تاریخ انتشار خبر: ۱۷ , فروردین, ۱۳۹۴ | ۱۳:۲۴:۳۳
کد مطلب : 79490
تجربه سفر به آمریکای لاتین،

احمدی نژاد در جنگل های آمازون هم هوادار دارد

افکار و آرمان ضد امپریالیستی احمدی نژاد تا قلب ساکنین محلی جنگل های آمازون نیز رسوخ کرده است.

یه گزارش عصر آبادان ، وبلاگ زندگی در اکوادر که توسط یک ایرانی ساکن این کشور اداره می شود به تشریح خاطرات این شخص از این کشور کوچک واقع در آمریکای لاتین می پردازد.

در یکی از این مطالب این خانم ایرانی به ارائه خاطراتش از سفر به یک روستای واقع در جنگل های آمازون در این کشور می پردازد که متن آن بدین شرح است:

چند وقت پیش سفری به منطقه آمازون داشتیم. در روستای توریستی کوچکی ساکن شدیم. چند جای دیدنی در اطراف آن روستا بود که باید برای دیدن از آنها برنامه ریزی می کردیم. برای اینکه مسیر رفتن به آن مکان ها را مشخص کنیم و همینطور جاهای مختلف را بر اساس جذابیت اولویت بندی کنیم، نیاز به کمک داشتیم.

اول به چند آژانس مسافرتی رفتیم که آنها همه حرف های مشابهی می زدند. تصمیم گرفتیم از اهالی روستا کمک بگیریم. از یکی از مغازه دارها سوال پرسیدیم. نمی دانم چرا با آنکه خیلی راحت به زبان اسپانیولی با او حرف می زدیم، تصور می کرد که ما متوجه حرف های او نمی شویم و با حرکات دست و صورت حرف هایش را می گفت.  🙂

بعد از چند دقیقه توضیح دادن از ما خواست کمی منتظر شویم. رفت و با مغازه دار همسایه اش برگشت. او هم شروع کرد به انگلیسی صحبت کردن با ما و توضیح دادن درباره جاهای دیدنی اطراف آن روستا. ما هم بدون آنکه به روی خودمان بیاوریم از وسط مکالمه به اسپانیولی حرف زدیم.  🙂

آقای همسایه از ما درباره ملیت مان پرسید. واکنش او بعد از شنیدن اسم ایران خیلی جالب بود. چشمانش برق زد و لبخند روی لبانش نشست. دوباره پرسید ایران؟ بعد از شنیدن کلمه تایید، تقریبا در برابر ما تعظیم کرد! با همسرم دست داد و خواست من را در آغوش بگیرد که با دیدن دستان به هم چسبیده من او هم با همین حرکت جلوی من خم شد و سرش را به نشانه احترام پایین آورد و یادش آمد که نباید با من دست می داد.

بعد از این ابراز احساسات شروع کرد به تعریف و تمجید از ایران. اطلاعات خوبی درباره مسائل خاورمیانه و جهان داشت. با غرور خاصی از مواضع ایران در مقابل آمریکا حرف می زد. با هیجان تمام از احمدی نژاد اسم می برد. می دانست که دوره ریاست جمهوری اش تمام شده و رئیس جمهور دیگری که مواضع متفاوتی دارد بر سر کار آمده، اما همچنان از احمدی نژاد حرف می زد.

از احساس غرورش می گفت وقتی که احمدی نژاد در برابر امپریالیسم جهانی ایستاد و با قدرت حرف خودش را زد و نترسید. شاید بیشتر از ۵ بار با عبارات مخصوص آقایان و نشان دادن دست هایش مردانگی و شجاعت احمدی نژاد را وصف کرد. :)) نام احمدی نژاد و ایران را در کنار نام فیدل کاسترو و کوبا به عنوان نمادهای مقاومت و ایستادگی در برابر ایالات متحده می آورد. در میان حرف هایش از مظلومیت مردم آمریکای لاتین و سال ها استثمار این قاره توسط اسپانیا و بعد از آن آمریکا گفت و از خشم فرو خورده مردم کشورش.

دست ندادن من با او هم موضوع بحث شد. درباره سوء استفاده جنسی غرب از زن ها به اسم آزادی صحبت کرد و قوانین اسلام درباره حجاب را تکریم زنان می دانست. فکر می کنم بیشتر از نیم ساعت مشغول حرف زدن با او بودیم. البته بیشتر او حرف می زد و ما گوش می دادیم.

بعد از تمام شدن حرف هایمان و خداحافظی صورت من و همسرم دیدنی بود، کاملا متعجب و البته خوشحال از این همه احساسات یک ساکن جنگل های آمازون نسبت به کشورمان ایران! از یک طرف اطلاعات به روز او درباره همه مسائل منطقه و ایران برایمان جالب بود و از طرف دیگر آن همه ارادت به رئیس جمهور سابق ایران.  🙂

 

  1. رضا می‌گه:

    همین برای مدیریت جنگل خوبه

  2. سینا می‌گه:

    چه افتخاری برای دکتر!!!!