تاریخ انتشار خبر: ۶ , اسفند, ۱۳۹۳ | ۱۰:۰۸:۴۸
کد مطلب : 75047

اندر احوالات سازمان فخیمه منابع طبیعیه

عصر آبادان : القصه چون چرخ روزگار چنین چرخید که نور آفتاب به بلاد خوزستان تابید اما نرسید، هر جنبده آن دیار چو بسیار کوشید …

به گزارش عصر آبادان به نقل از دیار آفتاب،یکتای بی همتا احوال ارض و سما را در تغیّر و تطّور رقم زد تا بنی آدم را بستر امتحان فراهم آید که در این پندهاست از برای اهل اندیشه.

 

القصه چون چرخ روزگار چنین چرخید که نور آفتاب به بلاد خوزستان تابید اما نرسید، هر جنبده آن دیار چو بسیار کوشید، یک قدم آن سو تر را به صعوبت بدید. مردمان را محنتی عظیم عارض شد و علی القاعده به دنبال وکیل و وزیر، یا رئیس و مدیری شدند تا چاره‌ای کند.

 

از آنجا که چنین اموراتی به سازمان فخیمه منابع طبیعیه مربوط است، پس چشم انتظار نشستند، حائز نمره بیست، رئیس محیط زیست، دریاچه ارومیه را ناجی، کابینه یازدهم را خاله و خان باجی، صاحب کلی افتخار، حافظ دشت و دمن، کوه و کوهسار، یگانه بانوی سیاسی عرصه کارزار، معصومه خانم ابتکار – دامت طول مسئولیته الخطیر- را.

 

لیکن هر چه دست بر دیدگان مالیدند، اثری از آثارش ندیدند که ندیدند و پس از چندی شنیدند: “مرا ببخشایید به دلیل حجم بالای مصاحبه ها و کنفرانس های خبری و… و… و… (کلی کار مهم دیگه) نشد شرف یاب محضرتان شوم”.

 

یکی ندا داد: “حال چون آمدن را نتوانی، از آن رو که از یاران شفیق و ثابتان طریقی، ما را از راه دور توصیه و اندرزی فرما! پس این چنین افاضه فیض نمود: “خوزستانی ها با پنجره دو جداره با ریزگردها مقابله کنند” مریدان چون چنین شنیدندی در عجب شدندی و ناله و افغان کردندی و موی پریشان نمودندی و روی خراشیدندی که عظیم حکمتی است در این وجیزه!

 

واما بعد

ابتکار الدوله ادامه دادی که اصلا ما را چه! تقصیر بر ضمّه مجلسیان کنونی و دولتیان ماضی است. یکی بودجه ما را قطع کردست و میراثداریم بی تدبیری آن دیگری را.

 

مجلسیان را فریاد برخواست: “آن بودجه که فرمودی از برای سال آیندست، کنونت را چه کار آید و کلاٌ فُوتِینا!

NGO محیط زیست را پول طلب نمایی و خواهی که بستانی و اعوان و انصار سیاسی فربه نمایی! زهی خیال باطل.

 

آن دیگری گفت: “بی راهه تو را بر این مسند نشاندندی، تو معاونت سیاسی و امثالهم را شایی”.

 

و …

 

حال بگذار بگذریم که این قصه سر دراز دارد اما از این پند مولانا عزیزالدین، ابن محمد نَسَفی نگذریم که فرمود:

 

“بدان که احوال عالم بر یک حال نمی‌ماند، همیشه در گردش است، هر زمانی صورتی می‌گیرد، و هر زمانی نقشی پیدا می‌آید. بعینه به موج دریا می‌ماند، یا خود موج دریاست. و عاقل هرگز بر موج دریا عمارت نسازد و نیت اقامت نکند. و به یقین بدان که مسافرانیم و احوال عالم هم مسافر است. اگر دولت است می‌گذرد، و اگر محنت است، می‌گذرد. پس اگر دولت‌داری، اعتماد بر دولت مکن، که معلوم نیست که ساعت دیگر چون باشد؛ و اگر محنت‌داری، دلتنگ مشو، که معلوم نیست که ساعت دیگر چون باشد.

و در بند آن باش که راحت می‌رسانی و آزار نرسانی”.