تاریخ انتشار خبر: ۲۲ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۱۰:۵۵:۰۵
کد مطلب : 29244
نگاهی به ظرفیت مسئولان در مقابل نقدها؛

از خفقان دوره هاشمی و اتهام‌زنی دولت اصلاحات تا شمشیرکشی‌ احمدی‌نژادوروحانی‌و رویکردحذفی سیما

برنتافتن نقد در پایان فعالیت دولت نهم و با برکناری محمد حسین صفارهرندی از وزارت ارشاد بدلیل نقد دیدگاههای اسفندیار رحیم مشایی به اوج خود رسید .

از خفقان دوره هاشمی و اتهام‌زنی دولت اصلاحات تا شمشیرکشی‌ احمدی‌نژادوروحانی‌و رویکردحذفی سیما

“نقد” لازمه رشد یک جامعه و ضامن سلامت حرکت آن جامعه به سمت اهداف خود است و البته در جامعه دینی ضرورت آن دو چندان می‌شود.

امام صادق(ع) درباره نقد می فرمایند: افرادی که وقتی عیوب آنها گفته می‌شود و با روی خوش استقبال می کنند و این عیوب‌ را به عنوان هدیه می پذیرند، در جامعه ما انگشت شمار هستند.

هرچه منصب سیاسی بالاتر ظرفیت نقد پایین تر

اما یکی از مهمترین مشکلات نقد در جامعه امروزی، پایین بودن ظرفیت پذیرش نقد است و عموما این اتفاق درباره برخی مسؤولان بیش از سایرین است! یا بهتر است به گونه ای دیگر عنوان کنیم که افراد در جامعه ما هر چه به مناصب سیاسی بالاتری می رسند، ظاهرا ظرفیت نقدپذیری آنها کمتر و کمتر می‌شود و برای خود مصونیت ویژه ای قائل هستند.

احضار مداوم مدیرمسئول نشریه صبح به دادگاه در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی

فضای نقد ظاهرا در هیچ دولتی آن جور که باید فراهم نبوده و دولتهای مختلف نقد را بر نمی تافتند.این مهم در دوران سازندگی در اوج قرار داشت بگونه ای که محسن رضایی در کتاب  «رویارویی سوم و جهاد اقتصادی” درباره فضای نقد در زمان هاشمی رفسنجانی می نویسد: در دوره آقای هاشمی فضای سیاسی کشور بسته شد. فضای نقد و گفت‌وگو محدود شد تا جایی که رهبر انقلاب به دانشگاه تهران رفت و در جمع دانشجویان گفت: خدا نیامرزد کسانی را که می‌گویند دانشجو نباید سیاسی باشد.

نشریه “صبح” را باید یکی از قوی ترین نشریات اصولگرایی در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دانست؛ برخی این نشریه را حتی از بهترین و قوی ترین نشریات منتشره در کشور می دانند. عملکرد صبح انقلابی و فساد ستیزانه بود؛ به گونه ای که این نشریه مسائل متعددی از فسادهای پنهان در دستگاه های کشور را در زمان خود افشا کرد. نصیری، مدیر مسئول صبح نیز بارها و بارها به خاطر این موارد به دادگاه رفت، اما کمتر باری بود که مدرکی در دفاع از خود نداشته باشد و یا حرف بدون سند زده باشد.

دولت آقای “هاشمی”دوازده شب آمدند و محله‌ ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند

مسعود ده نمکی درباره دوران بسته نقد در زمان هاشمی می گوید: آن موقعی که همه می‌گفتند مخالف «هاشمی» دشمن پیغمبر(ص) است و الان البته «هاشمی»‌کُشان باب شده، یادم هست در سال ۶۹ به خاطر وزارت ارشاد و نشریه فاراد و… جلوی «هاشمی» در نماز جمعه اعتراض کردم، دولت همین آقای «هاشمی» که دم از آزادی و ضدیت با سانسور می‌زند، دوازده شب آمدند و محله‌ ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند. که چه؟ در نماز جمعه شعار دادی! با تروریست‌ها این جوری رفتار نکردند که تو را بردارند ببرند و با لباس راه راه در همین موزه عبرت در زندان انفرادی هفت هشت ده روز نگه‌ات دارند. بعد هم دوربین‌ها را جلوی تو کار بگذارند و بگویند چرا این کار را کردی؟

افراطی نامیدن منتقدان در دولت اصلاحات

محمد خاتمی گرچه شعار آزادی بیان سر داد و استفاده های سیاسی بسیاری از آن برد اما در “عمل” ارزشی برای نظرات منتقدان پرشمار عملکرد دولتش قائل نشد؛ در واقع وی بهترین و راهگشاترین نقدها را نهایتا شایسته نقش بستن در مطبوعات و مطرح شدن در مجالس می دانست.

این رویه در میان اطرافیان وی که عمدتا از احزاب و گروه های تندرو بودند، شدت بیشتری داشت. اعضای احزاب مجاهدین و مشارکت، جبهه ملی و نهضت آزادی و… در حالت خوش بینانه اساسا نقدی را به رویکرد خود وارد نمی دانستند که درصدد شنیدن حرف های منتقدان باشد؛ واقعیت آشکار آن بود که آنان منتقدان عملکرد خود را افراطی می نامیدند و مواضعشان را افراطی گری.

اوج نقدناپذیری دولت نهم با برکناری صفارهرندی از وزارت ارشاد

برنتافتن نقد در پایان فعالیت دولت نهم و با برکناری محمدحسین صفارهرندی و پنج عضو دیگر کابینه بدلیل انتقاد از رویکرد اسفندیار رحیم مشایی به اوج خود رسید که این واکنشهای شدید تا پایان فعالیت دولت دهم و با برکناری مرضیه وحید دستجردی که به گفته وی برخی تاب و تحمل انتقادهایش نسبت به حوزه سلامت را نداشته اند پایان یافت. البته دولت احمدی نژاد در برکناری وزرا بدلیل انتقاد و اعتراض سهم بسزایی دارد. جدای از مرضیه وحید دستجردی و صفار هرندی، وزرایی همچون باقری لنکرانی، محسنی اژه ای و علی احمدی دلیل برکناری شان نه رئیس جمهور که ظاهرا انتقاد از مشایی مرد مورد اعتماد رئیس جمهور بود.

آن چنان که علی احمدی چند سال بعد از برکناری در سال ۹۲ در یک نشست خبری روایت خود از برکناری اش را این چنین بیان کرد: « زمانی که دولت نهم در حال پایان بود و می‌خواستند دولت دهم و کابینه‌اش را تشکیل بدهند، بین دو نماز به آقای احمدی‌نژاد گفتم بهتر است این افراد که گزینه فعلی دولت برای ریاست کاندیداتوری از جمله آنها بود در کابینه نباشد، چرا که هزینه‌هایی برای دولت ایجاد خواهد کرد اما بین دو نماز آقای احمدی‌نژاد پرسید، ذکرت را گفتی! گفتم بله، گفت شما دیگر در کابینه نباشید!»

شیوه ای که برای صفار هرندی هم تکرار شد. او در این باره می گوید:« دلیل اصلی بنده که در آن جلسه هیأت دولت به ماندن آقای مشایی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور اعتراض کردیم، این بود که این کار مخالف نظر رهبری بوده و این جلسه مشروعیتی ندارد.» و بعد از این اعتراض بود که جای خود را در دولت از دست داد و برکنار شد.

در این میان چهره هایی مثل پرویز فتاح وزیر نیرو موفق دولت نهم، مسعود میرکاظمی وزیر نفت، مهرداد بذرپاش رئیس وقت سازمان ملی جوانان به دلیل مخالفت با مشایی یا اقدامات او، جایی در دولت دهم پیدا نکردند.

ماجرای بیسوادی منتقدان دولت یازدهم / سازندگان مستند “روحانی نیستم”در دادگاه

اما ظاهرا واکنش های اعجاب انگیز در مقابل نقدها فقط مرتبط با دولتهای قبل نبوده بلکه در دولت یازدهم هم ادامه داشته است. در این زمینه جدای از اینکه رئیس جمهور محترم منتقدان توافق نامه ژنو را بی سواد می خواند، این روزها مستندی درباره زندگی نامه سیاسی رئیس جمهور با عنوان “من روحانی هستم” پخش شده است که علیرغم حاشیه سازی های برخی اطرافیان دولت، خبرهای رسیده حکایت از پیگیری قضایی دولت علیه سازندگان این مستند دارد که گفته می شود بر اساس کتاب خاطرات دکتر روحانی و اقای هاشمی ساخته شده است!

وقتی رسانه های منتقد تعطیل می شوند/ واکنش وزیر به تعطیلی ها

برخورد دولت یازدهم با رسانه های منتقد نیز در دولت یازدهم قابل توجه است. با بالا گرفتن انتقادات از توافق نامه ژنو، برخورد با رسانه های منتقد این توافق نامه نیز روند جدی تری به خود گرفت. در جلسه مورخ ۱۷ دی ماه سال ۹۲ هیات نظارت بر مطبوعات حکم تعطیلی هفته نامه “یالثارات” را صادر کرد.

در همان جلسه نیز روزنامه وطن امروز به دلیل آنچه “نقض مصوبه شورای عالی امنیت ملی” عنوان شده بود، از این هیات تذکر گرفت و پرونده این روزنامه نیز به مراجع قضایی ارسال شد. روزنامه وطن امروز چندی قبل در گزارشی با عنوان “هولوکاست هسته ای” به انتقاد از توافق نامه ژنو پرداخته بود.

اما نکته قابل توجه نظر وزیر ارشاد دولت یازدهم در مورد توقیف هفته نامه یالثارات بود. علی جنتی در حاشیه بازدید از خبرگزاری دولتی ایرنا در گفت و گویی با اشاره به توقیف این هفته نامه گفت: “آنچه که در چندین شماره اخیر این نشریه بررسی کردیم مشحون از نشر اکاذیب، توهین های بسیار بارز به رییس جمهوری، اعضای دولت و مقامات کشور است؛ در این نشریه نوعی لمپنیسم در بکارگیری کلمات و ادبیاتی در سطح بسیار سخیف و زشت مشاهده می شود.”

اما تقریبا یک ماه بعد و در روزهای پایانی سال ۹۲ خبر توقیف هفته نامه “۹ دی” مطرح شد. حمید رسایی نماینده مجلس و مدیرمسؤول “۹دی” با انتشار نامه هیات نظارت، از توقیف این نشریه خبر داد.

توقیف ۹ دی نیز از دید مدیرمسؤول آن نقد عملکرد دولت یازدهم در بخش های مختلف به ویژه موضوع هسته ای بود. علی جنتی وزیر ارشاد در حاشیه اولین جلسه هیات دولت در سال ۹۳ با حضور در جمع خبرنگاران از دلایل توقیف هفته نامه “۹ دی”سخن گفت. وی در این‌باره اظهار داشت: “با توجه به تذکرات متعددی که به هفته‌نامه “۹دی” در سال گذشته داده شد و مورد توجه قرار نگرفت، هیأت نظارت تصمیم به توقیف گرفته است.”

سرایت کم تحملی مسؤولان از دولت به صدا و سیما

نکته قابل توجه این که کم تحملی و پایین بودن سعه صدر در مسؤولان فقط مختص به دولت نیست و مسؤولان کشور در سازمانها و نهادهای دیگر نیز همین رویه را دنبال می کنند. در همین رابطه خبرهای رسیده حکایت از آن دارد که تهیه کننده برنامه “سمت خدا” که از برنامه های پرطرفدار و قوی دینی است بدلیل انتقاد این برنامه از تبلیغات چیپس و پفک و… در برنامه های کودک از سوی مسؤولان صدا و سیما مجبور به استعفای اجباری و یا به نوعی برکناری شده است!! اتفاقی که در نوع خود بی نظیر است و نشان از کم تحملی مسؤولان رسانه ملی دارد آن هم در شرایطی که رسانه ملی در حوزه نقد بایستی پیشتاز بقیه باشد.

متاسفانه در جامعه ما عرصه نقد به رسمیت شناخته نشده و نقدهایی هم که مطرح می شود معمولا با واکنشهای شدید و پتکی مسئولان مواجه می شود. این شیوه برخورد با منتقدان، راه را بر اصلاح نقدها و رفع نواقص آنها هم بسته است. در چنین شرایطی تنها راه موجود این است که مسئولان ارشد کشور با افزایش سعه صدر،‌ ظرفیت خود را در برابر انتقادات بالا ببرند تا مجموعه های تحت مدیریت آنان هم بهانه ای برای سرکوب منتقدان نداشته باشند؛ چنین رویدادی بی شک به حذف نقدهای نادرست و قرارگرفتن نقد در مسیر صحیح و سالم کمک خواهد کرد.

در همین رابطه، امیر مؤمنان علی(ع) به مالک اشتر و دیگر کارگزاران نظام اسلامی سفارش می کند که یاران خویش را از کسانی برگزینند که اهل تملق و چاپلوسی نباشند و با زبان تند و تلخ نقد و انتقاد، به آسیب شناسی کارها بپردازند تا امکان شناسایی و درمان درد و بیماری فراهم آید.

 

جهان