تاریخ انتشار خبر: ۱۵ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۲۰:۱۳:۴۲
کد مطلب : 28412
هدف از حمله به «دلواپسیم» چیست؟

آغاز جنگ قدرت توسط اصلاح طلبان و اعتدالیون! / خدمت به مردم در حاشیه قرار گرفت

هدف نهایی رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب و اعتدالیون، تخریب چهره های اصولگرا به هر نحو است؛ تا در انتخابات مجلس دهم عملا راه را برای نامزدهای مورد نظر خود باز نمایند.

به گزارش عصر آبادان به نقل از   فرهنگ نیوز، دو روز پیش همایش منتقدان توافق ژنو با نام «دلواپسیم» در حالی برگزار شد که رسانه های اصلاح طلب در اقدامی همسو و هماهنگ سعی در انحراف مسیر این همایش داشتند. رسانه های نزدیک به دولت و اصلاح طلب در یک اقدام هماهنگ و یک روز پس از برگزاری این همایش با جناحی خواندن آن، سعی داشتند تا مسیر اصلی یک همایش ملی را با رنگ و بوی بازی های سیاسی درآمیزند.

روزنامه شرق در همین راستا اینگونه گزارش می دهد: «می‌گویند «دلواپسند»! حالا بعد از ۹ ماه احساس می‌کنند باید تمام‌قد بیایند وسط و هشدار بدهند. یاران احمدی‌نژاد نزدیک به ۹ ماه تحمل کرده‌اند و سکوت تا آنجایی که غلامحسین الهام دست‌به‌کار شد و فرمان داد: همه به خط! حالا می‌خواهند همه‌شان دور هم جمع شوند. دور هم جمع شوند تا بگویند «دلواپسند» اکنون «رایحه خوش خدمت»شان را می‌توان بو کرد به‌ویژه در سیاست‌های خارجی و هسته‌ای دولت روحانی که شاید بیشترین محل منازعه‌شان باشد.»

از سوی دیگر روزنامه اصلاح طلب قانون نیز بر اساس همین استراتژی گزارش می دهد: «ساعات اول صبح با صدای پیامکی به سمت تلفن همراهم رفتم. ابتدای پیام، خبر از گردهمایی دانشجویی می‌داد ولی درادامه متن اسامی و موضوع گردهمایی را که دیدم متوجه شدم بازهم کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است، بازهم قرار است کسی کوبیده و ترور شخصیت شود. ناگهان یاد پیامک‌هایی افتادم که ۲۲ بهمن سال ۹۱ ارسال و بعد از آن به رئیس مجلس حمله شد  یا پیامک‌هایی که در سازمان انرژی اتمی برای اخلال در روند این سازمان جابه جا می‌شد. محتوای پیامک از تجمع سرخوردگان سیاسی که هیچ اقبالی به آن‌ها در انتخابات ریاست جمهوری نشد و تلاش آن‌ها برای حضور در رسانه ملی و اعتراض به دولت سرانجام نداشت، خبرمی داد.»

روزنامه دولتی ایران نیز در این باره می نویسد: «برگزار‌کنندگان گرچه خود را مستقل و غیرجناحی می‌خواندند اما عموماً از جبهه پایداری، جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپویان بودند و در حالی دولت یازدهم را نقد ناپذیر می‌خواندند که همزمان اذعان داشتند تاکنون بارها و بارها در تشریح مواضعشان سخنرانی کرده و بیش از ۲۰ مناظره برگزار کرده‌اند.»

روزنامه آرمان هم بیکار ننشست و در ادامه مطالب زنجیروار رسانه های اصلاح طلب نوشت: «باز هم حامیان احمدی‌نژاد که می‌گویند برنامه‌ای برای انتخابات و بازگشت به قدرت ندارد مراسمی داشتند که از حامیان رئیس‌جمهور قبلی برای سخنرانی در آن دعوت کرده بودند. نام این همایش «دلواپسیم» بود و قصد داشتند طی آن نگرانی خود از آنچه از سوی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای انجام می‌شود را نشان دهند؛ اما قرار نبود اشاره‌ای به آنچه داشته باشند که دستاورد مذاکرات دولت قبل بود.»

البته «اعتماد» هم از قطار موج رسانه ای اصلاح طلبان جا نماند و با اشاره به برگزاری این همایش و انتساب آن به یک حزب و جناح خاص نوشت: « همه البته نیامده بودند اما آنها هم که آمده بودند بیشتر رنگ و بوی جبهه پایداری داشتند: از قاسم روانبخش و سقای بی ریا گرفته تا کوچک زاده و سلیمانی و حسینیان و نبویان و رسایی که البته ساعت آخر همایش از راه رسید. بقیه هم اگر عضو پایداری نبودند اما خیلی از یاران آیت الله مصباح یزدی فاصله فکری نداشتند. کسانی مثل اسماعیل کوثری و کریمی قدوسی و فریدون عباسی و صادق کوشکی و فواد ایزدی و مهدی محمدی.»

انتساب «دلواپسیم» به یک جناح خاص با چه هدفی؟!

اینها تنها بخشی از هجمه رسانه ای یک جریان خاص به یک همایش ملی بود. قطعا زمانی که یک حرف از زبان گروهی منتسب به جریان خاص بیان شود، براحتی می توان آنرا محدود به همان گروه نشان داد؛ از این رو جریان اصلاحات با موج رسانه ای که به راه انداختند دقیقا به دنبال این هستند تا عنوان نمایند تنها طیف رادیکال!! اصولگرایان اعم از جبهه پایداری، حامیان جلیلی، احمدی نژاد و مشایی به توافقنامه ژنو منتقد هستند و این یک صدای ملی نیست!

از سوی دیگر در همین موج رسانه ای شاهد بودیم که بارها و بارها از سوی روزنامه های زنجیره ای اصلاحات و نزدیک به دولت سعی داشتند این همایش را یک برنامه بی رونق و ضعیف معرفی کنند که حتی از سوی حامیان همان طیف رادیکال! نیز مورد استقبال واقع نشد در حالی که گزارش شاهدان عینی و بعضا اظهارات خبرنگاران همین روزنامه های زنجیره ای صراحتا اذعان کردند که «جمعیت زیادی آمده بودند».

چرا احــمدی نژاد؟!

اما نکته قابل توجه در این بین تلاش اصلاحات برای به تصویر کشیدن بازگشت احمدی نژاد به عرصه سیاست بود. اصلاح طلبان «دلواپسیم» را بهترین فرصت برای اعلام حضور دوباره احمدی نژاد در عرصه سیاست به بهانه انتقاد از سیاست خارجی دولت دانسته و از این فرصت برای اهداف پشت پرده خود و ترویج احمدی نژاد هراسی در سطح جامعه و رسانه ها استفاده کردند.

نکته دیگری که در تقابل رسانه های نزدیک به دولت با «دلواپسیم» به چشم می خورد، تخریب چهره بسیج دانشجویی است. دولت در لحاظات پایانی در حالی اجازه برگزاری همایش در تالار سیدالشهدا(ع) را به دانشجویان نمی دهند که پیش از این بارها و بارها شاهد بوده ایم که رییس جمهور تاکید کرده است «جامعه دانشگاهی و دانشجویان برای انتقاد آزادند.» موردی که روزنامه قانون صراحتا به آن اشاره می کند: «خبر تجمع و همبستگی طرفداران مشایی، احمدی‌نژاد و جلیلی آنقدر هم دور از تفکر نیست ولی اینکه دلواپسان سعی داشتند در تالار سید الشهدا (ع) که یک مکان دولتی است، علیه دولت توطئه و کار حزبی کنند بسی جای تامل دارد.» هرچند «قانون» با تحریف، لغت «نقد» را به «توطئه و کار حزبی» تعبیر کرده است اما نکته قابل توجه آنجاست که این روزنامه صراحتا اذعان می کند که در یک مکان دولتی نمی توان به سیاست های دولت انتقاد کرد و این یعنی نقطه عکس اظهارات دولتمردان در رابطه با انتقادپذیری!

اما در پایان بهتر است با یادآوری کارنامه رسانه های زنجیره ای امروز در نقاط تلخ سیاسی دوران اصلاحات گوشزد نماییم که رسانه های افراطی دیروز به معتدلین امروز مبدل شده اند. رسانه هایی که روزگاری نه چندان دور «حجره داران افراط» بوده اند، امروز در مقام مقابله با افراط گرایی برآمده اند.

قطعا ملت فراموش نخواهد کرد موضع گیری رسانه های معتدل امروز در ماجرای تحصن مجلس ششم و استعفای دسته جمعی آنها، انحلال شورای شهر تهران، انتخاب شهردار تهران در سال۹۲، وقایع سال۸۸، وقایع سال ۷۸ و … را و بر همین اساس باید اذعان نمود رسانه های افراطی دیروز، امروز با نقاب اعتدال همان مسیر روزنامه های زنجیره ای را دنبال می کنند و این ادعا چندان دور از ذهن نیست که چندین روزنامه و سایت از یک منبع مشترک هدایت و رهبری می شوند.

اما هدف نهایی چیست؟

بی شک می توان گفت در مقطع کنونی هدف نهایی رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب و اعتدالی، تخریب چهره های اصولگرا به هر نحو است؛ تا در انتخابات مجلس دهم عملا راه را برای نامزدهای مورد نظر خود باز کرده و آن گونه که بارها در طی این چندماه اعتراف نموده اند، مجلسی یک دست از طیف اصلاح طلب و اعتدالی و حامی دولت بسازند تا عملا دولت بتواند در مسیر قانون گذاری نیز به اهداف خود دست یابد؛ آنچنان که در مجلس اصلاح طلب ششم به دنبال آن بوده و سعی نمودند قوانین را به گونه ای تغییر داده و تصویب نمایند که تغییرات ساختاری در نظام صورت گیرد و راه برای آینده آنها نیز باز باشد. که این در حقیقت یعنی «آغاز جنگ قدرت به جای تلاش برای خدمت»! و این در حالی است که مردم برای خدمت به این دولت رای داده اند، نه کسب قدرت.