تاریخ انتشار خبر: ۷ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۰۸:۳۶:۴۹
کد مطلب : 26789

تعطیلی بنیاد علوی چه چیزی را ثابت کرد

این قطار در حالی اولین ایستگاه خود را در ساختمان ۶۵۰ خیابان پنجم نیویورک، ترک کرد که راننده و مسافران آن، به امید رسیدن به ایستگاه «تسلیم جمهوری اسلامی» می‌رانند و البته ۳۵ سال است که سرگردانند؛ چرا که اساساً چنین ایستگاهی خیالی بوده و وجود خارجی ندارد.

 کیهان در یادداشت خود نوشت: مصادره ساختمان بنیاد علوی در نیویورک را می‌توان یکی از موارد لیست بلند بالای اقدامات خصمانه واشنگتن علیه جمهوری اسلامی تلقی کرد. آمریکا طی سال‌های اخیر بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از درآمد حاصل از فروش نفت ایران را بلوکه کرده و مصادره این ساختمان ۳۶ طبقه که قیمت آن ۵ میلیارد دلار برآورد شده است، شاید از منظر اقتصادی و در مقایسه با آن میزان از دارایی بلوکه شده، درجه اهمیت  کمتری داشته باشد.

اندکی تامل درباره ابعاد مختلف این موضوع، حاکی از آن است که نمی توان و نباید به سادگی از کنار ماجرای این برج گذشت. شواهد نشان می‌دهد واشنگتن در راستای تقابل راهبردی خود با جمهوری اسلامی، تاکتیک جدیدی را آغاز کرده است که مبداء آن را باید ساختمان شماره ۶۵۰ در خیابان پنجم منهتن نیویورک دانست. اما کدام نقشه، آمریکایی‌ها را در این زمان به این آدرس رسانده و مقصد نهایی این مسیر کجاست؟

طبق اعلام دادستانی نیویورک، مصادره اموال ایران منحصر به این برج ۳۶ طبقه نشده و ساختمان‌های ایرانی دیگری نیز در ایالت‌های مختلف آمریکا، شامل مساجد و مراکز اسلامی در کوئینز ، نیویورک ، مریلند ، ویرجینیا ، تگزاس و کالیفرنیا مصادره خواهند شد. درآمد حاصل از این حکم -بیش از ۵ میلیارد دلار- که به اعتراف دادستان نیویورک بزرگ‌ترین غارت اموال بر اساس قوانین به اصطلاح ضد تروریسم آمریکاست، به شاکیان پرونده‌هایی داده می‌شود، که در آنها جمهوری اسلامی به دست داشتن یا حمایت از عوامل تروریستی مظنون بوده است! یکی از آخرین این پرونده‌ها، ماجرای کذایی حمله به برج‌های دوقلو در ۱۱ سپتامبر است. متهم کردن جمهوری اسلامی به دست داشتن در این پرونده و اعطای غرامت به بازماندگان آن از طریق غارت اموال ایران در آمریکا، به روشنی نشان می‌دهد این دادگاه و رای آن چقدر قانونی و قابل احترام است!

نکته جالب آنکه شاکی پرونده ساختمان بنیاد علوی و دیگر مایملک ایران در آمریکا، نه افراد حقیقی و بازماندگان حوادث تروریستی، بلکه دولت فدرال آمریکاست. کاخ سفید پرونده بنیاد علوی را به جریان انداخته و با شاکیان پرونده‌های تروریستی به توافق رسیده که غنایم حاصل از این غارت را به آنان خواهد داد. البته بعد از کسر هزینه زحمات حقوقی و تجاری مستاجران کاخ سفید، که در این غارت سهیم بوده‌اند.

در حالی که این پرونده سال‌ها پیش به دادگاه ارسال شده بود، صدور چنین حکمی در شرایط فعلی حائز اهمیت و توجه بسیاری است. ایران و غرب -به سرکردگی آمریکا- در میانه راه توافق موقت هسته‌ای هستند و خبرها حاکی از درپیش بودن آغاز نگارش پیش‌نویس متن توافق نهایی است. سی ان ان در تحلیلی که به تازگی منتشر کرد، نوشت؛ ما از طریق مذاکره و دیپلماسی چیزی را به دست آوردیم که از راه جنگ نمی توانستیم آن را به دست بیاوریم. هزینه دستاوردهای ایران از غرب تنها چهار میلیارد و دویست میلیون دلار بوده است. آنهم از جیب ایران! پولی که با منت و قطره چکانی می‌دهند و هر بار نوبت چکاندن قطره ای می‌شود، ترفندی به میدان می‌آورند. حالا که از این چهار میلیارد چند قسط دیگر مانده، ناگهان ۵ میلیارد را بالا می‌کشند! آنچه در این میان قابل تامل است، بهانه این غارت و باج‌خواهی جدید آمریکایی‌هاست؛ تروریسم.

مروری بر نظرات رئیس پیشین سازمان سیا درباره نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی، برای فهم این اقدام خصمانه آمریکا مفید است. ژنرال دیوید پترائوس طی یادداشتی در واشنگتن پست، ایران را اصلی‌ترین و درواقع تنها مانع به ثمر نشستن طرح‌های آمریکایی در منطقه خاورمیانه معرفی کرده و به واشنگتن هشدار می‌دهد به موازات مذاکرات هسته ای، باید نقشه دوم را نیز در دستور کار خود قرار دهند. بنا به توصیه پترائوس از هم اکنون باید برای تشدید فشارها بر ایران با محوریت اتهام «حمایت از تروریسم» برنامه ریزی کرد. دقیقا همان نقشه‌ای که آمریکایی‌ها با مصادره اموال ایران در خاک خود، کلید زدند.

البته این تنها اقدام خصمانه آمریکایی‌ها در این زمینه نبود. دولت آمریکا از پذیرش سفیر جدید ایران در سازمان ملل نیز خودداری کرده است و بهانه آنان برای این اقدام غیرقانونی نیز چیزی نیست جز تروریسم. نمایندگان آمریکایی که گاهی بر سر موضوع هسته‌ای ایران، جنگ‌هایی زرگری به راه می‌اندازند، این بار کاملاً متحد و یکصدا بر موضع خود پافشاری کردند و حتی قانونی را برای توجیه اقدام غیرقانونی و فراملی خود به تصویب رساندند. قانونی که به امضای اوباما هم رسید و سناتورهای آمریکایی آن را پیامی دوحزبی به تهران دانستند. اولین پیام این قضیه برای تهران این بود؛ دو حزب جمهوری خواه و دموکرات آمریکا، در هر مسئله‌ای اختلاف و کشمکش داشته باشند، حداقل در یک موضوع مشکلی با یکدیگر ندارند؛ خصومت با جمهوری اسلامی ایران.

کاخ سفید در حالی اقدام به مصادره اموال ایران در آمریکا می‌کند که بهانه این غارت را حمایت و مشارکت ایران در حوادث تروریستی در همه جای جهان اعلام کرده است. سیاهه اقدامات تروریستی و ضدانسانی آمریکا در ایران مفصل‌تر و این فرصت، مجمل‌تر از آن است که به تک‌تک آنها پرداخته شود. لیست سیاه اعمالی که خود آمریکایی‌ها نیز به انجام آن اعتراف کرده و تلاشی برای پوشاندن آن نیز ندارند، کوتاه نیست؛ از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا حمایت سیاسی و نظامی و لجستیکی از جنایات رژیم پهلوی، حمله مستقیم به خاک ایران، تجهیز و حمایت از رژیم صدام در جنگ ۸ ساله علیه ایران، حمله ناوشکن آمریکایی به هواپیمای مسافری ایران در خلیج فارس و شهادت بیش از ۲۹۰ نفر انسان بی‌گناه که مقامات رسمی آمریکا به انجام آن صریحاً اعتراف کرده‌اند و … در سال‌های اخیر نیز کدام اقدام تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران رخ داده که یک سر آن باواسطه و بی‌واسطه به سیا و ارتش متجاوز آمریکا در منطقه، وصل نبوده است؟ ریگی جنایتکار، در آخرین پرواز خود با چه کسانی دیدار داشت که در تور اطلاعاتی جمهوری اسلامی گرفتار شد؟ چند هزار عضو گروهک منافقین در کشور عراق، تحت حمایت کدام کشور هستند؟
جنجال، مخاصمه و باج‌خواهی از ایران، به بهانه حمایت از تروریسم از سوی چنین دولتی، نیاز به وقاحتی حداکثری دارد که تنها از مقامات روسیاه کاخ سفید برمی‌آید. نگاهی به روندهای سیاسی در واشنگتن نشان می‌دهد، طی ماه‌های آینده باید منتظر ماجراها و پرونده‌های مشابه دیگری نیز بود. ریل هسته‌ای برای قطار دیپلماسی آمریکایی، بیش از حد مستهلک شده و ریل‌گذاری جدیدی نیاز دارد. این قطار در حالی اولین ایستگاه خود را در ساختمان ۶۵۰ خیابان پنجم نیویورک، ترک کرد که راننده و مسافران آن، به امید رسیدن به ایستگاه «تسلیم جمهوری اسلامی» می‌رانند و البته ۳۵ سال است که سرگردانند؛ چرا که اساساً چنین ایستگاهی خیالی بوده و وجود خارجی ندارد.

انتهای پیام