تاریخ انتشار خبر: ۱۴ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۰۱:۱۲:۱۳
کد مطلب : 28126

از خمینیِ عراق چه می‌دانیم؟

 در سالروز شهادت خمینیِ عراق چه می‌توان کرد و چه می‌توان گفت؛ از مردی شهید که بزرگ تر از کلمات […]

 در سالروز شهادت خمینیِ عراق چه می‌توان کرد و چه می‌توان گفت؛ از مردی شهید که بزرگ تر از کلمات است و بزرگ تر از آن است که بخواهیم وی را در سطور بگنجانیم،

چه بگوییم از شهید محراب و چه بگوییم از این مرد ملت ساز و تاریخ ساز و افتخار ساز و زندگی ساز و آزادی ساز و مقاومت ساز و تصمیم ساز؟

چه بگوییم از مردی که با هر مقیاس و ملاکی که در نظر بگیریم، مانند مردان دیگر نیست، چگونه می توان از مردی سخن گفت؛ که با آه و ناله میلیون ها انسان زندگی کرده، از عالمی زاهد و فقیهی سخنور و مرجعی اخلاقی و انسانی و دینی، این مرجعیت با اهل خود بزرگ است و با تمام ملاک های دنیوی و اخروی.

چه می توان گفت؛ از فرزند مرجعیت خاندان حکیم، چه می توان گفت؛ از امتداد انقلاب جاودان حسینی که اکنون در اندیشه ها و افعال و سخنان مردی به نام محمدباقر حکیم متجلی شده؟ این مرد و انسان مسلمان و مؤمن عراقیِ عربیِ محمدیِ هاشمی

مردی که آرزوساز ملتی بود که در تاریکی شبی طولانی زندگی می‌کرد، مردی که در وقتی معجزه ساز شد که امید از تمام معجزه ها بریده بود، مردی که روح امید را در هم وطنان خود زنده می‌ساخت، امید به فردایی درخشان و خالی از بندگی و طاغوت و استبداد، او از پایان راه طاغوت سخن می گفت در وقتی که بعضی ها برای این طاغوت کف میزدند و یا اینکه لا اقل امیدی به نجات از آن نداشتند و مطمئن بودند که راه فراری از ویرانی عراق نیست، اما باقر ما و حکیم ما نظرش چیز دیگری بود و البته نظر او بی مبنا نبود و پناه بر خدا اگر چنین بوه باشد؛ چرا که او سید محمد باقر حکیم بود و از زاویه ایمانی ناب و آغشته با عزم مردان مؤمن و با عقیده حسینی به امور می نگریست و از همین رو شعار او نیز هیهات منا الذله بود.

سید محمد باقر حکیم! می‌خواهم مطالبی را بگویم که یقین دارم تو آنها را می‌شنوی و می‌بینی؛ چرا که تو بنا به گواهی خداوند متعال زنده ای که فرمود: ( ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون). آقای من! آقای من دوری تو برای کسی که وجدان و اخلاق و ایمان دارد بسیار مشکل است.

چگونه دوری تو سخت نباشد در حالی که ما با چشمان خود کسانی را می بینیم که برخی در عمل به سیره و راه تو و به خون پاک تو وفادار نیستند.

محمد باقر حکیم ای آقای من! سلام بر تو روزی که زاده شدی و روزی که شکنجه شدی و هجرت کردی و روزی که جنگیدی و روزی که با عزت و احترام به میهن خود بازگشتی و روزی که به شهادت رسیدی و روزی که زنده میشوی و سلام بر تمام شهدای عراق. اما امروز امید ما در گرو تمسک و اهتمام ما به راه و روش حکیم و عمار عراق و خاندان حکیم است.

منبع: حوزه