تاریخ انتشار خبر: ۱۹ , آبان, ۱۳۹۵ | ۱۱:۳۱:۴۵
کد مطلب : 126599
گزارشی از عاشقان حسین در شلمچه؛

اربعین است و هیاهوی رفتن‌ها و ماندن‌ها/روایتی از دلدادگی به حسین

شنیدنی است حکایت زائران و خادمانی که دل به امام حسین(ع) داده اند و روایتگر هیاهوی ماندن و رفتن در مرز شلمچه شده اند.

 

سیده فاطمه هلالات: اینجا یک معبر است، یک گذرگاه. از اینجا مردم بال و پر می گیرند برای رفتن به راهی که برخی بیش از یک سال آرزوی رفتنش را داشتند. اینجا سفید و سیاه و قوم خاصی مطرح نیست همه با هر زبان و هر گویشی نام یک ارباب را از صمیم قلب صدا می کنند. بیشترین کلید واژه های به کار رفته در گفت و گوی این جمعیت میلیونی، یا حسین است و کربلا.

اینجا شلمچه است که این روزها حال و هوای خاصی دارد و ترکیب خادم و زائر در آن ترکیبی از عاشقی است.

در طول مسیر میدان مقاومت تا مرز شلمچه که مسافتی ۱۵ کلیومتری است موکب مستقر است. این موکب ها در ابتدا و اواسط مسیر و به صورت پراکنده و در پایان مسیر به صورت متراکم برپا شده اند.

باد در این بیابان بد بازیش گرفته است. گاهی با آتش منقل و تنه های چوب سوخته زیر کتری چایی بازی می کند، گاهی با لباس بلند و چفیه های خادمان. باد پرچم های بزرگ و کوچک دو سوی خیابان را هم به بازی گرفته است و گاهی حتی چادرهای زوار را.

صدای نوحه فارسی و عربی،  شوری که وصفش جز با دیدن ممکن نیست، ایجاد کرده است. از سه راه شلمچه می توانی خیل عظیم مردمی را مشاهده کنی که آمده اند تا زائر اربعین حسین بن علی باشند(ع) و ماشین های پارک شده در پارکینگ ها هم حکایت شمار چشم گیر آنهایی را دارد که قبل تر رفته اند.

در شلمچه موکب های مردمی سمبل آمدن اربعین است. موکب هایی که بیابانی را به گذرگاه عاشقی ها تبدیل می کنند.

 یک خادم آچار فرانسه هستم

«محمد جواد طرفی» با بلندگویش و با صدای بلند، زائران را به صرف ناهار دعوت می کند. طلبه جوانی که درس و خانواده را پشت سرش در سربندر جا گذاشته و آمده است تا در مرز شلمچه خادمی کند.

محمد جواد به خبرنگار مهر می گوید: از سربندر به شلمچه آمده ام. الان شش روز است در مرز هستم.

می خندد و ادامه می دهد: من آچار فرانسه هستم همه کار می کنم با بلندگو حرف می زنم، زوار را دعوت می کنم، روضه و نوحه می خوانم .

پاتوقش هیئت «عباسیه و عشاق الحسین» خرمشهر است اما خیلی از هیئت های دیگر هم او را به خوبی می شناسند. او ادعا می کند خادم بدون تکیه است.

خنده همیشه به پهنای صورتش وجود دارد. او معتقد است این روحیه عالی را به برکت امام حسین(ع) دارد و می گوید: خدمت به زوار امام حسین(ع) به من روحیه می دهد. از اینکه اینجا هستم احساس غرور می کنم چون خدمت به آقا امام حسین(ع) برایم افتخاری است.

محمد جواد چهار سال است که در شلمچه خادم اربعین است اما دلش نمی خواهد این موقع کربلا باشد. می گوید: بالاخره کربلا می روم اما اینجا ماندن حس دیگری دارد. چهار سال است خدا به من توفیق خدمت داده و تا جایی که عمر داشته باشم و توان، خدمت می کنم.

او ادعا می کند از ساعت ۶ صبح تا دو بامداد سرپا ایستاده است اما خسته نمی شود .

اولین سفر به کربلا

خدامی که همه یک صدا از معجزه های حب الحسین سخن می گویند. آنانی که هر کس به روش خودش عرض ادارات می کند یکی با تعارف چای و قهوه، یکی با گرفتن علم و بیرق و دیگری با نشستنش بر روی زمین و بر سر گذاشتن سینی خرما.

هستند کسانی که با کوزه، آب به مسافران می دهند و مسافران آب را گرفته راهی می شوند. مسافرانی که هرکدام از گوشه ای از این کشور آمده است که برود.

ننه فاطمه یکی از همین مسافران مسیر کربلاست به همراه چهار نفر دیگر از بندر عباس آمده است. بانویی ۶۴ ساله که امسال اولین نوبت است به کربلا می رود و از امام حسین سلامتی می خواهد.

«مینا مشنودی» هم تازه عروسی است که بدون همسر با خانواده از روستایی در حوالی بندرعباس راهی کربلا شده است. مینا به خبرنگار مهر می گوید: خیلی ها از روستایمان رفتند و ما هم دیروز راه افتادیم و فردا عازمیم. یک شب را در شلمچه می مانیم.

او می گوید: نمی دانم چه احساسی دارم. من تا حالا کربلا نرفته ام. همیشه آرزویم بود بروم.

حس تازه یک عشایری

این مسیر برای برخی نوعی کوچ است. فرعلی ۷۴ ساله یکی از عشایری است که از سیستان و بلوچستان به شلمچه آمده تا به کربلا برود.

فرعلی با لباس محلی، لبانی همیشه خندان و بنیه بدنی خوبی دارد که آن را مدیون همین زندگی عشایری می داند. او به همراه برادر و یکی از پسرانش در سالن مسافری شلمچه انتظار رفتن را می کشد. فرعلی سه همسر و ۱۶ فرزند دارد و می گوید اولین بار است به کربلا می رود و خانوده اش را سال دیگر با خود خواهد برد.

فرعلی با لهجه خاص مردم سیستان و بلوچستان به خبرنگار مهر می گوید: حالا دو سه سالی هست که یک جا نشین شدیم. اما مدت هاست که آرزویم است با پای پیاده در مسیر کربلا راه بروم.

او معتقد است این هم یک نوع کوچ است اما حس و حالش طور دیگری است. قدرت توصیف حس و حالش را ندارد و فقط به گفتن این اکتفا می کند که «این رفتن چیز دیگری است»

امام حسین بیماران را به سلامت می رساند

اما همه مثل فر علی تندرست نیستند. ولیچری های بسیاری از این مرز عازم شدند و بیماران زیادی امیدوار رفتند که با شفا برگردند. «ابراهیم اعجمی» یکی از همین افراد است.

ابراهیم ۲۲ ساله است با گروهی ۴۵ نفره از بندر عباس آمده تا عازم شود. ابراهیم بیمار مبتلا به «سیکل سل» است و از امام حسین(ع) شفا می خواهد.

بیماران سیکلی نباید زیاد راه بروند. نباید خسته شوند. نباید در گرما یا سرما مدت زیادی بمانند. از ابراهیم می پرسم با این بیماری و سفر؟ می گوید: ان شا الله امام حسین کمک می کند. امام حسین به همه بیماران کمک می کند تا به سلامت برسند.

تا گرفتن مرادم با گریه می روم

حال مادر ابراهیم اما طور دیگری بود. با حسرت نگاه پسرش می کند و اشکش را با گوشه چادر قهوه ای طرح دارش پاک می کند.

او به خبرنگار مهر می گوید: خواهر ابراهیم هم مریض است. وقتی ابراهیم کلاس دوم و خواهرش کلاس اول بود پدرشان به رحمت خدا رفت و من برایشان هم مادرم بودم و هم پدر.

حالا دیگر اشک گونه هایش را تر کرده است. می گوید: امیدوارم خدا به حق دل داغ دیده زینب همه مریض ها را شفا بده بچه های من رو هم شفا بده.

از مادر ابراهیم می پرسم اگر امسال مراد نگرفتی باز هم می روی؟ با پشت دست چهره آفتاب سوخته اش را پاک می کند و می گوید: اگر امسال مراد نگریم. اگر امسال امام حسین مرادم را ندهد، اینقدر با گریه خودم را به امام حسین(ع) می رسانم و به خواهرش قسمش می دهم تا بچه های من را هم شفا بدهد.

او می گوید: اگر مرادش را هم گرفت به شکرانه اش تا هر زمان توان داشته باشد باز هم اربعین راهی کربلا می شود.

می رویم که در عراق خادمی کنیم

در این میان گاهی این چرخه خادمی و زائری در مرز معکوس می شود. برخی ها هم هستند که زائر می شوند تا خادم شوند. گروه ۲۰ نفره بوشهری یک نمونه است. این گروه عازمند تا در عراق خادم زوار حسینی باشند.

کربلایی محمد وقتی که داشت کمر و گردن پسر بچه ای که روی چمدان ها خوابیده بود را ماساژ می داد، دیدم. کاری که قرار است در عراق هم انجام دهد.

او به خبرنگار مهر می گوید: بوشهری ها در عمود ۳۳۶ از اول صفر مستقر شده اند. قبل از ما یک گروه ۳۰، ۴۰ نفره مستقر شدند و ما الان از هیئت سید الشهدا قرار است جایگزین آنها شویم.


کربلایی چهار سال است اربعین را در عراق بوده و دو سال است که در موکب در مسیر نجف تا کربلا به عنوان خادم حضور دارد و ادعا می کند عاشق پیاده رفتن تا صحن و سرا است.

او معتقد است خادمی این سوی مرز و آن سوی مرز فرقی ندارد و تاکید می کند: «همه خادم هستند و همه زائر امام حسین(ع)»

او در ادامه بیان می کند: ذوق و شوق مردم توصیف نشدنی است عشق به امام حسین نظیر ندارد.

شلمچه این روزها غوغاست. مردم در طول مسیر هستند در پایانه مسافری هم به تعداد قابل توجهی روی زمین نشسته اند. اینجا همه با حس عاشقی از جاده تا گیت ها می آیند و پرچم ها همچنان با باد بازی می کنند.

مهر