تاریخ انتشار خبر: ۸ , آذر, ۱۳۹۳ | ۲۳:۲۲:۵۱
کد مطلب : 56456

تبدیل کودکی سازگار به نوجوانی ناسازگار

مجموعه: مشاوره خانواده

 

نوجوانی ناسازگار, تفکر نوجوان,نوجوانی

شیوه‌ی تفکر کودک با تفکر نوجوان، کاملاً متفاوت است . کودک واقع‌گرا و سازگار، به نوجوانی آرمان‌گرا و غالباً ناسازگار تبدیل می‌شود.

یکی از مهم‌ترین تغییرات دوره‌ی نوجوانی، تغییرات فکری است . تحول فکری دوره نوجوانی تأثیرات گوناگونی بر رفتار و شخصیت فرد می گذارد. با ورود به دوره نوجوانی یک تحوّل کیفی در تفکر پیدا می شود.  تغییر رفتار و گفتگوها، استدلال ها و اظهارنظرها و دیدگاه های انتقادی نوجوانان از نتایج این تحول فکری است که به آرمان گرایی ، رشد هویت ، خود مرکز بینی ، خیال پردازی، برنامه ریزی برای زندگی می انجامد واز تأثیرات همین تفکر دوره نوجوانی است. به چند مورد از مهم ترین این تأثیرات تحول فکری اشاره می کنیم:

آرمان گرایی نوجوانان
به نسبتی که نوجوانان به دنیای بزرگسالی پای می گذارند ، آن چه را می آموزند مورد ارزیابی قرار می دهند. با رشد ذهنی ، نوجوانان آرمان گرا می شوند . وقتی متوجه می شوند وضعیت واقعی کمتر از وضعیت مطلوب است از بزرگسالان به شدت انتقاد می کنند و تا چند وقتی دچار تقدس مآبی می شوند.

خانواده و نهادهای تعلیم و تربیت ایرانی باید جهت گیری سالمی را در این ویژگی شخصیت نوجوانان به وجود آورند و آرمان گرایی نوجوانی رابه تدریج با واقعیت گرایی نوجوانی در هم آمیزند و آن را دستمایه رشد نوجوانان قرار دهند.

رشد تدریجی ارزش های دراز مدت
در دوره نوجوانی ارزش هایی که مضمون دراز مدت دارد رشد می کند، برخلاف دوران کودکی که هدف دسترسی فوری به هدف و رضایت آنی است. ویژگی اصلی قابل مشاهده در نوجوانان قبول تدریجی نقش های بزرگسالی است.این ویژگی شامل تمایل آن ها برای برابر دانستن خود با بزرگسالان ، پیدا کردن یک برنامه زندگی خوب، توجه به مسائل آینده خود و داشتن آرمان هایی در مورد تغییر دادن جامعه است.

رشد هویت
برای رشد هویت ضرورت دارد که نوجوانان بتوانند به افکار خویش بیندیشند. باید تعدادی اصول درباره خود مثلاً این که ” من از نظر جسمی فرد قدرتمندی هستم” ، یا ” دیگران به من احترام می گذارند” ایجاد کنند. این اصول بر تعدادی از ویژگی ها مبتنی است. توانایی نوجوانان در تفکرات انتزاعی باعث می شود که چند نظر را به طور همزمان به ذهن بیاورند و به بررسی و مقایسه آن ها بپردازند. مثلاً می توانند از دوست خود بپرسند که” تو درباره قدرت بدنی و عضلات من چه فکر می کنی؟” یا ” تو فکر می کنی بدن من ضعیف و عضلاتم صاف است؟”

به این ترتیب نوجوان به تدریج یاد می گیرد که از نظریه هایی که مورد بررسی قرار می دهد بعضی را نادرست بداند و کنار بگذارد و آن چه را حقیقی می داند قبول کند. نتیجه این امر آن است که او مفاهیمی درباره خود و ویژگی های هویت خویش می سازد.

خودمرکز بینی
تأثیر دیگر تحول تفکر نوجوانی، رشد شکل تازه ای از خود مرکز بینی است. ظرفیت فکر کردن درباره افکار خویش ، آگاهی موشکافانه درباره خود و خصوصیات شخصی و آرمان های خویش شدت می گیرد. نتیجه این تحولات آن است که نوجوان دچار خودمرکز بینی و خودآگاهی و درون نگری می شود.

نوجوانان افکار خود را به جای آن که متوجه دیگران کنند بر خود متمرکز می کنند و به قدری در این راه جلو می روند که گمان می کنند دیگران نیز به همین اندازه متوجه و متمرکز بر حضور و رفتار آن ها هستند. مثلاً وقتی که در اتوبوس نشسته اند و یا حتی وقتی که در آشپزخانه تنها هستند فکر می کنند که کسی ناظر رفتار آن هاست. و چنین است که نوجوانان اکثر وقت ها فکر می کنند که ” در صحنه” هستند و انرژی زیادی در واکنش به مخاطب خیالی صرف می کنند . افسانه سازی شخصی نوجوانان در ادامه این خودمرکز بینی پیدا می شود و آنان خود را از هر جهت بی همتا و مخصوص تلقی می کنند.

خیال پردازی
یکی از نتایج توانایی فکر کردن به افکار خود در نوجوانان این است که آنان از عالم واقع فاصله می گیرند و به عالم رویا فرو می روند. رویاهای نوجوانی می تواند مفید باشد و به این وسیله می توانند رفتارها و راه حل های گوناگون مسائل را از طریق تخیلات خود مورد بررسی و آزمایش قرار دهند.

برنامه ریزی برای زندگی
نوجوانان قادرند طرح های شگفتی را برای رسیدن به هدف های جسورانه خود ، برای تقلید از الگوهای زندگی بزرگسالی و برای شرکت در محافل بسته دوستان خود ، بیافرینند. با رشد تفکر و واقع بینی ناشی از افزایش تجاربشان ، راه های تازه ای برای زندگی و رشد خود پیدا می کنند. این گونه بحران های خیال پردازی و افراطی گری را پشت سر می گذارند و به سوی شناخت بیشتر واقعیت هایی که زندگی آن ها را فرا گرفته است روی می آورند. فکر کردن به زندگی شغلی و جستجو برای کسب دانش و مهارت هایی که بتوان به تخصصی برای گذران زندگی دست یافت نشانه روشنی است از عبور آنان به دنیای جوانی و بزرگسالی است .

وارد کردن نوجوانان به زندگی شغلی ( به صورت پاره وقت) برای تسهیل رشد انسانی و ورود به دوره جوانی و بزرگسالی ، ضرورتی انکار ناپذیر است. کار کردن نیاز هر انسان سالم و درمانگرِ احساسی نگری و خیال پردازی های نوجوانی است. نوجوانی که به دنیای کار ( به صورت پاره وقت در طول سال و در ایام تعطیلات تابستان ) وارد می شود فشارهای ناشی از هیجانات نوجوانی را بهتر تحمل خواهد کرد و رشد اجتماعی و فکری و عاطفی او تسریع خواهد شد.

مهم تر از خود کار این است که به نوجوان فرصت داده شود ایده های خود را در جریان کار به مرحله آزمایش بگذارد و از این طریق رشد “خود” را به تدریج گسترش دهد، طرح مناسبی برای ایفای نقش های شغلی و اجتماعی خویش بریزد و برنامه زندگی خود را معین کند.
منبع: تبیان