تاریخ انتشار خبر: ۷ , تیر, ۱۳۹۴ | ۰۴:۲۰:۱۱
کد مطلب : 97472
به قلم نویسنده آبادانی:

امام باقر علیه السلام ، اوباما و انرژی هسته ای !

عصر آبادان: حجت الاسلام والمسلمین عادل فریحی نویسنده آبادانی در مطلبی جالب ،انطباق ظریفی میان وضعیت امروز عالم سیاست با دوران امامت معصومین علیهم السلام صورت داده است که خواندن آن را به شما توصیه می کنیم:

 

در سده ى اول هجرى صنعت کاغذ { در زمان ما انرژی هسته ای } در انحصار رومیان{ غربی های ایرن دوران } بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ مى ساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان «اب و ابن و روح »{نشانه انحصار و وابستگی به غرب } بر آن مى زدند ، «عبد الملک اموى » مرد زیرکى بود ، کاغذى از این گونه را دید و در مارک آن دقیق شد و فرمان داد آن را براى او به عربى ترجمه کنند،و چون معناى آن را دریافت خشمگین شد{ ذلت جامعه اسلامی را متوجه شد } که چرا در مصر که کشورى اسلامى است باید مصنوعات چنین نشانى داشته باشد،بى درنگ به فرماندار مصر نوشت که از آن پس بر کاغذها شعار توحید-شهد الله انه لا اله الا هو-بنویسند و نیز به فرمانداران سایر ایالات اسلامى نیز فرمان داد کاغذهایى را که نشان مشرکانه ى مسیحیت دارد از بین ببرند و از کاغذهاى جدید استفاده کنند{دستور به خودکفایی }.

کاغذهاى جدید با نشان توحید اسلامى رواج یافت و به شهرهاى روم نیز رسید و خبر به قیصر بردند{۵+۱} و او در نامه یى به «عبد الملک »نوشت:

صنعت کاغذ هماره با نشان رومى مى بود{عدم اجازه ورود اعضای جدید در باشگاه هسته ای } و اگر کار تو درمنع آن درست است پس خلفاى گذشته ى اسلام خطا کار بوده اند{عدم نیاز به انرژی هسته ای} و اگر آنان به راه درست رفته اند پس تو در خطا هستى  ، من همراه این نامه براى تو هدیه اى لایق فرستادم{بسته های پیشنهادی غرب } و دوست دارم که اجناس نشان دار را به حال سابق واگذارى و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزارى ما خواهد بود.عبد الملک هدیه را نپذیرفت و به قاصد قیصر گفت:این نامه پاسخى ندارد.

قیصر دیگر بار هدیه اى دو چندان دفعه ى پیش براى او گسیل داشت و نوشت:

گمان مى کنم چون هدیه را ناچیز دانستى نپذیرفتى،اینک دو برابر فرستادم و مایلم هدیه را همراه با خواسته ى قبلى من بپذیرى.عبد الملک باز هدیه را رد کرد و نامه را نیز بى جواب گذاشت.

قیصر این بار به عبد الملک نوشت:دو بار هدیه ى مرا رد کردى و خواسته مرا بر نیاوردى براى سوم بار هدیه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسیح اگر اجناس نشان دار را به حال پیش برنگردانى فرمان مى دهم تا زر و سیم را با دشنام به پیامبر اسلام سکه بزنند و تو مى دانى که ضرب سکه ویژه ى ما رومیان است{تمام گزینه ها روی میز هستند } ،آنگاه چون سکه ها را با دشنام به پیامبرتان ببینى عرق شرم بر پیشانیت مى نشیند،پس همان بهتر که هدیه را بپذیرى و خواسته ى ما را بر آورى تا روابط دوستانه مان چون گذشته پا بر جا بماند. {سیاست چماق و هویج غربی ها یا همان مشت آهنین با دستکش مخملی }

عبد الملک در پاسخ بیچاره ماند و گفت فکر مى کنم که ننگین ترین مولودى که در اسلام زاده شده من باشم که سبب این کار شدم که به رسول خدا (ص) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولى هیچکس نتوانست چاره اى بیندیشد{ عدم اعتماد به خود در مقابل زیادی خواهی غرب و آمریکا } ،یکى از حاضران گفت:تو خود راه چاره را مى دانى اما به عمد آن را وا مى گذارى!

عبد الملک گفت:واى بر تو،چاره اى که من مى دانم کدامست؟

گفت:باید از«باقر»اهل بیت چاره ى این مشکل را بجویى. {بازگشت به دامن ولایت و اطاعت پذیری ؛ پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد}

عبد الملک گفتار او را تصدیق کرد و به فرماندار مدینه نوشت «امام باقر» (ع) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده ى قیصر را در شام نگهداشت تا امام علیه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض کردند،فرمود:

تهدید قیصر در مورد پیامبر (ص) عملى نخواهد شد و خداوند این کار را بر او ممکن نخواهد ساخت و راه چاره نیز آسان است،هم اکنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سکه بپردازند و بر یک رو سوره ى توحید و بر روى دیگر نام پیامبر (ص) را نقش کنند و بدین ترتیب از مسکوکات رومى بى نیاز مى شویم.و توضیحاتى نیز در مورد وزن سکه ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سکه هفت مثقال باشد  و نیزفرمود نام شهرى که در آن سکه مى زنند و تاریخ سال ضرب را هم بر سکه ها درج کنند. {یعنی اقتصاد مقاومتی و اتکا به تولید داخلی }

عبد الملک دستور امام را عملى ساخت و به همه ى شهرهاى اسلامى نوشت که معاملات باید با سکه هاى جدید انجام شود و هر کس از سابق سکه اى دارد تحویل دهد و سکه ى اسلامى دریافت دارد،{پذیرفتن امر ولایت و ابلاغ سیاست های مقاومتی } آنگاه فرستاده ى قیصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.

قیصر را از ماجرا خبر دادند و درباریان از او خواستند تا تهدید خود را عملى سازد{استفاده از گزینه های روی میز } ،قیصر گفت: من خواستم عبد الملک را به خشم آورم و اینک این کار بیهوده است چون در بلاد اسلام دیگر با پول رومى معامله نمى کنند.{مقام معظم رهبری : دشمنی استکبار وقتی به پایان می یابد که از ضربه زدن به ملت ایران نا امید شود }

نتیجه : راه برون رفت از تحریم ها و پایان عزت مندانه مذاکرات اطاعت از امر ولایت است .

 

  1. ناشناس می‌گه:

    واقعآ متئسفم .به خاطر این مقایسه. این چه ربطی داشت.

  2. علی می‌گه:

    هیچ ربطی نداشت این چه مقایسه نابجاییه