تاریخ انتشار خبر: ۶ , آبان, ۱۳۹۵ | ۱۳:۵۵:۳۱
کد مطلب : 125671
نقدی بر پاسخ سطحی دانشگاه آزاد کرج به موضوع یک پایان نامه جنجالی؛

ترویج نگاه “پسا انسانی” در دانشگاه به اصطلاح اسلامی!/ دفاع از رابطه جنسی انسان و حیوان با چاشنی فلسفه و دیالکتیک

امروز با نگاه های بسیار ساختار شکنانه در نهاد های رسمی و علمی مواجه هستیم که نه تنها در برابر ارزش های ناب دینی اسلامی قرار دارد بلکه پا را فراتر گذاشته و رسماً ارزش های انسانی و بشری را زیر پا گذاشته است.

ترویج نگاه "پسا انسانی" در دانشگاه به اصطلاح اسلامی!/ دفاع از رابطه جنسی انسان و حیوان با چاشنی فلسفه و دیالکتیک

به نقل از «تیتریک»، هفته گذشته امام جمعه شهر کرج در خطبه های سیاسی معنوی نماز جمعه نسبت به برخی از مقالات و پایان نامه ها در دانشگاه های کرج انتقاد و اعتراض کردند. ایشان در بخشی از سخنان خود اظهار داشتند: بنده اینجا تذکر دیگری هم می‌دهم و اگر تغییری حاصل نشد نکته‌ دقیق‌تری می‌گویم که روندی که در پایان‌نامه‌های دانشگاه‌های استان، علی‌الخصوص در حوزه‌ی رشته‌های علوم انسانی اتفاق می‌افتد، حرکت پسندیده‌ای نیست؛ متأسفانه اساتید از دانشجویان می‌خواهند که در پایان‌نامه‌ی خود از مسائل مخالف دین و فرهنگ جامعه دفاع کرده و این مسئله را شرط پذیرش پایان‌نامه‌ها قرار می‌دهند.

بررسی های “تیتر۱” نشان می دهد پایان نامه مذکور در محتوای خود آنقدر با ارزش ها و اخلاق عمومی جامعه ما فاصله دارد که بسیار بعید است مسئولین دانشگاه در صورتی که از محتوای آن مطلع می شدند به دفاع از آن می پرداختند.

روز گذشته خبرگزاری دانشجو در مطلبی اشاره گذرایی به محتوای مقاله مذکور داشت و فقط اشاره به عنوان و قسمتی هایی از آن کرده بود که طی آن دانشگاه آزاد جوابیه ای را منتشر کرد و خبر فوق را سراسر کذب نامید.

نگاهی سطحی به این پایان نامه و طرح توجیحی آن با توجه به اعتراض و حواشی بوجود آمده شاید خالی از لطف نباشد، در پایان نامه” خوانشی دریدایی از ترکیب دو جنس انسان و حیوان در نمایشنامه های داستان باغ وحش، چشم انداز دریا و بُز” در غالب بررسی و تحلیل دو اثر ادبی توجیهات و تفاسیری از اندیشه های پست مدرن غربی مطرح می شود که به گفته خود نویسنده در نهایت منجر به از بین رفتن هر گونه فاصله و محدودیت در رابطه بین حیوان و انسان حتی روابط جنسی می شود.

ترویج نگاه

یکی از مقالات مجله انگلیسی این دانشگاه: پایان انسانیت در  بحث تمایل به خوی حیوانی

در ابتدا طرح توجیحی آمده است:” این پایان نامه را به تمام دیگری ها، از جمله حیوانات، که هرگز فضایی مخصوص به خود را نیافته اند تقدیم می کنم. سرگرم و مشغول همچون زنبور، گرسنه چون خرس و ساکت چون برّه؛ اینان چندی از نشانه های حیوانی هستند که ما انسان ها با آن سرو کار داریم. و این نکته نشانگر رابطه ی درونی انسان و حیوان است (رابطه ای انسانی-حیوانی)، که متاسفانه تا به حال با آن توجه نشده است”

این مقدمه و طرح اولیه پایان نامه است که در آن گرایش و تمایل نویسنده کاملاً مشهود است و هیچ دید منتقدانه و نفی کننده ای در آن مشاهده نمی شود، به خصوص آن گونه که در جوابیه دانشگاه آزاد عنوان شده که: “این پایان نامه با عنوان بازخوانی پیوند انسان-حیوان در نمایشنامه های البی ، به اخلاق و نظریه های غربی از نگاه یک نمایشنامه نویس مشهور غربی ( ادوارد آلبی ) درباره جایگاه انسانیت می پردازد و به شدت آنها را به باد انتقاد گرفته و پیش بینی می کند غرب در آینده ، انسانیت را به حیوانیت تبدیل خواهد کرد ؛ و این را هشدار بزرگی برای تمدن بشری می داند !”

نویسنده در مطلب خود پایان نامه را به تمام دیگری ها تقدیم می کند، و جالب است تعریف خود او از دیگری ها بدانیم:” در فلسفه غرب هم که مبتنی برالهیات تثلیثی است ،خداوند خودش را در “دیگری” یعنی روح القدس خودش را درک کرده و تجربه میکند.فلسفه هگل یکی از مصادیق این نگرش است، روح القدس در جهان متجلی می شود و در تجربیات تز و انتی تز روح مطلق خودش را درک کرده و تکامل می یابد. در فلسفه فیخته هم که اساساً نگرش ماسونی دارد وعضو فراماسونری نیز هست، “من” بدون دیگری درک نمی شود و اصلا خودش هم شکل نمی گیرد، فهم من از طریق مقایسه با فهم “دیگری” خلق می شود، این امر ظاهراً به یک درک انسان محور منجر می شود که جهان از زاویه انسان و منافع او توضیح داده می شود. “

و در ادامه این دید به شدت منتقدانه این پایان نامه نسبت به متفکران پست مدرن!!! آمده است:” پیش از آنکه جلسه ی دفاع خود را پیش برم مایلم حامیان معنوی و ادبی خود را معرفی کنم:

– حامی و مشوق متنی (textual patron) ادوارد اَلبی نمایشنامه نویس مطرح آمریکایی است. وی هنوز زنده است و فکر می کنم زنده بودن وی بخاطر روح حیوانی است که در رگ های او جریان دارد.

– حامی و مشوق معنوی (spiritual patron) من ژاک دریدا معمار بزرگ و یا پدر شالوده شکنی است. “

اما جالب است بدانیم این ژاک دریدا کیست که این طور مورد توجه قرار می گیرد: ژاک دریدا که از مروجان اصلی اندیشه شالوده شکنی در دوران معاصر است در اصل وامدار اندیشه های کابالای یهود و مصر باستان است که خدا را هم عرض شیطان و خیر را هم عرض شر دانسته و اینها را دو روی یک سکه می داند که دو قطب به ظاهر متضاد هستند که از همیشه با هم بوده اند وبه هم وابسته اند.خیر ،هویت قائم به خود ندارد همانطور که خدا هویت قائم به خود ندارد و نیازمند شر وشیطان است تا وجود یابد(دریدا)، به بیان دیگر اینها همه برساخته های اجتماعی و زبانی هستند که هویت منفی و وابسته به دیگری دارند، در این راستا مرز بین عقل و جنون و همین طور خیر و شر شالوده شکنی می شود و اخلاق موضوعیت خود را از دست می دهد، همانطور که باید و نبایدها و امر مقدس، حریم، حرام و تابو هم زیر سوال می رود؛ کابالا بنیان نگرش فراماسونری است به جهان است”

در بخش دیگری از جوابیه دانشگاه آزاد پیرامون دفاع از پایان نامه مذکور آمده است: “در این پایان نامه هم نگرش انتقادی علمی حفظ شده است و هم مفهوم اشتباه برداشت انسان پسا مدرن به مفهوم والای کلمه انسان، موضوع پیوند غیراخلاقی و جنسی نبوده بلکه مفهوم جایگزینی خوی حیوانی بر انسان پسامدرن آمریکایی است”

در نقد و پاسخ این بخش از خبر فوق این نکته از متن پایان نامه ناقض ادعای فوق است: “تمام این پست مدرن ها بر این باورند که هویت و ذات در مورد انسان و یا هیچ چیز دیگری وجود ندارد .همگی از طیفهای متمرکز روی روابط بین متنی مثل دریدا، تاکید کننده روی اصالت قدرت مثل فوکو، مدافع منافع زنان و زنان همجنسگرا مثل ایری گری روی مبحث “دیگری” به عنوان امری که هویت، معنا و حقیقت را زیر سوال می برد تاکید می نمایند و بحث خود را بر آن بنا می نمایند. دیگری امری است که می توان تمام ساختارهای اعتقادی و باورها را شالوده شکنی کرد؛ اگر شیطان دیگری خداوند باشد می توان حاکمیت مطلق خداوند و لوگوس را به زیر سوال برد. پست مدرن ها که مبانی افکارشان را در بخشهایی وامدار فروید هستند در این راستا از قانون پدر سخن می گویند که با عقلانیت، نظم، کنترل امیال، غرایز و شهوات همراه است؛ دیگری در فرد همانا گرایش به اعمال شهوت و امیال گوناگون و بی نظمی علیه هر چیزی است که مانع آن می شود مثل دین، محرمات و قراردادهای عرفی وشرعی که درکل نام “قانون پدر”- که همان قانون خداوند است – به آن می دهند؛ حالا رسالت پست مدرن ها این است که به نام دیگری و پرچم آزادیخواهی و آزادی، دیگری ها وارد میدان شوند.”

بخوانیم:” اما ما با نئوداروینزم که منشاء جهان را آشوب دانسته و وجود خداوند را نفی می کند به همراه انقلاب ژنتیکی در غرب وحاکمیت ماسونی در آن که داعیه کنترل تمام جهان را دارد وارد عصر جد یدی می شویم؛ در اینجا دریک مرحله حیوان ،”دیگری” و امر غایب و سرکوب شده در تاریخ قلمداد می شود. دورانهای قبل، دوران حاکمیت انسان و قانون پدر بوده و حیوان را حذف کرده تا خودش را تافته جدا بافته واشرف مخلوقات جلوه بدهد؛ داروینیسم به ما یاد می دهد که انسان هم حیوان است و کمی تکامل یافته تر است؛ انسان همان حیوان است و ریشه هایش در همان دنیای حیوانات است؛ به بیانی دیگر حقیقت او در نبود خداوند، منشاء و مبداء برای جهان، حقیقتی حیوانی است؛ او با حیوان متحد است و بخش تفکیک ناپذیر دنیای حیوانات است؛ او می تواند به دوران باستان برگردد که جفت شدن با حیوانات و در هم آمیختن با آنان امری قبیح محسوب نمی شد؛ انسان می تواند رابطه عشقی اش را از محدوده ممنوع همجنس بازی و حتی زنای محارم به رابطه عشقی با حیوانات به عنوان “دیگری”های محروم شده تسری بدهد.”

” قرار بر آن است با بهره گرفتن نقش حیوانیت قلمرو بکر حیوانی و همچنین رابطه ی انسانی-حیوانی را در سه تا از نمایشنامه های ادوارد اَلبی بجوییم و بکاوییم.”

” بله، انسان و انسانیت پایان یافته؛ بدلیل آنکه انسان به پایان راه رسیده است. اما این شروعی است: شروع پسا انسان. این همان مفهومی است که من قصد بررسی آن را در چهارچوب مطالعان حیوانی دارم. که نتیجه و دستاورد آن در هم آمیختگی انسان و حیوان و یا همان «حیسان» خواهد بود.”

“آنچه در این نمایشنامه مشخص است از بین رفتن مرز بین انسان و حیوان است، در این نمایشنامه، اَلبی به زیرکی مرز بین انسان و حیوان را می شکند، در آخر نمایشنامه فضایی مشترک بین آن زوج انسانی و زوج شبه سوسمار به وجود می شود؛ که در نهایت به یکی شدن انسان و حیوان می انجامد.”

” در این اثر، اَلبی رابطه ی عشقی انسان با انسان را شالوده شکنی می کند. وی این کار را با قرار دادن و برجسته کردن رابطه ی عشقی انسان-حیوان (که در این اثر رابطه ی عشقی بین انسان و یک بُز است) انجام می دهد؛ در این نمایشنامه، اَلبی از دسته بندی روابط عشقی و جنسی با غیر همجنس و همینطورهم جنس بازی عبور می کند و روابط حیوان خواه می رسد.”

در تمام متن این پایان نامه مفهوم دیگری و تعاریف آن محور قرار دارد و همان طور که اشاره شد در ابتدای مطلب نویسنده تمایل و گرایش مثبت خود در تقدیم پایان نامه به تمام دیگری ها را نشان می دهند و آن انتقاد شدید که در جوابیه دانشگاه آمده مشاهده نمی شود.

البته این فقط مختصری از طرح توجیحی این پایان نامه است و در متن آن مطالب ساختار شکنانه بسیاری یافت می شود که از حوصله این مطلب خارج است، اما چه شده که در دانشگاهی که نام اسلامی را یدک می کشد باید پایان نامه ای برای توجیه و دفاع از رابطه جنسی انسان و حیوان کار بشود؟ و از آن مهم تر در پاسخ نقد رسانه های با منطق جدلی و دیالکتیکی سعی در سرپوش گذاشتن بر این مسئله شوند؟

به این نکته نیز باید اشاره کرد که این گونه اخبار و تحلیل ها به هیچ وجه قصد تفتیش عقاید از افراد و دانشجویان ندارد، چرا که قطعاً در مراتب تذکر، عقاید و اندیشه های شخصی تا جایی که ترویج و منتشر نشود محترم است و کسی اجازه ندارد آن را علنی و نقد کند، اما هنگامی که در یک نهاد رسمی و با مجوز دانشگاه چنین مباحثی رسمیت داده می شود و منتشر شود، خوف انحراف جامعه می رود و این جا دیگر جای مماشات نیست، نقد ما بیشتر به مسئولین و اساتید دانشگاه بر می گردد که چرا اجازه طرح چنین مطالبی داده می شود؟

ترویج نگاه

اولاً آن اساتید راهنما و مشاور چرا باید به چنین موضوعاتی توجه کنند و ثانیاً مسئولین گروه و دانشکده های چرا این موضوعات را تصویب می کنند؟

واقعاً بلایی که بر سر انسانیت در غرب به اصطلاح مدرن پیش آمده تا این حد جای دفاع و توجیه دارد که دانشجویان ایران باید در دانشگاه ها از آن تقدیر کنند؟

به نظر می رسد در کنار تمایل برخی جریانات فکری به اصطلاح روشنفکر و نو اندیش که در کشور ما حضور دارند امروز با نگاه های بسیار ساختار شکنانه در نهاد های رسمی و علمی مواجه هستیم که نه تنها در برابر ارزش های ناب دینی اسلامی قرار دارد بلکه پا را فراتر گذاشته و رسماً ارزش های انسانی و بشری را زیر پا گذاشته و از تفکراتی دفاع می کنند که حتی تا قبل از این فکر کردن درباره آن نیز مشمئز کننده و غیر قابل تحمل بود.

انتهای پیام/رض