تاریخ انتشار خبر: ۲۶ , بهمن, ۱۳۹۴ | ۱۱:۳۵:۱۶
کد مطلب : 109241
تمام تلاش ارشادِ یزد برای ارشادِ اسلامیِ جوانانِ یزدی؛

ترویج تن فروشی، رقص و شراب در سالن اداره ارشاد/ مرگ عفت و اسلام در نمایش «قرعه ای برای مرگ»+ تصاویر

متاسفانه نمایش «قرعه ای برای مرگ» که ترویج تن فروشی، رقص و شراب تنها رسالت دست اندرکاران آن است در سالن اداره ارشاد و زیر گوش مسئولان اداره ارشاد اسلامی دارالعباده یزد در حال برگزاری است.

ترویج تن فروشی، رقص و شراب در سالن اداره ارشاد/ مرگ عفت و اسلام در نمایش «قرعه ای برای مرگ»+ تصاویر

به گزارش   عصر آبادان به نقل از یزدرسا؛ چند روزی است که در استان یزد تئاتری به نام «قرعه ای برای مرگ» در تالار فرهنگ اداره ارشاد استان در حال اجرا می باشد. این نمایش براساس داستانی از واهه کارنیک خاچادوریان معروف به واهه کاچا روزنامه نگار و نویسنده فرانسوی ارمنی تبار نوشته شده است.
داستان نمایش «قرعه ای برای مرگ» موضوع تولد برژیت و آماده شدن وی و شوهرش ویکتور  برای جشن تولد او است. در ادامه میهمانان یکی یکی از راه می رسند و هدایای خود را به برژیت می دهند.
«پی یر» یکی از همین مهمان ها است که چشمانش را در جنگ با آلمان ها از دست داده؛ زمانی که این مهمان نابینا وارد صحنه می شود، با وجود ۳ بازیگر مرد روی صحنه، برژیت که در آن زمان تنها بازیگر زن روی صحنه بود بدون توجه به شئونات اسلامی براحتی دستان «پی یر» را گرفت(البته این چنین برخوردهایی بارها توسط بازیگران در صحنه رخ داد) و او را تا نشستن برروی صندلی همراهی کرد.

 


تیماکوف دیگر مهمان مراسم هدیه خود را که یک بطری شراب است به برژیت تقدیم می کند. همین هدیه بهانه ای می شود که برژیت برای پذیرایی از مهمانان از شراب استفاده کند!

 

 

بعد از صرف شراب هم که مشخص است نوبت به رقص می رسد! زن و مرد در روی صحنه نمایش با مجوز ارشاد اسلامی و در سالن این اداره چند دقیقه ای می رقصند تا اصالت نمایشنامه هم حفظ شود!

 


نقطه اوج نمایش زمانی است که در صحنه ای دو افسر نازی بدست فرانسوی ها در کنار خانه برژیت و ویکتور کشته می شوند. نیروهای آلمانی در پی این عمل تصمیم می گیرند از هر خانه دو نفر را گروگان بگیرد. با این حساب از خانه برژیت هم باید و نفر به عنوان گروگان معرفی شوند که این آغاز گره نمایش و تقلای مهمانان برای خلاصی از معرکه است.
قریب به اتفاق مهمانان برای اینکه ثابت کنند تیماکوف؛ یکی از مهمانان یهودی است و علی القاعده دشمن نازی ها و همان کسی است که افسران آلمانی را کشته باید در نمایش اثبات کنند که وی ختنه نشده است! تلاش آن ها برای این مساله در حمام رفتن تیماکوف با شکست مواجه می شود! چرا که «ویلکر» که از طرف بقیه نماینده شده  تا به این موضوع پی ببرد، به حمام می رود و وقتی بر می گردد اعلام می کند چون تیماکوف پشتش به من بود نتوانستم این مسئله را تشخیص دهم!
نهایتاً در چند صحنه بعد در پی اتفاقاتی دکتر می گوید می خواهد تیماکوف را معاینه کند تا ببیند مریضی دارد یا خیر. نتیجتاً تیماکوف روی مبل دراز می کشد اعلام می شود خانم ها چشمه هایشان را ببندند و دکتر بعد از معاینه اعلام می کند او یهودی نیست!
در ادامه نمایش و در پی تلاش افراد برای نجات جان خود، ویلکر می گوید یکی از خانم ها به پیش افسر آلمانی برود تا «به هر طریقی» که می تواند آن افسر را راضی کند که از آنها کسی را گروگان نگیرد. در این زمان با بهانه های برژیت و ویکتور و فرانسواز روبرو می شود. فرانسواز می گوید که اگر فرانسوی بود به نزد آن می رفت اما او آلمانی است بعد از این صحنه ویلکر به سمت فرانسواز می رود و به او یک چک سفید امضا برای معامله جنسی پیشنهاد می کند که با مخالفت فرانسواز روبرو می شود. پس تصمیم می گیرد از ویکتور بخواهد همسرش را برای پیشکش به پیش افسر نازی بفرستد، ویلکر برای راضی کردن ویکتور سابقه رابطه جنسی وی با ۱۲ زن را به او یاد آور می شود و می گوید این هم یکی مثل آنها، بگذار برژیت هم پیش او برود اتفاقی نمی افتد و با رفتن همسرت پیش افسر نازی من تمام طلب تو را هم می بخشم! بعد از این حرف ویکتور قبول می کند و به همسرش پیشنهاد می دهد. برژیت اول ناراحت می شود و سپس به پیش افسر نازی می رود بعد از چند لحظه با قیافه ای گرفته باز می گردد و همه فکر می کنند کار تمام شده اما برژیت می گوید که او مرا نخواست.

 


بعد از آن فرانسوا به خاطر چک سفید امضا به تن فروشی تن می دهد!
این ها گزیده نمایشی است که در یزدی که لقب دارالعباده بودن و حسینیه ایران بودن را یدک می کشد در حال اجراست. سرو شراب، رقص زن و مرد، بی غیرتی یک مرد و تن فروشی زنان تنها پیام این نمایش است.
واقعاً زنان و مردان یزد قرار است از این نمایش نامه چه نکته ای بیاموزند؟ براستی هیئت بازبینی اداره ارشاد چگونه و برچه اساسی به اجرای این نمایش مجوز داده است.
آیا مسئولین فرهنگی و رده بالای استان از اجرای چنین نمایشی در یزد خبر ندارند؟ مسئولین ارشاد از سر کنجکاوی هم سری به سالن نمایش نزدند تا ببینند چه بی عفتی و هنجار شکنی به اسم فرهنگ به خورد جوانان داده می شود؟
هر فردی که برای یک بار هم بخشی از این نمایش را دیده باشد می فهمد نباید توقعی از ارشاد و هیات بازبینی داشته باشد. علمای یزد شما به داد دارالعباده برسید!

انتهای پیام/