تاریخ انتشار خبر: ۸ , خرداد, ۱۳۹۳ | ۱۳:۲۵:۴۴
کد مطلب : 30903

نکاتی پیرامون برگزاری نکوداشت در آبادان برای کسی که در مجلس ششم گفت: من به آقای خامنه ای تذکر شرعی دارم!

به همت دکتر سید حسین دهدشتی قرار است نکوداشتی برای مرحوم رشیدیان گرفته شود.

تاریخ صدر اسلام مملو از درس ها و نکاتی است که هرچند به ظاهر از تاریخ آن گذشته اما قابل استفاده برای زمان های مختلف از جمله زمان ما است .

عاقبت بخیری افراد در صدر اسلام یکی از اموری است که باعث درس عبرت گرفتن برای ما می شود . چه بسیار انسان هایی بودند که در راه اسلام رنج ها و مشقت های زیادی کشیدند اما در آخر به انحرافی از عاقبت بخیری بی نصیب ماندند . در ادامه به ذکر دو مورد از این افراد که در دامن ولایت بودند اما متاسفانه نمک خوردند و نمکدان را شکستند می پردازیم

زبیر

شخصیتی که مردم ما بعد از فتنه ۸۸ او را با توصیفی که اهل فن بیان کردند به خوبی می شناسند . مردی که دارای مدال های افتخار فراوانی بود از آنجمله :

–         پیامبر صلی الله علیه و اله او را حواری خود می دانست

–         پسر دایی و همرزم مولا علی علیه السلام در تمامی جنگ های صدر اسلام

–         جانباز تثبیت اسلام

–         تنها کسی در کوچه های مدینه برای دفاع از حضرت علی علیه السلام شمشیر کشید .

–         و …

اما حیف این مرد که در دامان ولایت بود متاسفانه با ساده انگاری به حب دنیا از دامن ولایت جدا شد و در آخر شمشیری که سال ها با آن برای ولایت جنگیده بود حال آن را در مقابل ولایت لخت کرده بود .

ابن ملجم مرادی

حاکم یمن به مردمش گفت علی بن ابی طالب به حکومت رسیده است از بین خود صد نفر انتخاب کنید تا به نمایندگی از شما به کوفه بروند و با امام علی علیه السلام بیعت کنند .

از بین مردم یمن صد نفر نخبه جمع شدند و این صد نفر ده نفر خاص الخاص خود را انتخاب کردند و قرار شد این ده نفر که نخبه ترین مردم یمن بودند به دیدار مولایشان بروند حال این جماعت سخنگویی نیاز داشت از بین خود ابن ملجم را انتخاب کردند و چه خطبه زیبایی در وصف امیرالمومنین خواند .

ابن ملجم در دامن ولایت جان گرفت و بزرگ شد اما او نیز به مانند زبیر به دنبال شهوات نفسانی خود با کج فهمی و برداشت اشتباه از دین از دامن ولایت جدا شد .

حرف اصلی

خبری از برخی رسانه های شهرستان به نقل از فرماندار ویژه ابادان مبنی بر برگزاری نکوداشت نمایندگان ادوار آبادان پخش شد .

طبق بیان فرماندار محترم آقای دکتر شهبازی قرار بر این است که از مرحوم محمد رشیدیان نماینده سابق مجلس نیز یادی بشود.

نمی دانم آقای رشیدیان عاقبت بخیر شد یا نه خدا می داند اما چیزی که برای ما مهم است ایشان در آخر عمر سیاسیشان از دامن ولایت خارج شدند .

هنوز جمله ایشان در مجلس ششم در پی قرائت حکم حکومتی ولی الامر مسلمین در اذهان وجود دارد ، توهینی که به مقام ولایت شد و باعث تشنج مجلس گردید .

و یا اعتراضات ایشان نسبت به شورای نگهبان و شرکت در تحصن نمایندگان مجلس .

این مواضع ایشان خروش ملت ولایت مدار آبادان را در پی داشت و باعث شد که ایشان اواخر عمر خود را در خارج از آبادان سپری کند .

با این وصف چرا فرمانداری ویژه آبادان اصرار به زنده کردن و یاد کردن از او را دارد جای بسی تعجب است ./اروند آنلاین

نویسنده :عبدالزهرا علوی

  1. ناشناس می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم …رشیدیان کسی بود که درمجلس خبرگان قانون اساس از ولایت فقیه دفاع کرد وتا تصویب آن از تلاش باز نایستاد …در ثانی حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار آقای شاهرخی واخوان نمایندگانی که درمجلس بارشیدیان درگیر شده بودند …فرموده بودنند ..رشیدیا ن از دوستان ماست بروید وبااو صلح کنید ….بنقل از شاهرخی واخوان ….رشیدیان تمام عمر خود را وقف اسلام وانقلاب وولایت فقیه وجتگ زدگان کرد وبرای مردم آبادان وخرمشهر سنگ تمام گذاشت ودر اوج قدرت هیچ یک از فرزندانش را برسرکاری نگداشت وبهره ایی ازنمایندگی جز. تهمت وافترا وکم لظفی ومشقت ندید ….فرزندانش نیز در جبهه وجنگ یازخمی ویاشیمیایی شدند …ایشان از خظ انقلاب وولایت خارج نشده بود که حال بخواهد برگردد…سراسر زندگی وی تعلیم وتربیت نسل جوان وآشنایی باقران بود ..او حر مجلس وشیخ الوکلا بود وبه استناد اسناد ومدارک وصورتجلسات مجلس یکی از پر کارترین نمایندگان بود …او درگفتار بی پروا وصدیق بود ..وبرای احقاق حقوق ملت ومردم مظلوم آبادان درمقابل مسئولین ودوستان خود نیز می ایستاد ..اگر رشیدیانکه افشاگر خیانتهای بنی صدر بودوبرای تصویب ولایت فقیه در مجلس خبرگان تلاش نمود ضد ولایت است ….پس چه کسی دوستدار ولایت می باشد …دردهر چو من یکی کافر …پس درتمام دهر یکی مسلمان نبود

  2. ناشناس می‌گه:

    الله اعلم ماذا یاتیان به ی یوم القیامه من عذر اذا اعتذرا

  3. سلام رفیق می‌گه:

    هر که با ولایت در افتد ور افتد خواه سیف الاسلام زبیر باشد یا رشیدیان و امثال ذلک

  4. شعبون برادر رمضون می‌گه:

    خدا رحمتش کند من در سال ۵۶ شاگرد ایشان بودم و یادم نمیرود که چگونه با رزیم شاه مبارزه میکرد ولی بعد از پیروزی انقلاب و خصوصا در دوران بازسازی چیزهایی از ایشان و اعضا دایمی ستاد انتخاباتی وی مشاهده کردم که دلم به حال وی و سابقه درخشان ایشان سوخت . یادم هست در زمان هاشمی ایشان بعنوان یک نیروی جناح چپ منتقد سیاستها ی دولت بود و زمانبی که مسولیت بنیاد مهاجرین کشور به ایشان و اطرافیان وی سپرده شد دیگر هیچگونه مخالفتی در کارنبود و نزدیکان وی در ستاد ایشان بعنوان مسولین بنیاد در سراسر کشور منصوب شدند و چه ….نکردند و در حال حاضر انها در ابادان بدون سر و صدا با اندوخته های ان دوران از تجار ابادان میباشند.

  5. ناشناس می‌گه:

    اقای دهدشتی خیلی دلت سوخته ها!!!مردم بصیرت داشته باشند که دارند به این اقایون دیگه رای نمیدن