تاریخ انتشار خبر: ۱۹ , شهریور, ۱۳۹۳ | ۱۷:۰۸:۲۹
کد مطلب : 44754

او برای اسلام به منزله ابوذر بود

از قدیم الایام گروه های سیاسی مسئله دار در فکر یارگیری از علما و صاحبان نفوذ در مردم بودند تا به افکار شوم و پلید خود جامعه عمل بپوشانند. این موضوع در مورد آیت الله طالقانی هم تکرار شد که با درایت حضرت امام(ره) و مرحوم آیت الله طالقانی ناکام ماند.

به گزارش عصر آبادان،  آن گونه که حافظه تاریخی ما ایرانیان به خاطر دارد هیچ بیداری و نهضتی دراین سرزمین رخ نداده مگر آنکه نهاد روحانیت نقشی جدی و سرنوشت ساز در آن ایفا کرده است. صفحات آثار تاریخ نگاران ایران آن چنان با نام علما مأنوس است که با هیچ قشر دیگری از جامعه قابل قیاس نیست به طوری که اگر بخواهیم اسامی روحانیون را از کتاب های تاریخ حذف کنیم مطالبی مبهم و خالی از فایده بدست خواهد آمد.

بر خلاف مدعای برخی ، روحانیت نه تنها در رویدادهای سیاسی-اجتماعی ایران حاضر نبوده است بلکه در عموم جریانات تاریخ ساز در صف اول مبارزات مردمی حضوری پررنگ و فعال داشته وعلاوه بر آن که به رسالت خود در ارشاد مردم عمل کرده است در جهت پاسداری از منافع ملی نیز بیش از ملی گرایان قدم برداشته است.  بدون تردید اگر عنصر روحانیت نمی بود و یا زحمت سیاست ورزی را به خود نمی داد تاریخ معاصر ما مسیر دیگری را طی می کرد. نه بدون میرزای شیرازی نهضت تنباکو به وقوع می پیوست و نه بدون آخوند خراسانی ایران به جرگه ی ممالک مشروطه وارد میشد. نه بدون آیت الله کاشانی دست انگلیس از صنعت نفت ایران کوتاه می ماند و نه بدون امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به ثمر می نشست.

در میان علما و فرزانگانی که بالیده ی حوزه اند و کرسی درس و بحث را گرما بخشیده اند چهره های بی مانندی به چشم می خورد که علاوه بر صبغه ی حوزوی پایگاه مردمی گسترده ای دارند . علمایی چون امام خمینی(ره) ، امام موسی صدر ، شهید محمد باقر صدر و آیت الله طالقانی که در میان طبقات جامعه به ویژه جوانان کاریزمای کم نظیری داشتند.

همین خصوصیت عالمان شیعه یعنی مردمی بودن در عین برخورداری از اصالت حوزوی موجب شد تا گروه های گوناگون سیاسی و قدرت طلب سعی در نزدیکی به علما و جلب حمایت آنان داشته باشند و حتی موضع گیری های این فرزندان حوزه را مصادره به مطلوب نمایند تا از این رو طرفداری مردم را بدست آورند. یکی از این فرهیختگان مورد احترام حوزه و محبوب مردم مرحوم آیت الله طالقانی است. شخصیتی که در طول حیات ۶۹ ساله ی خود آنی دست از مجاهدت در راه اسلام برنداشت و به سبب برخورداری از خلق و خوی قرآنی ملت ایران را شیفته ی خود نمود.

طالقانی از بسیاری از هم لباسانش متمایز بود. در زمانی که تفسیر مهجور بود او در مسجد هدایت تفسیر قرآن می گفت. در برهه ای که دخالت در سیاست برای روحانیون بی تقوایی شمرده می شد او به همراه مهندس بازرگان نهضت آزادی را تأسیس کرد. در عصری که بیش تر هم سن و سالان حوزوی اش مشغول تدریس فقه و اصول بودند او در زندان قصر دوران محکومیت خود را می گذراند. از این رو جوانان و دانشجویان بیدار در وانفسای تبلیغات منفی رژیم پهلوی علیه اسلام ، طالقانی را همان گمشده ای یافتند که با او می توانستند راهی یه رهایی بگشایند و به انقلابی از جنس اسلام برسند.

طیف گسترده ای از مبارزان دوران طاغوت او را به دیده ی احترام می نگریستند. از جبهه ی ملی تا فداییان اسلام ، از جامعه ی روحانیت مبارز تا خداپرستان سوسیالیست و از نهضت آزادی تا مجاهدین خلق. آیت الله طالقانی مادامی که در قید حیات بود روابط حسنه ای با مجاهدین خلق داشت و نهایت کوشش خود را صرف کنترل این جوانان چپ دو آتشه نمود تا از روحانیت و بدنه ی ملت فاصله نگیرند. او در مواجهه با این گروه سعه ی صدر فراوانی از خود نشان داد تا جایی که  مجاهدین او را با لفظ “پدر طالقانی” خطاب می کردند. هر چند ملت نیز به دلسوزی پدرانه ی طالقانی ایمان داشت و در زمانی که حضرت امام(ره) در تبعید به سر می برد او را راهبر نهضت در داخل کشور می دانست اما یکی باور قلبی بود و دیگری راهکاری برای فریب افکار عمومی تا پدر طالقانی را پلی قرار دهند برای فتح سنگر به سنگر نهادها و مسئولیت های ایران بعد از انقلاب.

اوج این رویکرد یعنی سوق دادن مواضع علما در جهت منافع گروهی در فروردین ۱۳۵۸ رقم خورد. جریانی که قهر مرحوم آیت الله طالقانی و خروج وی از تهران را در پی داشت. ماجرا از این قرار بود که صبح ۲۳ فروردین پسران آیت الله طالقانی پیغام یاسر عرفات را برای پدر می بردند که توسط افراد مسلح دستگیر و به پادگان لویزان منتقل شدند. هنگامی که مقامات مسئول از این واقعه اظهار بی اطلاعی نمودند طالقانی دیگر تاب نیاورد ، دفاتر خود را تعطیل کرد و راهی شمال شد.

اعظم طالقانی می گوید: «زمانی که بچه ها را گرفتند که ایشان از نماز جمعه کناره گرفتند و رفتند. خوب می دانید که رفتن ایشان ، باعث مسائل و نا آرامی هایی هم شد ، اما ایشان گفتند که چرا بچه ها را ربودید؟ اگر مشکلی بود مگر دادستانی نداریم؟ حکم می آوردید ، می آمدید منزل و جلب می کردید ، من رفتم تا مسئولین متوجه شوند چه اتفاقی می افتد تا هرکسی به خودش اجازه ندهد هر طور عمل کند.»۱

هر چند مقصود آیت الله طالقانی از ترک تهران اعتراض به رفتارهای خودسرانه و خلاف قانون بود و بعدها نیز به طور رسمی این موضوع را اعلام نمودند اما این حادثه بهانه ای شد تا در طول چند روزی که آیت الله طالقانی خارج از تهران به سر می برد گروه مجاهدین خلق هجمه های تبلیغاتی وسیعی را علیه نیروهای انقلابی و حزب اللهی سامان دهند و جنجال بی سابقه ای برای به آشوب کشاندن کشور به راه اندازند. آنان عکسی از آیت الله طالقانی با اورکت سبز که لباس شبه رسمی مجاهدین بود تهیه کردند و این گونه وانمود ساختند که دست های پنهان در پی حذف مجاهدین و در رأس آن ها آیت الله طالقانی است.

حضرت امام(ره) که به نیت شوم مجاهدین خلق آگاه بود فرزند خود مرحوم حاج احمد آقا را مأمور کردند تا از از آیت الله طالقانی دلجویی کنند و ایشان را با احترام به تهران برگردانند. دیدار امام(ره) و آیت الله طالقانی در قم آب سردی بود که آتش فتنه ی مجاهدین را خاموش کرد. حضرت امام(ره) در پیامی که برای رحلت آیت الله طالقانی صادر کردند ایشان را به منزله ابوذر زمان دانستند. قصد بهره برداری سیاسی از جایگاه علما نه برای اولین بار اتفاق افتاده بود و قطعاً آخرین بار نیز نبوده است. این توصیه ی حضرت امام(ره) به مرحوم آیت الله منتظری چراغ راه روحانیت آگاه و روشن گر خواهد بود:

«…براى این که اشتباهات گذشته تکرار نگردد به شما نصیحت مى کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پـاک نمایید و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مى زنند، جدا جلوگیرى کنید. من این تذکر را در قضیه مهدى هاشمى هم به شما دادم من صلاح شما و انقلاب را در این مى بینم که شما فقیهى باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند. از پخش دروغ هاى رادیو بیگانه متاثر نباشید، مردم ما شما را خوب مى شناسند و حیله هاى دشمن را هم خوب درک کرده اند که با نسبت هر چیزى به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان مى دهند.

طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات ، روزنامه ها و رادیو و تلویزیون باید براى مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسایلى است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم.»۲

منابع

۱.مصاحبه با سایت جماران

۲.صحیفه نور-ج۲۱- ص۲۵۵

منبع: دیدبان