تاریخ انتشار خبر: ۳۰ , خرداد, ۱۳۹۵ | ۱۶:۴۱:۳۷
کد مطلب : 114925

به تک تک مدافعان حرم افتخار می کنم/ هیچ دولتمردی نمی پرسد نان شبت کو؟/ جایزه داعش برای سر امیر نوری/ عده ای به شبکه GEM پیوستند که من حتی آنها را نمی شناختم

نفیسه روشن به «بی حاشیه بودن» معروف است. خودش را از قید و بند بسیاری از حواشی که شاید بتواند او را بالاتر ببرد، دور می کند و البته خود این بُعد را برای خود انتخاب کرده است تا بتواند در کارش ماندگار و ماندگارتر باشد.

 به نقل از صراط:

نفیسه روشن به «بی حاشیه بودن» معروف است. خودش را از قید و بند بسیاری از حواشی که شاید بتواند او را بالاتر ببرد، دور می کند  و البته خود این بُعد را برای خود انتخاب کرده است تا بتواند در کارش ماندگار و ماندگارتر باشد. شاید همین دور ماندن از حواشی است که دیگران برایش به دنبال حاشیه ای ناامن می گردند. نفیسه این روزهای تلویزیون، بیش از پیش خود را در زندگی خصوصی اش مشغول کرده است. شاید از آن پیشنهادهای رنگ و وارنگ هم برایش خبری نباشد ولی هرگز زبانش را به گلایه های حاشیه ساز باز نمی کند. در زیر گفتگوی خواندنی صراط نیوز با این بازیگر سینما و تلویزیون را می خوانید .

خانه ای برای هیچ
نامه ای را که حدود سی نفر از بازیگران رسانه ملی آن را خطاب به رییس صدا و سیما نوشته بودند، چند وقت پیش من از طریق فضای مجازی ان نامه به دستم رسید. زمانی که دوستان در آنجا دعوت بودند من در تهران حضور نداشتم و مشهد بودم. من نظری در این مورد ندارم و نمی توانم بگویم که دوستان کار درست یا غلطی انجام داده اند. اما از یک مورد خوشحالم و آن این است که رفتند و درخواست کردند که خانه بازیگر افتتاح شود. من خیلی خوشحالم از این بابت که سینمای ما خانه ای دارد. اما وقتی به این خانه می روی، می گویند که کارت نداری. وقتی دلیل را می پرسیم می گویند، باید تعداد فیلم های شما این تعداد باشد که ما به شما بتوانیم کارت بدهیم. چرا نباید خانه ای باشد که من نتوانم مشکلات خودم را از آنجا پیگیری کنیم. مثلا زمانی که من چک برگشتی دارم یا بسیاری از مشکلات دیگر که بر سر راهم قرار می گیرد، چرا از این خانه پیگیری نشود؟

چون متاهلی!
کاری که نشریات زرد کردند، این بود که گفته بودند، چون متاهل شده ای، به شما کار نمی دهند. دوستان و همکاران من این حرف را مطرح نکرده بودند. بسیاری از دوستان متاهل ما مثل ترانه علیدوستی، الهام پاوه نژاد و بسیاری از دوستان دیگر که متاهل هستند، هم به زندگی خصوصی و شخصی خود می پردازند و هم زندگی حرفه ای و کاری خود را دارند. پیشنهاد نشدن نقش به بازیگران خانم به معضل بی پولی سازمان برمی گردد. بحرانی که در سازمان صدا و سیما وجود دارد. همینطور کمبود بودجه ای که با آن مواجه است. من یادم می آید، زمانی من سر کار «دارا و ندار» و همینطور «ساختمان ۸۵» بودم، پیشنهاد کار در سریال های رستگاران و نابرده رنج را هم داشتم. یعنی همزمان با آن کارهایی که در آن مشغول بودم، کارهای پیشنهادی دیگری هم داشتم. سازمان زمانی، تولیدات خوبی داشت. در سال ۱۵ کار خوب تولید می شد، این ۱۵ کار نیاز به بازیگران خوبی داشت. الان می بینیم که سریال هایی تولید می شود که افراد مشخص بر سر آن هستند. من فکر میکنم این اعتراض اعتراضی است که می گویند که هنرمند کار نکند، می میرد. همین مساله می شود که بسیاری از هنرمندان ما مجبور می شوند که از کشور خود بروند و قید خانه و خانواده خود را بزنند و به جای دیگری بروند.

۱۰ بار تست برای ۵ سکانس
من شخصا به عنوان بازیگری که اولین کارش را از سال های ۷۹ یا ۸۰ با «سیما فیلم» با سریال تاریخی «روزهای به یاد ماندنی» شروع کرد و تا الان ۱۶ سال است که تارهایی از موی من سفید شد، در این حرفه چیزی را که دارم می بینم، بخشی از تقصیرات بر گردن خودمان است.

من زمانی وارد این کار شدم که می دیدم، برای یک سریال ۱۰ بار رفتم و آمدم و تست های گریم و بازیگری دادم. در تست بازیگری من را سنجیدند که خوب هستم یا نه. رانندگی، سوارکاری و … جزو آپشن هایی بود که باید تست می شد. نقش من کلا ۵ سکانس داشت. آن موقع هم برای ۵ سکانس وقت می گذاشتند. آن موقع ها تا سال ۸۶ که سریال «اغما» را بازی کردم، سر هر نقشی که دعوت مان می کردند و نقش های اصلی به عهده بازیگران «استار» بود. اما الان می بینم که طرف هیچ دانش و سوادی ندارد و هیچ زمینه ای از شخصیت بازیگر ندارد و هیچ مهارتی هم بلد نیست ولی بنا به دلایلی می آید و نقش یک بازیگر می گیرد. در یک یا دو سکانس قرار می گیرند که اعتبار برای فیلم بخرد. هم ارزش ها و هم جایگاه های بازیگری زیر سوال رفته و من فکر می کنم که واقعا دانشجویان رشته بازیگری و کسانی که سال ها د ر تئاتر زحمت کشیده اند در حال حاضر خیلی اولویت دارند به آدمی که معلوم نیست در اثر برخورد چه شهاب سنگ هایی می آید و در چند فیلم بازی می کند و اینقدر بی ادب است که وقتی پیشکسوت خود را می بیند حتی زحمت سلام را به خود نمی دهد. عشوه هایی می آید و فکر می کند از آسمان هفتم به زمین افتاده است. هر کسی فکر می کند که می تواند بازیگرشود. فکر می کند اگر پول یا پارتی داشته باشد، می تواند بازیگری را تجربه کند. حتی ما اجازه دادیم این آدم ها بیایند تجربه کنند و تجربه پشت تجربه و همین ریشه به تیشه بازیگری می زند. درست است که می گویید زمینه را بسیاری از افراد فراهم می کنند. اینها هم افرادی هستند که در حرفه ما مضر هستند و قطعا باعث ورود افراد مضرتری می شوند. اما کسانی را هم داریم مثل آقایان لطیفی، میری، فخیم زاده و کارگردان های بنام و تهیه کننده هایی که عمرشان را برای تهیه کردن کارهای درست و حسابی در این کار گذاشته اند. هیچ وقت به این افراد حتی اجازه ورود نمی دهند. چون برای کار خودشان ارزش قائل هستند. خیال تان راحت است که در کارهای وزینی پای می گذارید.

توقیف ممنوع!
در حال حاضر شاهد توقیف بسیاری از فیلم ها هستیم. من هم مانند بسیاری دیگر خیلی مخالف این ممنوعیت ها هستم. من به عنوان بازیگری که می روم ۵۰ روز از عمرم را می گذارم و کار می کنم، قطعا چشم انتظار کارم هستم. دوست دارم این کارم پخش شود و نتیجه کارم را ببینم. توقیف ها به روحیه بازیگر و دست اندرکارانی که شبانه روز کار کرده اند لطمه می زند. الان که موقعیت خوبی در سینما ایجاد شده است و به امید خدا فیلم های روشنی در سینما می بینیم نباید جلوی پخش آنها گرفته شود. هر فیلم کار خودش را دارد و ارزش فیلم را می توانیم از تعداد مخاطبان بسنجیم. هر فیلمی برای تعداد خاصی از مخاطبان ساخته می شود و سلیقه ای از جامعه را در برمی گیرد. بنابراین با اکران هر فیلم بخشی از سلیقه جامعه ارضا می شود.

رابعه، درد بیکاری می کشید
محدودیت هایی که در زمینه بازیگری وجود دارد را بستگی دارد چطور تعبیر کنید. من به عنوان بازیگر می دانم باید در ایران با قوانین کشورم بازی می کنم. قطعا در گریم و لباسم دچار محدودیت هایی هستم. ولی اگر محدودیت را بخواهیم جور دیگر تعبیر کنیم، آن هم بحث جدا دارد. عده ای به شبکه GEM پیوستند که من حتی آنها را نمی شناختم. از طریق خبرهایی که بولد شد، چهره شان را دیدم. بازیگرهایی مثل گلشیفته فراهانی و رابعه اسکویی از ایران رفتند. باید دنبال علت باشیم و ببینیم دلیل رفتن شان چه بوده است؟ رابعه، دوست من بود. وی درد بیکاری می کشید. هنرمند زمانی هنرمند است که همکار داشته باشد و روحش تغذیه شود. مردم او را بخواهند و آن وقت مثل گل زنده است. ولی وقتی که می بینی یک هنرمندی که قدمت چند ساله دارد و بازیگر خوبی هم هست، مدت های زیادی بیکار می نشیند، این بیکاری هم جسمش و هم روحش را نابود می کند. وقتی جسمش بیمار شود و افسردگی بگیرد، نمی تواند زنده باشد و مجبور است دست و پا بزند. چرا وقتی که هنرمندی بیمار است، هیچ مسئول و دولتمردی نمی آید و بپرسد که نان شب خود را چطور تهیه می کنی؟ اجاره خانه ات را می دهی یا نمی دهی؟

یک میلیون تومان می دهم، دو میلیون فالوور می خرم!
تعداد فالوورها برای پیشنهاد نقش، موضوع خنده داری است. من به این موارد برنخوردم ولی کسی که این سوال را از یک بازیگر می پرسد که تعداد فالوورهایت چقدر است و فروش فیلم ما در گروی تعداد زیاد مخاطبان توست، قطعا آدم بی سوادی است. کسانی که برای تلویزیون و سینما زحمت می کشند، می آیند و می بینند کدام بازیگر برای نقش خوب است که تاثیرگذار باشد. در این اوضاع بی مخاطبی، سریال شهرزاد آنقدر خوب است که آدم ها را جذب می کند و قطعا آدم با سواد و حرفه ای این کار این حرف را نمی زند. این حرف برای کسی است که می خواهد بگوید که من اینقدر مخاطب و فالوور دارم که جذب من شده اند. فالوور مربوط به فضای مجازی است و افراد در آنجا به راحتی می توانند فالوور برای خود بخرند. منِ «نفیسه روشن» می توانم یک میلیون پول بدهم که تعداد دو میلیون نفر فالوورم بالا برود.

نقطه ضعف بزرگ در مجلس شورای اسلامی
در مجلس شورای اسلامی، کمیسیونی به نام کمیسیون فرهنگی داریم. نمایندگانی را می بینیم که زمان انتخابات برای خود ستاد انتخاباتی تشکیل می دهند و از هنرمندان برای حضور در این ستادها دعوت می کنند. حضور این افراد کمکی است به رونق ستادشان. هر هنرمند یا ورزشکاری، مخاطبان خود را دارد و هر فرد از طرفداران خود می تواند دعوت کند. هر عزیزی که وارد مجلس می شود نباید فراموش کند که مسئولیت سنگینی بر گردن دارد. کمیسیون فرهنگی می تواند به فرهنگ جامعه کمک کند. این که جذب این کمیسیون نمی شوند یا داوطلب نمی شوند برای رونق دادن به این کمیسیون به خاطر بسیاری از خط قرمزهاست. ما به حضور این افراد در کمیسیون فرهنگی یا حتی در فراکسیون محیط زیست نیاز داریم. در بسیاری از کارها حمایت این افراد را می طلبد. این نقطه ضعف بزرگی برای کشور است که چنین مجلسی داشته باشد، پر از نماینده، اما داوطلبی برای این کمیسیون دچار نقصان باشد.

فحش هایی که بر سر مدافعان حرم خوردم
شب گذشته، شنیدم که داعش برای سر امیر نوری، جایزه گذاشته است. با اینکه من یک مصاحبه ای داشتم در یک ماه پیش و چند نفری به من فحش دادند که شما بازیگران لکه ننگی هستید و نباید در مورد شهدای مدافع حرم حرفی بزنید، اما باز می گویم: واقعا خوش به حالشان که از دنیا گذشته اند. اینها آنقدر قوی هستند که حاضرند جان شان را در راه خدا بدهند. مدافعان حرم دارند از حرم دفاع می کنند که درکنارش، مدافع ایران باشند و از ایران خودشان دفاع کنند. من دوست ندارم بشنوم که مدافعان حرم به لباس نیاز دارند. دوست دارم دولت ما آنقدر این عزیزان را حمایت کند که نیازی نداشته باشند. من به عنوان ایرانی به تک تک شان افتخار می کنم و تا زمانی که این افراد هستند می فهمم جوانمردی هنوز زنده است و ایران ما جوانمردانی مثل این عزیزان دارد.