم و شیعه نه دین ما ونه مذهب و نه ائمه ما اینچنین چیزی را قبول ندارند و اگر کمی فکر کنند که چرا موج عظیم گرایش به اسلام در اروپا و امریکا به راه افتاده که حتی مسئولین آن کشورها گیج مانده اند چه کنند که دست به اقداماتی مثل حمایت از تکفیرها در سوریه در عربستان در پاکستان در افغانستان و همه کشورهای اسلامی میکنند.که یعنی اسلام واقعی را نابود کنند. افرادی مثل فوکویاما درآمریکا دارند طرح ریزی برای نابودی اسلام میکنند. وافرادی مثل این جوانان عزیزان آبادانی دارند تیشه به ریشه اسلام میزنند.کمی سر از ماهواره و بردارید وتحقیق میدانی و منطقی کنید که چه در جهان میگذرد و چه مصائبی امروز بر سر شیعه وارد میشود. آنوقت است که شما به برگزار نشدن یک کنسرت که کلیدی برای کنسرتهای دیگر وکارهای ضد اخلاقی و ضد دینی بیشتری می بود اعتراض نمیکنید

  5. علیرضا آبادانی می‌گه:

    شما داری حرف زور می زنی از قدرتم به زور استفاده می کنی که بگی ای مردم شما نمی فهمید من فقط می فهمم من می فهمم ذائقتون چیه من میدونم چی باید گوش بدین چی گوش ندین چی ببینین چی نبینین.من نمی فهمم ما مگه انقلاب نکردیم و این همه شهید ندادیم که جلوی زورگوها وایسیم ؟؟؟؟؟چرا جلوی این آدم هایی که خودشون رو مرجع می دونن و حرف زور میزنن و دارن به آبادان و خرمشهر خیانت می کنن نمی ایستیم و بیرونشون نمی کنیم مردم به این دولت رای دادن که این زورگو ها رو دیگه نبینن امیدوارم دیگه نبینمتون

  6. صلح می‌گه:

    دم بچه بچه حزب اللهی های ابادان گرم .حال کردم ……..نباید به غربزدگان بی فرهنگ جرات داد در شهر شهیدان فساد کنند…..

  7. امت حزب الله می‌گه:

    بسمه تعالی.سلام علیکم
    از این الفاظی که استفاده شده میتوان به راحت تشخیص داد که کدوم حرفشون درست ومنطقی وحق هست
    الفاظی نظیر خفه شو ووووووکه نهایت فرهنگشان رانشان میدهد.
    ایجاد اشتغال بهتر وبیشتر می توانست مردم را خوشحال کند.

  8. ... می‌گه:

    باور کن خودتم نفهمیدی چی نوشتی.فقط اینو بدون که نظرت نظره اکثریت نیست

  9. امیر می‌گه:

    مطلب شماحق است خدابه شما توفیق وعزت میدهدنه انسانها

  10. ناشناس می‌گه:

    حرف حساب خوشایندادم بی منطق نیست پس متوسل به فحاشی مانندخفه شیدمیشود

  11. ناشناس می‌گه:

    امیدواریم در همه جای ایران وجود جوانان بصیر وانقلابی مانع محکم اقدامات ضددینی شوند

  12. امیر می‌گه:

    شما با این کارهاتون منفور تر و منفور تر میشید…….

  13. آرمین می‌گه:

    قبول دارم کارای داخلی شادمهر خیلی خوب بودن.

    خواجه امیری هم مورد تأیید صدا و سیما هست . درسته صدا و سیما مرجع دینی نیست ولی خوب دیگه باید با بعضی از واقعیت ها کنار امد.
    البته مجوزهم نداشتند کاریش نمیشه کرد اونم برنامه ای به این بزرگی رو ..

    کلاً زیبا و قابل قبول و فهم نوشتید ..

    الهم عجل الولیک الفرج

  14. خیرخواه می‌گه:

    بسیار متن محکمی بود
    موفق باشید

  15. ناشناس می‌گه:

    احسنت ، کار بسیار عالی بود

  16. عاقل می‌گه:

    موافقم خفه شید خاک بر سر شما مرتجعین

  17. ناشناس می‌گه:

    سلام علیکم .بسیار عالی وعالمانه هم جواب سفسطه ها داده شدوهم به زیبایی زمینه آگاهی بخشی به مخاطبین را فراهم کردید

  18. بی نام می‌گه:

    لطفا خفه شید و به اسم مردم آبادان حرف مفت نزنید شما منفورترین قشر جامعه هستید که از تکفیری های مرتجع چیزی کم ندارید