تاریخ انتشار خبر: ۲۴ , مهر, ۱۳۹۳ | ۱۲:۲۴:۱۷
کد مطلب : 50570

اکران یک نمایش جنجالی در دانشگاه شهید چمران اهواز/ نمایشی که اجرای آن در آبادان نا تمام ماند

عصر آبادان:در بخشی از نمایش از زبان پدر یک شهید ارمنی بیان می شود که عرق خورهای صف اول مغازه او اکنون در صف اول نماز جمعه هستند! یا وی می گوید من مانند بعضی خانواده های شهدا اهل زیر آب زدن نیستم!

 

 

به گزارش عصر آبادان به نقل ازموج چهارم، اکران نمایش “خنکای ختم خاطره” در آبادان در سال ۱۳۸۹ با حواشی بسیاری همراه بود بطوریکه اکران دوم این نمایش در این شهر به دلیل اعتراض به محتوای آن و سیاه نمایی از وضعیت خانواده های شهدا با جنجال های بوجود آمده نیمه تمام ماند. با این وجود دانشگاه شهید چمران اهواز قصد دارد در ادامه اقدامات فرهنگی جهت دار خود اینبار این نمایشنامه را در این دانشگاه به روی صحنه ببرد.

 

هرچند این امکان وجود دارد که دست اندرکاران این نمایش اقدام به بازبینی در محتوای نمایش خود در اکران جدید کرده باشند اما سایت خبری- تحلیلی موج چهارم بنابر رسالت خود به نقد نمایش اجرا شده در سال ۸۹ در آبادان و حوادث آن دوره می پردازد.

 

با این مقدمه باید گفت نمایش خنکای ختم خاطره نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی نیما دهقان قصه جامعه ای را تعریف می کند که هر بخش از این جامعه درگیر مسائل دنیای خودشان هستند. در این وانفسا رزمنده ای به نام یوسف توسط فرشته‌ای از برزخ به عالم زندگان بازمی‌گردد (جامعه امروز) ‌و تا زمانی که سکوت خود را نشکند می‌تواند در این عالم بماند. کارمندان بنیاد شهید به دنبال یافتن خانواده اش در جای جای جامعه سرک می کشند و در هر اپیزود قشری یا قومیتی از مردم جامعه و نحوه ی برخوردشان با این مساله نشان داده می شود.

 

در یکی از اپیزودها مامور بنیاد شهید تلاش دارد تا به هر صورت ممکن به خانواده شهید نزدیک شود و خودش را به آنها تحمیل کند. در یکی دیگر از اپیزودها خانواده ای قصد دارد برای تامین معاش و معالجه دخترش یوسف را از خانواده خودشان بدانند تا از این امتیاز بهره برداری کنند. در اپیزود دیگری خانواده ای دوست دارد تا همان خانواده شهید باقی بماند و یوسف اش را پس می زند. در اپیزود (احتمالا پنجم) زندگی سخت و شکننده پدر یک شهید ارمنی طرح می شود که حقوق او رعایت نمی شود و بنیاد شهید بین او و همسایه شهید مسلمانش تفاوت قائل می شود که البته در این بخش مرد ارمنی سخنان ناشایست و جهت داری را به زبان می آورد. در بخش دیگری از این نمایش تاکید بر روی یوسفی است که قرار است روز جمعه بیاید و نمی آید! حکایت انتظار نهایی و یوسف حقیقی که به هجو کشیده می شود. نه انتظار، انتظار قشنگی است و نه انسان منتظر علائمی از عقل، شعور و آگاهی در او یافت می شود. آدمی است بیهوده و بی هویت که سردرگم است. نه تعادل دارد و نه تمرکز. آشفته حالی است که به هذیان گویی رسیده است. بخش ها و قومیت های جامعه ما در این نمایش بسیار سیاه، آشفته، دردآلود، متقلب و هر کدام در جای خود نمادی از بیچارگی و فلاکت هستند.

 

همین مسائل و سیاه نمایی های صورت گرفته درخصوص وضعیت خانواده شهدا باعث شد که پس از اکران نخست این نمایش در جشنواره سیزدهم تئاتر ملی مقاومت در آبادان (سال ۱۳۸۹) اعتراضات شدیدی از سوی خانواده های معظم شهدا و نیروهای انقلابی آبادان به این نمایش صورت بگیرد به نحوی که اکران دوم این نمایش در آبادان نیمه تمام باقی ماند.

 

پس از اکران این نمایش در آبادان گروهی از خانواده های شهیدان و رزمندگان آبادانی در اعتراض به محتوای این نمایش نامه ای به سید محمد حسینی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد نوشته و انتقادات خود به این نمایشنامه را مطرح کردند. در بخشی از این نامه آمده بود:

 

اما غرض از ذکر این مطالب عرض افسوس و اندوهی است که از مشاهده نمایش سیاه نامه ای بنام “خنکای ختم خاطره” که از قضا به عنوان اثر برگزیده جشنواره تئاتر فجر سال قبل (۱۳۸۸) در بخش تئاتر دفاع مقدس انتخاب شد، نصیب ما شد.

 

جناب وزیر شما خود از فرزندان انقلاب و دفاع مقدس و از ولایتمداران هستید و نیک آگاهید که فرهنگ دفاع مقدس و راهی که شهیدان و رزمندگان در آن پای نهادند، به شهادت وصیت نامه هایشان با شناخت، معرفت و آگاهانه بوده است و خانواده های معزز شهدا که فخر و افتخاری جاودان برای مردم و تاریخ ایران محسوب می شوند فرزندان خود را در جهت رضای خدا و اباعبدالله الحسین (ع) روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل نمودند اما در سیاه نامه ای که متاسفانه نام تئاتر دفاع مقدس بر آن نهاده اند نه تنها به فلسفه شهادت تاخته اند بلکه شهید را نیز فردی اسیر جبر و بی اراده از خود و هنگام شهادت مشتاق ماندن و مردد در رفتن می نمایند و عروج به آسمان را ورود به سیاهی نشان می دهند.

 

خانواده های شهدا را افرادی طمع کار و آزمند معرفی نموده اند که حتی حاضرند بجای پیکر شهید خود گوشت برای مصرف دریافت نمایند، فلسفه انتظار را عبث و انتظار ظهور در جمعه را کار سفیه مغزانی دانسته که در خیال خود آن را پرورش می دهند (آنجا که مامور بنیاد شهید از پدر یک شهید می پرسد و آن پیرمرد که در ظاهر عقل درست و حسابی ندارد دایم می گوید یوسف جمعه می آید). جناب وزیر شما خود بهتر از ما به کارکرد استعاره ها و نمادها در اجرای هنرهای نمایشی آگاهید و نیک می دانید که نامی مانند یوسف گمگشته در فرهنگ شیعی ما و اشعار شاعران اشاره به ساحت مقدس امام زمان (عج) دارد.

 

در این نماشنامه در بیشتر موارد بطور ضمنی طالبان این شهید را افرادی می داند که تنها در جستجوی منافع مادی تحت لوای نام این شهید هستند و یا در جایی دیگر از زبان خانواده مفقودالاثری که به آنها نوید بازگشت پدری که بر روی ویلچر است را می دهند دختر او اصرار دارد که پدر را ببرند و دفن کنند و در جایی دیگر خانوده شهدا را آنقدر در ناز و نعمات ناشی از شهادت فرزندشان نشان می دهند که افرادی که بدلیل نداشتن امتیاز خانواده شهید بودن در مشکلات فرورفته اند حاضرند با خریدن جسد شهید در این نعمات شریک شوند.

 

آری جای هزاران افسوس است که از زبان پدر یک شهید ارمنی بشنویم که ما همه نامردیم و او مرد! چراکه او کار زشت خود را نه به طمع قدرت و مال بلکه با آگاهی از زشتی عملش کنار گذاشته و ما مسلمین برعکس او هستیم. جالب آنجاست که به گفته وی عرق خورهای صف اول مغازه او اکنون در صف اول نماز جمعه هستند! یا آنجا که می گوید من مانند بعضی خانواده های شهدا اهل زیر آب زدن نیستم!

 

جناب وزیر دست اندرکاران این سیاه نامه معتقدند که این اثر به نقادی رفتار بنیاد شهید با خانواده شهدا پرداخته است.

 

ما در اینجا قصد دفاع از مجموعه بنیاد شهید را نداریم اما به بهانه نقد یک مجموعه نباید اساس انقلاب و دفاع مقدس را زیر سوال برد. براستی در حالی که مقام معظم رهبری بر جنگ نرم دشمنان و عوامل دست چندم آنها تاکید دارند باید شاهد چنین سیاه نامه ای در جشنواره تئاتر فجر و برگزیده شدن آن باشیم؟

 

جناب وزیر در حالی که می بینیم که در شهرمان جوانان متعهد و مومنی هستند که در اثر نبود بودجه و امکانات استعدادهایشان به هدر می رود و گروه ها و افرادی که اینگونه از خوان نعمت بیت المال بهره مند می گردند مفاهیم دفاع مقدس را تمسخر می کنند، چگونه آرام بگیریم؟

 

به هرحال اعتراض ما و دوستان متعهدمان و خانواده های معظم شهدا نه از سر تعصب و دگماتیسم بلکه از سر شعور و تعهدی آگاهانه بوده و از شما که در عشق و علاقه تان به ولایت و خانواده معظم شهدا و رزمندگان و جانبازان شکی نیست خواستاریم که با برخوردی مناسب و انقلابی ضمن رسیدگی به اعتراض ما خانواده های شهیدان و رزمندگان و مردم آبادان به محتوای سخیف این سیاه نامه، در موارد مشابه اجازه تکرار این گونه حرکات را ندهید.

 

با این تفاسیر حال پس از ۵ سال بار دیگر این نمایش قرار است این بار در دانشگاه شهید چمران اهواز البته با بازنویسی و اندکی تغییر در برخی قسمت ها اکران شود و بنابر اخبار رسیده این نمایش پس از بازدید به تایید نهایی خسرو نشان، معاون فرهنگی دانشگاه شهید چمران نیز رسیده است.

 

نکته جالب توجه اینجاست که با توجه به محتوای فیلم هایی نظیر “آبادانی ها” – که نقد آن پیشتر در موج چهارم منتشر شد- و نیز دعوت از افرادی نظیر کیانوش عیاری، حمید فرخ نژاد و احمدرضا درویش- کارگردان فیلم رستاخیز که تصویری مخدوش از حادثه کربلا و خاندان امام حسین (ع) را در این فیلم به تصویر می کشد- توسط مسئولان دانشگاه شهید چمران در جشنواره فرهنگی هنری نکوداشت دفاع مقدس که چندی پیش در این دانشگاه برگزار شد، نشان دهنده این موضوع است که عده ای در تلاش هستند تا دفاع مقدس را از زاویه ای متفاوت و برخلاف باورها و ارزش های اکثریت مردم برای دانشجویان به تصویر بکشند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند.