تاریخ انتشار خبر: ۲۶ , آذر, ۱۳۹۳ | ۰۰:۱۸:۴۷
کد مطلب : 59762
یادداشت : حسین کاظمی/عصر آبادان:

از ایجاد پایگاه مردمی تا براندازی /جریان شناسی اصلاح طلبی در ایران

عصر آبادان: تعریف اصلاح طلبی و مرور تاریخچه آنگونه که در تعریف اصلاح طلبی(Reformism ) آورده اند: «اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین …

 

 *تعریف اصلاح طلبی و مرور تاریخچه

آنگونه که در تعریف اصلاح طلبی(Reformism ) آورده اند:

«اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند.»

 

اصلاح طلبی اولین بار توسط ادوارد برنشتاین مطرح شد ؛

اما اصلاح طلبی در ایران به دوران شاه عباس ،‌ عباس میرزا ، میرزا تقی خان و پهلوی برمی گردد و بعد از انقلاب توسط بارزگان و بنی صدر به دوباره سازیِ مراکز قدرت ،‌از دور خارج کردن تدریجی سپاه ، دادگاه های انقلاب و کمیته های انقلاب تعبیر شده است .

لکن این جریان در دولت خاتمی شکل منسجم تری به خود گرفت و شاید سنگ بنایِ عملگرایی اصلاح طلبی را بتوان در “حلقه کیان” دنبال کرد ، حلقه ای که نظام فکری و ایدئولوژی خاصی از دین ارائه داد و آغازی بود برای سیر جدید روشنفکری دینی در ایرانِ بعد از انقلاب .

در این یادداشت سعی می شود به جریان شناسی این طیف در طول ۸ سال دولت خاتمی پرداخته شود ؛ در نگاه اول به تلاش این طیف برای ایجاد پایگاه اجتماعی و در نگاه بعد ، به هدف  غایی این جریان که همانا تغییر،رفرم ، انقلاب و براندازی نظام بود می پردازیم:

* تشکیل سازمان های مردم نهاد:(NGO)

تئورسین های اصلاح طلب، این خط فکری را دنبال می کردند که علاوه بر قرار گرفتن در پازل نظام و استفاده از ظرفیت قدرت و چانه  زنی ، باید فشار به حاکمیت را از جانب سازمان ها و پایگاه های مردمی دنبال کرد  ؛ در واقع تشکیل این سازمان ها را به مثابه تقابل گفتمانی ، عملیاتی و ابزاری اهرماتیک برای تقابل با نیروهای بسیجی و مردمی حامی نظام اسلامی تلقی می کردند.

* فتح سنگر به سنگر ، یکپارچگی حکومت ، شورای شهر

روی دیگر سیاستِ ایجاد گروهای مردمیِ آلترناتیو ، استفاده از ظرفیت حضور  در ساحت حاکمیت بود ، ظرفیتی که از آن به عنوان تئوری «سنگر به سنگر» یاد می شد که آغاز آن از تشکیل شورای شهر کلید خورد ، تئوریسین های جریان اصلاح طلبی این شیوه را به عنوان عِدل و هم پایه ی سازمان های مردم نهاد قرار دادند تا علاوه بر ایجاد تقارن این گروهای مردمی حامیِ خود و جریان های همفکر و همرأی در حاکمیت ، گسستگی و شکاف واقعی بین حاکیمت و مردم را تعمیق ببخشند.

*استفاده از ظرفیت دانشگاه ، روزنامه های زنجیره ای با تیترهای موازی و همگون:

اتاق فکر اصلاحات به خوبی می دانست بسترسازی در قشر فرهیخته و محصل برای نیل به اهداف و گفتمان مورد نظر ،‌با سرعت و قوام بیشتری همراه خواهد بود ؛ چرا که چارچوب و ساختار دانشگاه ها بر منوال تفکرات و رویکردهای غربی بنا شده بود که با رویکرد اصلاح طلب ها تقارن بیشتری داشت .

* ایجاد شُعَب در اصلاحات

وقت آن را رسیده بود تا دست اندرکاران اصلاحات به تئوری های ذهنی خود عینیت ببشخند ، تئوری هایی از قبیل “فتح سنگر به سنگر” ، “چانه زنی از بالا ، فشار از پایین “.

عملیاتی کردن ایده های مذکور نیازمند این بود تا فضای جامعه به سمت رادیکالیزه شدن  و بحرانِ درون حاکمیتی کشانده شود ، آنها از سویی نیاز به حضور در حاکمیت داشتند تا از قدرت “چانه زنی ” استفاده کنند و از سویی نیازمند ایجاد طیف های منتقد حاکمیت بودند  تا بتوانند از این رهگذر اهداف خود را جهت براندازی دنبال کنند ، هدفی که به عنوان غایت اصلی در مرامنامه و مانیفست فکری آنها تعریف می شد. در این بین بود که شعبه تندرویی از اصلاح طلبان با عنوان« حزب مشارکت » اعلام موجودیت کرد ، حزبی که به اذعان مؤسسین آن ، خواستار مشارکت همه اقشار ( سنی ، زرتشتی ، بهایی و …) بود و با شعار «ایران برای همه ایرانیان» بستر را برای استفاده همه جانبه در ضدیت با نظام مهیا می کرد . این خط فکری با تقویت پایگاه اجتماعی ، گام های بعدی را با تئوری جدید و با شعار یکپارچگی حکومت ، محکم تر برداشت تا عملا فتح آخرین سنگر ( فرمانده ،‌رهبری و ولایت فقیه ) را کلید بزنند امری که غایت آن به جدایی دین از سیاست و براندازی ختم می شد . جریان اصلاحات برای رهیافت به این مهم ،تئوری « خروج از حاکمیت » را مطرح کردند تا ضربه نهایی را به پیکره نظام اسلامی وارد کنند و اینگونه مشروعیت ولی فقیه که رأس الهرم نظام مبتنی بر اسلامیت و جمهوریت بود را مورد هدف قرار دهند اما تمام تلاش آنها به حضور جمهورِ مردم در آوردگاه ۹ دی ابتر و خنثی شد .

 

kaz

نویسنده: حسین کاظمی/عصر آبادان