تاریخ انتشار خبر: ۶ , بهمن, ۱۳۹۳ | ۱۱:۱۷:۰۶
کد مطلب : 70262
حاشیه نویسی از دومین یادواره شهدی آماد سپاه خوزستان

از مادری که گفت« منم دارم دنبال پسرم می گردم»تا مادری که به یادواره پسرش نرسید!

دومین یادواره سرداران و ۳۱۹ شهید تدارکات و پشتیبانی سپاه حضرت ولیعصر (عج) صبح امروز در اهواز برگزار شد.

 

 

 

به نقل از اهوازنیوز: صبح دیروز دومین یادواره سرداران و ۳۱۹ شهید تدارکات و پشتیبانی سپاه حضرت ولیعصر (عج) خوزستان با حضور خانواده های گرانقدر شهدا و جمعی از مسؤولان کشوری و استانی در تالار امام خامنه ای واقع در مجتمع فجر برگزار شد.

 

قبل از ورود در سالن اجتماعات، به یاد پشتیبانی نیروهای مردمی از رزمندگان جبهه های حق علیه باطل، چادرهایی برپا شده بود؛ یکی آش می داد و یکی نان می پخت.

مجری روی سن رفت و از رفتن ها و نیامدن ها گفت که  صدای گریه مادران چشم به راه، فضای سالن را پر کرد. صورت های خیس از اشک پدران لابلای دست هایشان گم شد؛ و شانه بود که تکان می خورد.

نغمه ای به گوش رسید: شهید نازنینوم جای تو خالی   شهید مه جبینوم جای تو خالی

صدای هق هق بغض های فروخورده بلندتر شد؛ هیچ کس در امان نبود از اشک.

در همین زمان، ناگهان صدایی با لهجه آبادانی در سالن پیچید « کسی صاحب این عکس را می شناسد؟ وقتی داشت می رفت پسرش یک هفته بعد از شهادتش به دنیا آمد… دنبال رفیقم می گردم، کسی او را نمی شناسد…؟»

و مادری بلند نالید: « منم دارم دنبال پسرم می گردم»

دیگر کسی شرمی نداشت از صورت پر از اشکش…

یوسف بختیاری، همان هنرمند با لباس خاکی و چفیه بر گردن ادامه داد:« این عکس داستان دارد. اسم جنگ که می آید بعضی ها می گویند روزی در ایران جنگ شد و نقطه سرخط. هشت سال جنگ را در یک جمله توصیف می کنند. اما برای ما خوزستانی ها جنگ یعنی پدر و مادرمان. با جنگ بزرگ شدیم. جنگ که شد ما هم رفتیم تا از خاک مان، وطن مان، دین مان و ناموس مان دفاع کنیم. خوزستانی جماعت نباید کم بیاورد…»

و نمایش تک نفره پر از خاطره، پر از صدا و نجوا و پر از هق هق حاضرین به روی سن شروع شد.

ناگهان صدای مردانه ای از ردیف جلو بلند شد:« من ۹ روز بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم » و بعد بغضش شکست.

گفتند مادر شهید علی دیلمی که قرار بود امروز در یادواره شرکت کند، صبح همین روز به دیدار حق و به نزد فرزندش شتافت.

روحش شاد

و در آخر با نغمه سرایی حاج صادقان آهنگران، فضای جبهه تداعی شد و …

کاش جا نمانیم از آن غافله عشق…