تاریخ انتشار خبر: ۵ , مهر, ۱۳۹۳ | ۱۴:۵۹:۱۱
کد مطلب : 46844
به خاطر اجرای قطعه "یا فاطمه"

آیا ناصر عبداللهی به شهادت رسید؟

عده ای معتقدند بر خلاف باور عمومی، ناصر عبداللهی به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است و به خاطر اجرای قطعه موسیقی “یا فاطمه” در مدح حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط عده ای به شهادت رسیده است.

 بعد از مرگ ناصر عبداللهی، همواره زمزمه‌هایی درباره مرگ مشکوک او وجود داشت اما اخیراً مهدی براتی از کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک در صفخه شخصی خود ادعا کرده است برخلاف باور عمومی، ناصر عبداللهی به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است و به خاطر اجرای قطعه موسیقی “یا فاطمه” در مدح حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها توسط عده‌ای از متعصبان سنی مذهب جنوب کشور به قتل رسیده است. متن کامل یادداشت منتشر شده در این باره را از نظر می‌گذرانید:

اصلی ترین دلیل فوت ناگهانی «ناصر عبداللهی» چه بود؟

اگر می خواهید یک بار برای همیشه ماجرای فوت ناگهانی ناصر در ۳۷ سالگی اش را بدانید ، متن زیر رابه دقت بخوانید. متنی که هرگز و هیچوقت هیچ رسانه ای نتوانست و جرات اش را نداشت آنرا منتشر کند تا واقعیت فوت «ناصر عبداللهی» همیشه مخفی بماند اما امروز این متن را اینجا برای اولین بار منتشر می کنم تا آنهایی که برایشان هنوز این اتفاق یک داستان مشکوک است، برای همیشه از این راز مطلع شوند:

«هفت سال پیش همسر ناصر عبداللهی، بعد از یک جر و بحث مختصر با وی، به حالت قهر به منزل پدری اش میرود. ظهر همان روز ناصر برای بازگرداندن همسرش، سراغش می رود. مدت هاست که بین خانواده همسر وی و ناصر بحث هایی در مورد دلایل اجرای قطعه «یا فاطمه» رخ داده و دایی‌های همسر وی به شدت از این موضوع عصبانی‌اند. همه خانواده «سُنی شافعی» (از شاخه های مذهب سنی گرایان) هستند و اجرای این قطعه از سوی ناصر عبداللهی، در واقع به زغم وهابی ها و افراطیون شهر {به سرکردگی فرقه ای تندرو } و حتی نزدیکان خانواده همسرش، «خون این خواننده را حلال کرده است.»

ظهر همان روز ناصر که برای بازگزداندن همسرش به محله سنی نشین پدر همسرش می رود، گویی وارد کارزاری شده که افراطیون منتظراش بودند و به سرکردگی دائی های همسرش و وهابی ها و افراطیون مذهبی، مورد حمله قرار می گیرد و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.

بعد از این درگیری شدید، پیکر خون آلود ناصر به منزل اش برده می شود و در حیاط خانه و روی تخت رها می شود. پسر خانواده بعد از چند ساعت و بدون اطلاع از ماوقع به خانه می آید و با تصور خواب بودن پدر، توجهی به وی نمی کند. صدای خِر خِر پدر پس از دقایقی توجه پسرش را جلب می کند. تا به سمت پدرش برود و با برگزداندن پدر به سمت خودش، متوجه آثار ضرب و شتم روی صورت پدر می شود. از پدر داستان را می پرسد و ناصر در جواب می گوید که از جایی سقوط کرده و مشکلی نیست. به اصرار پسر به حمام برده می شود تا آثار ضرب و شتم و چهره خون آلود پدر شسته شود ولی به دلیل ضعف عمومی از حال می رود.

از همان روز جدال ۲۷ روزه ناصر عبداللهی با مرگ در بیمارستان های بندر و تهران آغاز می شود و این جدال سرانجام در روز ۲۹ آذر به مرگ مغزی وی و سپس فوت او منجر می شود.»

خانواده عبدالهی به دلیل تفکرات بومی و برخی محدودیت‌ها از بازگویی این ماجرا تا همیشه منع می‌شود. احسان علیخانی دو سال بعد در سالروز فوت این خواننده در برج میلاد با گفتن برخی جملات حاشیه‌های فراوانی را در رسانه ها باعث شد تا گمانه زنی ها بیشتر و بیشتر شوند:

«نزدیک یک سال است که فهمیده‌ایم او {ناصر} به قتل رسیده است در صورتی که این موضوع مطرح نشده بود. همیشه دوست داشتیم این موضوع را بگوییم. صحبت‌ کردن از علی (ع) ساده است، اما ناصر عبدالهی در جایی از امیرالمومنین صحبت کرد که سخت بود.»

بعد از مرگ ناصر عبداللهی و در مزاسم سومین سالگرد او نیز مجری مراسم ادعا کرده بود ناصر عبداللهی به قتل رسیده است.

پیش از این نیز محمدعلی چاووشی رئیس موسسه «مشکات» و رئیس اسبق صنف تولیدات محصولات شنیداری در گفت و گویی با تأییر این ادعا گفته بود: “من از آقای دکتر امیدوار رضایی، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی خواهش کردم (چون ایشان فوق تخصص مغز و اعصاب هستند) که تشریف بیاورند که شاید بتوانند این جوان را از مرگ نجات بدهند. ایشان تشریف آوردند. معاینه کردند، مدارک و پرونده پزشکی را دیدند به من گفتند فلانی اینی که گفتند ایشان مسموم شده، ایشان مواد مخدر مصرف کرده مطلقا در پرونده ایشون وجود نداره. ایشون ضربه خورده. این صدمه که مغز ایشون پیدا کرده به دلیل اصابت ضربه‌ای است. این آثار کبودی که در صورت وی در عکس‌ها مشخص است به همین دلیل است. من هم با توجه به نظر یک متخصص پزشکی وقتی گفتند ناصر رو زدند از اقوام پیرامون ایشان سوال کردم که مگه کسی ایشون رو زده؟ گفتند بله و ماجرایش هم مفصل است. گفتم چرا؟ گقتند به خاطر همین تغییرات فکری و عقیدتی که پیدا کرده بود خیلی‌ها از دستش ناراحت بودند”.

همچنین نسرین عبداللهی دختر ناصر عبداللهی نیز دو سال پیش در گفتگویی، نظر پزشکی قانونی در خصوص مرگ پدرش را “شکستگی جمجمه” بیان کرده بود.

اگر این موضوع واقعیت داشته باشد می‌توان مرگ ناصر عبداللهی را شهادت به حساب آورد و در صورت تأیید قطعی این موضوع، می‌توان لقب شهید را برازنده خواننده قطعه “یا فاطمه” دانست.

گفتنی است ناصر عبداللهی در ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران درگذشت و در زادگاهش، بندرعباس به خاک سپرده شد.

منبع: خبرگزاری دانشجو
  1. عباس می‌گه:

    مگه شهید (خواننده) مذهب تشیع داشته یا سنی بوده و شیعه شده قابل توجه عزیزان دختر پیامبر خدا برای همه عزیز است و اگه قرار باشه هر کسی مدح ایشان کنه مهدور الم است از طرف سنیها در اینصورت باید تمام سنیها را به قتل رساند

  2. محمد می‌گه:

    قبل از پدیده داعش وهابییون در کشور وجه خاص خودشون رو داشتن و مولوی های فعالی داشتن ، بخاطر این از برملا شدن این جریان امتناع شد ، ولی امروز با جنایات داعش شناخت و نفرت مردم از وهابیت تکفیری بیشتر شد ، امروزه این خبر در جامعه قابل هضم است

  3. مریم می‌گه:

    من همان سال که خبر فوت او اعلام شد از چند نفر شنیدم که به خاطر خواندن قطعه “یا فاطمه” توسط سنی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و برای اینکه بین سنی و شیعه اختلاف نیفتد و در گیری ایجاد نشود از رسانه ای کردن ان خودداری کردند و اعلام شد فوت شده است در واقع خیلی از مردم حقیقت را از همان زمان می دانستند

  4. صادق می‌گه:

    واقعا تاسفباره توی کشور شیعه نشین یه نفر به خاطر بردن نام علی و فاطمه کشته بشه
    این گونه رفتارهای افراطی به خاطر عقاید مذهبی لکه ننگی بر پشانی بشریته
    روحش شاد
    خیلی دوستداشتنی بود

  5. هدیه می‌گه:

    همون موقع که خبر فوت ایشون روشنیدم برام خیلی تعجب آور بود که چرا دراین سن وسال باید اینطوری بشه خدابیامرز روحش قرین رحمت الهی باشه یکی از خوانندگان محبوب همه ملت ایران بود من آهنگاشو خیلی دوست دارم مخصوصا بهار بهارشو با آهنگاش زندگی میکنم ویه مطلبی که باید عنوان کنم اینکه اونموقع در خبرها اومده بود به علت ضربه به سر وزمین خوردن ایشون فوت کردند اما خود خدا شاهده به دلم برات شده بود که حتما براش اتفاقی افتاده ویا کینه ورزی درکاربوده اما چه کسی حرف منوباور میکرد ؟حالا بعد سالها این حقیقت آشکارشده وخیلی جای تاسف داره که عاملین این جنایت خاموش دارند راحت زندگی میکنند و هنرمند دوست داشتنی این ملت زیر خروارها خاک بیگناه وناجوانمردانه به خواب ابدی رفته وهیچ مقصری برای این حادثه پیدانشد..واقعا متاسفم