تاریخ انتشار خبر: ۳ , شهریور, ۱۳۹۳ | ۰۲:۵۷:۰۸
کد مطلب : 100152

بررسی عملکرد سیاسی حزب منحل شده “مشارکت” طی یک دهه اخیر

چندی است که حامیان فتنه ۸۸ از گوشه و کنار درباره احیای احزاب فتنه سخن می گویند و به نوعی به دنبال فشار وارد کردن به دولت منتخب و بهره برداری از شعار اعتدال رئیس جمهور منتخب هستند. به بررسی عملکرد سیاسی حزب منحل شده “مشارکت” طی یک دهه اخیر می پردازیم، تا مروری بر مواضع افراطی و ساختارشکنانه این جریان چه در زمان دولت اصلاحات و چه در زمان دولت های نهم و دهم داشته باشیم.

 

 

بررسی عملکرد سیاسی حزب منحل شده

 

سناریوی حزب منحله مشارکت برای تخریب هاشمی

ثبت‌نام آیت‌الله‌ هاشمی‌ رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم که در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۷۸ روی داد، شوک بزرگی به افراطیون اصلاح طلب به‌ خصوص حزب مشارکت وارد کرد؛ چرا که مشارکتی‌ها پیشتر با تهدید‌هایی درصدد آن بودند تا سیاستمدار کهنه‌کار انقلاب را از ورود به صحنه‌ انتخابات و بالتبع حضور در مجلس ششم باز دارند.

این شد که نام وی در لیست اقدامات بخش ترور شخصیت سازمان توطئه، قرار گرفت، تا جوخه‌های ترور شخصیت حزب مشارکت آماده‌ زدن هاشمی رفسنجانی شوند؛ آنها اعتقاد داشتند پرونده‌ سیاسی رفسنجانی قبل از آنکه بر سر راه اصلاح‌طلبان قرار بگیرد، باید بسته شود.

این پروژه با طرح چندین ادعای بی‌اساس انجام و با داستان‌سرایی و رمان نویسی دنبال شد که از مهم‌ترین آن ادعاها، اتهام خلاف واقع قتل‌های دوران سازندگی است.

در این زمینه ماحصل تراوشات ذهنی اکبر گنجی در دو رمان “عالیجناب سرخپوش، عالیجنابان خاکستری ” و “تاریک‌خانه‌ اشباح” بروز یافت.

روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب با مصاحبه های متعدد با اعضای حزب منحله مشارکت به “قتل‌سازی” پناه ‌برده تا مدعی آغاز قتل‌های زنجیره‌ای از دوران ریاست جمهوری رفسنجانی ‌شوند و سناریوی حذف هاشمی از صحنه سیاسی کشور را رقم بزنند.

ادعای مشارکتی‌ها مبنی بر وقوع قتل‌های بی‌شمار در دولت سازندگی از آنجا خلاف واقع دانسته شد که نه تنها وقوع این قتل‌ها به اثبات نرسید، بلکه آنها اسمی از مقتولان خیالی خود نیز نبردند و فقط به جنجال پراکنی مشغول شدند.

“مسئله‌ جنگ تحمیلی” نیز گام بعدی سناریویی بود که مشارکتی‌ها برای حذف سیاسی رفسنجانی اجرا کردند. آنها رفسنجانی را مسئول ادامه‌ جنگ پس از فتح خرمشهر دانستند و مدعی شدند که امام راحل(ره) پایان جنگ را آن زمان خواستار شده بودند.

دلیل تخریب شخصیت رفسنجانی نه تنها کنار گذاشتن شخصیتی بود که مانعی در سر راه مشارکتی‌ها برای تسخیر مجلس ششم قلمداد می‌شد، بلکه رفسنجانی در دید آنان به دلیل ” اتمام تاریخ مصرف “، محکوم به “ترور شخصیت” بود.

فرجام سناریوی افراطیون اصلاح طلب “انصراف تاریخی” هاشمی رفسنجانی از مجلس ششم بود، حادثه ای که هاشمی به تلخی از آن یاد می کرد.

گرفتن ژست اپوزیسیون در دولت اصلاحات

گرفتن ژست اپوزیسیون در حالی که آنان بیشتر مسئولیت‌های اجرایی، فرهنگی و قانون گذاری کشور را در دست داشتند، از دیگر اقدامات تامل برانگیز افراطیون اصلاح طلب بود که در کارنامه سیاسی آنها به چشم می خورد.

سیاه نمایی از وضعیت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور و نابسامان نشان دادن اوضاع، از جمله اقدامات تامل برانگیز این افراد بود، به طوری که بیان اغرارآمیز این نقاط ضعف و نارسایی های موجود در کشور با هدف ایجاد جنگ روانی و افزایش نارضایتی های عمومی صورت می گرفت.

احمد قابل از اعضای حزب مشارکت در این خصوص عنوان می کند: «وضع اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ما بدتر از دوران سلطنتی شده است!»

پرهام نیز در ماهنامه پیام امروز نگاشت: «اکنون پس از سالها جنگ و خونریزی و تورم و بحران اقتصادی و بیکاری و ناامنی مردم ایران خسته و فرتوت، به ضرورت ایجاد حکومت دمکراتیک و نزدیکی با خارجیان پی برده اند!»

کلید زدن پروژه “عبور از خاتمی”

سال ۱۳۷۹، یک سال پس از حادثه ۱۸تیر ۱۳۷۸، در استندفورد ایالت متحد آمریکا، کنفرانسی با حضور تعدادی از استراتژیست‌ها، پالسیمیکرها و برخی از چهره‌های برجسته اتاق فکر آمریکا مثل برژینسکی، کونتی مدمن و خانم رایس برگزار شد.

یکی از سخنرانان این کنفرانس خانم گیلی لاپیدوس از طراحان فروپاشی شوروی سابق بود. او در سخنرانی‌اش از پروژه “عبور از خاتمی” سخن گفت و اینگونه عنوان کرد که: «آنچه در این مدت از ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در ایران دریافته‌ایم این است که او نمی‌تواند در پیش‌برد پروژه اصلاحات در ایران موفق باشد. نقش او در ایران، نقش گورباچف در شوروی است و ما برای پیش‌برد اصلاحات در ایران باید دنبال یک یلتسین باشیم. محمد خاتمی می‌خواهد در ایران هم پاپ باشد و هم مارتین لوتر. اینها با هم جمع نمی‌شود. بنابراین باید از خاتمی عبور کنیم.»

هم‌زمان با این تصمیم و مطرح شدن این موضوع، بخشی از بدنه جبهه اصلاح طلب که به عنوان افراطیون این جریان محسوب می شدند این پروژ را در دستور کار خود قرار دادند و به مخالفت های گسترده با خاتمی پرداختند به طوری که روزنامه‌های زنجیره‌ای «جامعه»، «توس» و «خرداد» به طور رسمی طرح عبور از خاتمی را کلید زدند.

پروژه فروپاشی شوروی از درون و با دو شعار صورت گرفت. شعار پروستریکا یعنی بازسازی و اصلاحات اقتصادی و شعار گلاسنوست‌ها یعنی اصلاحات در مسایل اجتماعی. آمریکا با تکیه بر این دو شعار توانست شوروی را تجزیه کند. رمز فروپاشی شوروی سابق و آنچه موجب تکوین و تسریع آن شد؛ نداشتن رهبری بود.

بنیادها، نهادها و موسسه‌های متعددی توسط سرویس‌های جاسوسی آمریکا و غرب روی این پروژه فعالیت خود را آغاز کرده بودند.

بنیاد سروس OSI، بنیاد راک ‌فدرز، بنیاد فورت، بنیاد مارشال، خانه آزادی، شورای روابط خارجی آمریکا، انجمن سیاست‌های خارجی و مرکز مطالعات دموکراسی انگلیسی، از جمله موسسه‌ها و بنیادهایی بودند که ماموریت اصلی‌شان، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران از درون بود، که با همراهی بخشی از بدنه افراطی اصلاح طلب همراه شده بود.

بر اساس همین گزارش، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای یک سال پس از کودتای ۱۸تیر ۱۳۷۸ در جمع مسوولان نظام و در ۱۹تیر ۱۳۷۸، ابعاد پنهان این توطئه را فاش کردند. ایشان فرمودند: طرح فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، یک طرح همه‌جانبه آمریکایی و طرح بازسازی‌شده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است.

ایشان ۵ اشکال اساسی را بر تئوری‌پردازان این طرح گرفتند و ۵ تفاوت اساسی میان شوروی و ایران را بیان کردند و فرمودند به‌دلیل این ۵ تفاوت، طرح‌ فروپاشی در ایران امکان‌پذیر نیست:

۱-آقای خاتمی، گورباچف نیست.

۲- اسلام، کمونیسم نیست.

۳- نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست.

۴-ایران یک‌پارچه، شوروی متشکل از سرزمین‌های به‌هم سنجاق شده نیست.

۵- نقش بی‌بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران شوخی نیست.

تحلیل‌گران غربی پس از شکست کودتای ۱۸تیر، به این نتیجه رسیدند خاتمی نتوانسته نقش موثر را در کودتا بازی کند. از این رو دریافتند فروپاشی نظام ایران، ملزم به وجود یک یلتسین است.

تصورشان این بود که در دوران سازندگی پروژه اصلاحات اقتصادی (پروستریکا) به اجرا در آمده و از سال ۷۶ تا ۸۴ نیز در دوران اصلاحات گلاسنوست هم تمام شده است و ایران در معرض ورود یلتسین است. اما با حماسه‌ای که در ۳ تیر ۱۳۸۴ روی داد؛ این پروژه به طور کامل از دستور کار خارج شد.

چرا حزب مشارکت و مجاهدین منحل شد؟

بعد از انتخابات باشکوه ۲۲ خرداد سال ۸۸، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی در تاریخ ۲۰ مرداد سال۸۹ حکم انحلال سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت را به دلیل اقدامات مجرمانه تعداد قابل توجهی از اعضای اصلی‌شان صادر کرد، تا پرونده خیانت های این دو حزب در راستای تشویش و تحریک اذهان عمومی، ایجاد فتنه و اقدام علیه امنیت کشور بسته شود.

علیرغم تبلیغات گسترده دشمنان و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی ایران و حماسه غرورآفرین مردم شریف ایران در انتخابات، عده‌ای در داخل و خارج ایران، نتیجه انتخابات را برنتافتند و ابتدا به بهانه تقلب در انتخابات، نهادهای اسلامی و نظام را مورد هجمه همه‌جانبه قرار دادند و از روز بعد از انتخابات دست به اقدامات غیرقانونی و ضدامنیتی زدند.

ایجاد آشوب و بی‌نظمی و تشویش و تحریک به آشوب و بلوا و فتنه و سیاه‌نمایی علیه مسئولین و مقابله با نظام و نقض وحدت ملی و اقدام علیه امنیت کشور از جمله اقدامات مجرمانه سران حزب مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که تعدادی از اعضای مؤثر و سران «حزب مشارکت» را نهایتا به دادگاه کشاند تا پاسخگوی اقدامات ضدامنیتی خود علیه جمهوری اسلامی ایران باشند.

اعضای مؤثر و سران «حزب مشارکت» در طول انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم، اقدام به صدور بیانیه و انجام مصاحبه‌ها و تشویش و تحریک مردم به حضور در تجمعات غیرقانونی و … نموده بودند و از عناصر اصلی در وقوع حوادث مجرمانه بعد از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۸۸ محسوب می شدند.

نقش کلیدی حزب مشارکت در حوادث انتخابات ۸۸

حزب مشارکت، چه قبل و یا بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بیانیه‌هایی را صادر کرده که تلاش و فعالیتش در راستای القای جعل و تقلب در انتخابات، تشویش و تحریک مردم به آشوب و مقابله با نظام و تلاش برای ایجاد اختلافات میان صفوف ملت و نهایتاً اقدام علیه امنیت ملی بوده که صرفاً به بخشی از این مواضع در بیانیه‌های مورخه ۲۱/۱/۸۸ ، ۲۴/۳/۸۸ ، ۲۶/۳/۸۸ ، ۶/۴/۸۸ ، ۱۱/۴/۸۸ ، ۱۷/۴/۸۸ و ۳۰/۴/۸۸ اشاره می‌کنیم.

٭ تحریک مردم به ایجاد ناامنی، مقابله با نظام به بهانه تقلب در انتخابات (۲۱/۱/۸۸)

٭ همصدایی و همنوایی با رسانه‌های بیگانه و سیاه‌نمایی علیه جمهوری اسلامی (۲۴/۳/۸۸)

٭ همراهی و همکاری با بعضی از وابستگان به اعضای حزب مشارکت که به خارج گریخته و رسماً علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌نمایند و از غرب و به طور مشخص از مؤسسات وابسته به امریکایی‌ها کمک مالی دریافت می‌کنند. (۲۶/۳/۸۸)

٭ فعالیت تبلیغی وسیع و همه‌جانبه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و بهره‌برداری دشمنان از بیانیه‌ها و اظهارات اعضای حزب مشارکت و اتخاذ تصمیم علیه ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران در پوشش سازمان‌های به اصطلاح مدافع حقوق بشر (۶/۴/۸۸)

٭ توهین و افترا نسبت به مسئولان و نهادهای رسمی و قانونی جمهوری اسلامی (۱۱/۴/۸۸)

٭ ایجاد شکاف در صف واحد ملت و خدشه بر وحدت ملی (۱۷/۴/۸۸)

٭ حمایت همه‌جانبه از تجمعات غیرقانونی و آشوبگران خیابانی پس از انتخابات (۳۰/۴/۸۸)

اظهارات و مصاحبه‌های اعضای جبهه مشارکت

٭ سعید حجاریان، از سران حزب مشارکت در تحقیقات به عمل آمده در مورد یکی از اطلاعیه‌های حزب مشارکت می‌نویسد: “این بیانیه موجب شد تا عده‌ای تحریک شوند و شعار بدهند، بلوا درست بکنند، شیشه بشکنند و هر کار غیرقانونی دیگر انجام دهند، اغتشاشات را پدید آورند و رسانه‌ها و بیگانگان نیز موضع‌گیری و جوسازی کنند.”

٭ امین‌زاده از دیگر افراد موثر این حزب نیز در اظهارات خود می‌گوید: «فضا خوب است و ما در کل دوره اول انتخابات پیروزیم، اگر غیر این شد، داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم تا مردم بیرون بریزند و اعتراض کنند.» وی در بخش دیگری از اظهارات خود عنوان می کند: «موسوی نظرش این است که با راهپیمایی و اگر نشد تحصن در مرقد امام… اعتراض شود.» و همچنین در بخش دیگری می گوید: «کودتا شده و مردم فهمیده‌اند و حالا انتظار کار جدی دارند.»

٭ عبدالله رمضان‌زاده از سران حزب مشارکت در اظهاراتش بیان می‌کند: “در صورت اختصاص زمان اضافه به احمدی‌نژاد در مورد مناظره، از مردم خواست در آن ساعت تلویزیون‌ها را خاموش کنند و به خیابان‌ها بیایند و به این اقدام ناعادلانه صدا و سیما اعتراض کنند.”

٭ تاج‌زاده از سران حزب مشارکت نیز بیان می‌کند: “راه چهارم هم سلاح امریکاست و انقلاب مخملی، که من موافق راه چهارم هستم. تئوری جین شارپ و براندازی نرم خارجی و اینها در همین راه چهارم است.”

٭ محسن میردامادی، دبیرکل حزب مشارکت بیان می‌کند: “فقط قرار شد انقلاب مخملی را که می‌خواهیم صحبت کنیم آن را در بوق کنیم و بدین گونه انقلاب نمدی می‌شود. ”

٭ یحیی کیان تاجبخش، نماینده بنیاد «سوروس» از نهادهای پوششی سازمان سیا با شورای مرکزی و اعضای اصلی “حزب مشارکت” ارتباط و جلسات متعددی داشته است.

آغاز اختلافات گسترده اصلاح طلبان با اعضای حزب مشارکت

بر اساس همین گزارش، اختلافات گسترده‌ی گروه‌های متعدل و رادیکال اصلاح‌طلب بر سر حضور و عدم حضور در “انتخابات‌” از اسفند ماه ۹۰ آغاز شد.

اصلاح‌طلبان تندرو و حامیان فتنه که پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری وجه کاملا مخدوشی در میان مردم داشتند، هم‌نوا با معاندین نظام کمر به تحریم «نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی» بستند و صف خود را از مردم جمهوری اسلامی جدا کردند.

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال۹۰، آغاز مرزبندی گروه های معتدل اصلاح طلب با افراطیونی بود که کماکان در حمایت از فتنه و حوادث بعداز انتخابات سال ۸۸ سخنوری می کردند.

اصلاح طلبان معتدل که اختلافات گسترده ای با افراطیون این جریان پیدا کرده بودند، با اعلام مشارکت در انتخابات مرزبندی خود را با این دسته از اصلاح طلبان آغاز کردند.

انتخابات را تحریم می کنیم!

عناصر و جریان‌های ضدانقلاب کلیدواژه های جدیدی را در دستور کار خود قرار دادند تا القای سالم نبودن انتخابات را به لطایف الحیلی در جامعه جا بیندازند. آنها به دفعات بر طبل “انتخابات آزاد” کوبیدند تا برخی از رجل سیاسی کشور نیز خواسته یا ناخواسته با ساز ناکوک آن‌ها “هم‌نوازی” کنند. “شورای جعلی هماهنگی راه سبز امید” و “جبهه منحله مشارکت” دیگر جریاناتی هستند که طی ماه‌های گذشته بر طبل «انتخابات آزاد» کوبیدند.

شورای منحله راه سبز که توسط اردشیر امیر ارجمند گردانده می‌شود، طی بیانیه‌ای پیش از برگزاری انتخابات مجلس نهم از مردم ایران می‌خواهد در این انتخابات حضور پیدا نکنند و انتخابات را تحریم کنند!

جبهه منحله مشارکت که سهم بسزایی در شکل‌گیری فتنه ۸۸ داشت اولین تشکل اصلاح‌طلبی بود که با صدور بیانیه‌ای از تشکیل “راه سبز امید” توسط میرحسین موسوی حمایت کرد و ادامه ناامنی ها و مخالفت ها را تایید کرد.

در واقع باید گفت که جریان فتنه را آن بخش افراطی پدید آورد که در دوره موسوم به اصلاحات نیز به دنبال براندازی نرم و فروپاشی درونی بود؛ عمده این افراد در “جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین” بودند که پس از فتنه ۸۸ این دو تشکل منحل و فعالیت آنها غیرقانونی اعلام شد.

پایانی بر عمر سیاسی احزاب حامی فتنه

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای ۲ روز مانده به ۱۲ اسفندماه سال ۱۳۹۰ (روز انتخابات) حساسیت انتخابات مجلس نهم را بیشتر از انتخابات دوره‌های قبل دانستند و با اشاره به اهمیت بسیار زیاد حضور گسترده و پرشور مردم در انتخابات، فرمودند “به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری از ۲۲ بهمن، به چهره استکبار خواهد زد و عزم و اراده مستحکم خود را به رخ دشمن خواهد کشید تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت، کاری از پیش نخواهد برد”.

حضور پرشور و خیره کننده مردم پای صندوق‌های رای موجب شد تا سیاست‌ها و استراتژی معاندین نظام برای ادامه مسیر مخالفت با چالش ها و مشکلات فراوانی مواجه شود.

پس از برگزاری باشکوه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، انتقادهای بسیاری از سوی رسانه‌های ضدانقلاب به این تحریم کنندگان انتخابات وارد شد؛ رسانه‌ها و جریان‌های معاند نظام، معتقد بودند که فراخوان این احزاب برای عدم حضور مردم در انتخابات، تنها به آبروریزی و پایان عمر سیاسی آنها منجر شد و مشخص شد که “گروه‌های ضدانقلاب، پایگاه اجتماعی خاصی در کشور ندارند”.

ادامه همراهی با فتنه و تحریم انتخابات ریاست جمهوری ۹۲

حزب اصلاح‌طلب “مشارکت” که پس از حوادث سال ۸۸ با رأی دادگاه منحل شده بود، طی بیانیه‌ای که در سایت BBC فارسی منتشر کرد، به صورت رسمی تحریم انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۲ را اعلام کرد تا گام دیگری در راستای حمایت از فتنه و همچنین معاندین نظام را برداشته باشد.

حزب منحله مشارکت که بعد از انتخابات سال ۸۸ حمایت و همراهی خود را از فتنه ادامه داده بود، طی بیانیه ای که به مناسبت سالگرد تأسیس خود منتشر کرد ، کسانی که در سدد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بودند را “اصلاح‌طلبان بدلی” خطاب کرد.

حزب منحله مشارکت که از گروه های افراطی و رادیکال اصلاح طلب معرفی می شوند، گروه‌های اصلاح‌طلب میانه‌رویی را که برای حضور در انتخابات ۹۲ اظهار تمایل کرده بوند را “بدلی” و “ساختگی” خطاب کرد حمایت خود را به طور مجدد از حوادث بعداز انتخابات سال ۸۸ اعلام کرد.

لازم به ذکر است، حزب منحله مشارکت پس از روی کار آمدن سیدمحمد خاتمی به عنوان رئیس دولت اصلاحات، توسط محمدرضا خاتمی برادر وی راه‌اندازی شد.

آیا دولت یازدهم راه را برای فتنه گران و حامیان آنها باز می‌کند؟

روزنامه اعتماد در روز یکشنبه ۲۰ تیرماه ۱۳۹۲ با محمد نعیمی پور، عضو شورای مرکزی حزب منحله جبهه مشارکت گفتگویی انجام داد و آن را در صفحه نخست درج کرد.

این مطلب که با عنوان “در انتظار ثبات شرایط سیاسی جدید هستیم” در صفحه نخست روزنامه اعتماد درج شده بود، بدون هیچ اشاره ای به سوابق سوء این حزب و همچنین حکم انحلال آن این چنین نوشته است: «فعالیت مشارکت و اعتماد ملی هیچ اشکالی ندارد!»

«روزنامه اصلاح طلب: حزب مشارکت منحل نشده است»

در ادامه این مطلب با اشاره به روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان هفتمین رئیس جمهور منتخب مردم، عنوان شده است که : «هنگامی که آقای روحانی چتری را باز کرده است که همه ملت در زیر این چتر قرار بگیرند چه اشکالی دارد سلیقه‌های مختلف در آن حضور داشته باشند؟»

با این وجود، به نظر می‌رسد بخشی از اصلاح طلبان و روزنامه های زنجیره ای آنها با روی کار آمدن دولت یازدهم در پی بازسازی احزاب حامی فتنه هستند به طوری که این احزاب هنوز “اعتراف به اشتباهات فراوان” در طول عمر سیاسی خود نکرده اند و سوی دیگر هیچ‌ اطرافیان‌شان هنوز بر ادعاهای سال ۸۸ خود اصرار می‌ورزند و رفتار خود را مورد تأیید می‌دانند.

حال باید دید آیا اصلاح طلبان و روزنامه های زنجیره ای آنها با روی کار آمدن حجت الاسلام حسن روحانی به عنوان هفتمین رئیس جمهور تاریخ انقلاب اسلامی، چه تصوری از عملکرد وی در طول دولت یازدهم دارند و منظور آنها از “باز شدن چتر” چه چیزی است؟

آیا حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی که با شعار “اعتدال” و “اعتدال گرایی” رای بیش از نیمی از مردم را به خود اختصاص داده است، در خصوص فعالیت سیاسی حامیان فتنه و معاندین نظام نرمش نشان خواهد داد؟ و یا اینکه در مسیر دوری از افراط و تفریط ثابت قدم خواهد ماند و اجازه بازسازی به افراطیونی که در سال های اخیر نقش اپوزیسیون را در نظام جمهوری اسلامی به خود اختصاص داده بودند را نخواهد داد.
به هرحال باید منتظر جواب روشن و شفاف رئیس جمهور منتخب به حامیان و عناصر فتنه باشیم تا افراطیون نتوانند اعتدال و اعتدال گرایی را به نام خود مصادره کنند و ادامه کار را برای آقای روحانی سخت کنند.
انتهای پیام/