تاریخ انتشار خبر: ۱ , فروردین, ۱۳۹۳ | ۱۸:۳۷:۱۳
کد مطلب : 21405

اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

عصر ابادان –

شعر ،داستان و ادبیات,بهار و نوروز در شعر فارسی, اشعار زیبای نوروز, شعر حافظ درباره نوروز

اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

شعر ،داستان و ادبیات-اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظ

ا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

حافظ

 

شعر ،داستان و ادبیات,بهار و نوروز در شعر فارسی, اشعار زیبای نوروز, شعر حافظ درباره نوروز

اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

اشعار زیبای نوروز

 

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
زفکر تفرقه باز آن تاشوی مجموع
به حکم آنکه جو شد اهرمن، سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
زخانقاه به میخانه می رود

حافظ

مگر زمستی زهد ریا به هوش امد

حافظ

 

شعر ،داستان و ادبیات,بهار و نوروز در شعر فارسی, اشعار زیبای نوروز, شعر حافظ درباره نوروز

اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

اشعار زیبای نوروز

 

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و در یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و می خور در

گلستان

که گل تا هفته دیگر نباشد
ایا پرلعل کرده جام زرین
ببخشا بر کسی کش زر نباشد
بیا ای شیخ و از خمخانه ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حسنش بسته زیور نباشد
شرابی بی خمارم بخش یا رب
که با وی هیچ درد سر نباشد
من از جان بنده سلطان اویسم
اگر چه یادش از چاکر نباشد
به تاج عالم آرایش که خورشید
چنین زیبنده افسر نباشد
کسی گیرد خطا بر نظم

حافظ

که هیچش لطف در گوهر نباشد

حافظ

شعر ،داستان و ادبیات – jomalatziba.blogfa.com