تاریخ انتشار خبر: ۱۶ , اردیبهشت, ۱۳۹۴ | ۱۵:۱۷:۵۸
کد مطلب : 86084

تفاوت دیه ی زن و مرد در اسلام

مجموعه: متفرقه دینی

پرسش های دینی

امام صادق علیه السلام فرموده اند  :  دیه ی زن، نصف دیه ی مرد است

 

دیه ی زن و مرد در اسلام متفاوت است. روایات متعدّدی از ائمه معصومین (علیهم السلام) و در پی آن فتاوای فقها دلالت می کند بر این که دیه ی زن نصف دیه ی مرد است. دیه ی مرد در اسلام معادل هزار دینار طلا یا ده هزار درهم نقره یا صد رأس شتر یا دویست رأس گاو یا هزار رأس گوسفند است و میزان دیه ی زن نصف این مقدار است.
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل است: «دیه ی زن، نصف دیه ی مرد است». (۲)
همین روایت را بیهقی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل نموده است. اتفاق نظر فقهای شیعه و سنّی نیز بر این رأی تعلّق گرفته است. (۳)
شیخ طوسی از بزرگ ترین فقها و محدثین شیعه می نویسد:
در خسارت های مالی مقدّر شده، دیه ی زن و مرد تا ثلث دیه برابر است و بعد از آن دیه ی زن نصف خواهد بود. (۴)
صاحب جواهر، از دیگر فقهای بزرگ شیعه در این زمینه می نویسد:
در هر صورت هیچ اختلاف و اشکالی از جهت روایت و فتوی در این مورد وجود ندارد که دیه ی زن مسلمان آزاد و حرّ، اعم از صغیره و کبیره … نصف دیه ی مرد است. (۵)
امام خمینی (رحمه الله) نیز در تحریر الوسیله می فرماید:
دیه ی زن مسلمان آزاد، نصف دیه ی مرد مسلمان آزاد است. (۶)
سایر فقهای امامیه نیز به این حکم تصریح نموده اند.
حال آیا می توان به قاطعیت پاسخ گفت که چرا شریعت، دارای چنین حکمی است؟
برای توضیح این مطلب، شایسته است به سه نکته اشاره شود:
نخست: احکام الهی و اسلامی که از ناحیه ی پیامبر گرامی اسلام به زبان قرآن و حدیث برای ما آورده شده و توسط ائمه معصومین (علیهم السلام) تبیین شده است، به دلیل مطلق بودن علم خداوند و خیرخواهی او و عصمت پیامبر و ائمه (علیهم السلام) و آگاهی کامل آن ها به دین، عین حقّ و خیر است. بنابراین باید جمیع احکام و معارف فرعی دین را با اتکاء به وحی و عصمت پذیرفت و روشن نشدن حکمت و سرّ آن ها از نقص علم و آگاهی بشرِ غیر مرتبط با وحی و عالم غیب ناشی می شود.
دوم: حکم یک جنس یا نوع براساس غالب افراد است، اگر چه شامل تک تک افراد نشود، چنان چه وقتی ویژگی جنس مرد ذکر می شود، نظر به طبیعت مرد است هر چند برخی مردان دارای آن ویژگی نباشند.
سوم: دلیل یک حکم با علت و حکمت آن متفاوت است و ما از همه ی اسرار و حِکَم قوانین الهی باخبر نیستیم.
با توجه به نکات مورد اشاره، از آن جا که از آیات فراوان قرآن به دست می آید، زن و مرد در انسانیّت، منزلت، شخصیت انسانی و معیارهای فضیلت مساوی اند، تردیدی باقی نمی ماند که چنین تفاوت هایی، ناشی از ارزش کم تر زن نیستند، بلکه حکمت دیگری دارند. می توان برای یافتن حکمت و فلسفه ی احکام شرع اندیشه نمود، همچنین در برخی از آیات مربوط به احکام و نیز روایات به نوعی به فلسفه ی احکام اشاره شده است، ولی مهم این است که در مواردی که در آیات و روایات به علت قطعی حکم اشاره نشده، نمی توان بافته ها و یافته های ذهنی خود را به عنوان ملاک و علّت تام تلقی نمود. (۷)
نباید فراموش کرد که دیه به معنای بها و قیمت شخص نیست تا تفاوت در آن به معنای اختلاف ارزش میان دو انسان باشد. نفس انسان قیمت ندارد. قرآن کریم قتل یک انسان بی گناه را مانند کشتار تمامی انسان ها می داند. (۸)
بنابراین اگر اسلام، دیه ی شخصی را کم تر از دیگری قرار داده است، این در مقام ارزش گذاری انسان ها و شخصیت آن ها نیست. در روایات دینی و احکام شرعی آمده است که دیه ی دو چشم، دو گوش، دو لب، دو دست، دو پا، بینی، زبان … هر کدام به قدر دیه ی کامل است. در حالی که اگر معیار، عرف یا عقل ما باشد، هیچ گاه جریمه ی قطع بینی را با حیات یک نفر مساوی نمی دانیم.
در مورد حکمت تفاوت دیه زن و مرد می توان گفت به دلیل وظیفه ی مهمی که به طور معمول مردان در اقتصاد خانواده و اداره ی آن برعهده دارند، خسارتی که با فقدان یک مرد متوجه کیان خانواده می شود، در غالب موارد بیش تر از خسارتی است که با فقدان یک زن پیش می آید. (۹)
در واقع دیه در قبال توانایی جسمانی است نه ارزش روحی و معنوی و چون مرد قوی تر است، دیه ی او نیز بیش تر است. (۱۰) بنابراین در مواردی که مردی در برابر زنی قصاص می شود، با پرداخت نیمی از دیه ی قاتل به خانواده ی او خسارتی که از ناحیه ی عدم حضور مرد متوجه آن ها می شود، جبران می گردد. بدیهی است جنبه ی اقتصادی این تحلیل مبتنی بر برداشت های عقلی است و تنها می توان آن را حکمت حکم دانست و نه علّت آن، از این رو نمی تواند مبنای توسعه، تضییق و یا تغییر در احکام قصاص و دیات گردد.

پرسش های دینی,سوالات دینی

دیه در قبال توانایی جسمانی است نه ارزش روحی و معنوی

 

اگر زنانی امتیازات تحصیلی و اجتماعی به دست آورند و یا سرپرستی خانواده تعهد و مسئوولیت بیش تری متوجه آنان کند، سبب تغییر قانون نمی شود زیرا قانون برای عموم جامعه وضع می گردد و هرگز در موارد استثنایی قانون جعل نمی شود. وانگهی قطعاً در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام معصوم (علیه السلام) نیز موارد استثنایی وجود داشته و زنانی دارای امتیازاتی بوده اند که به خاطر دارا بودن آن امتیازات، برتر از مردان تلقی می شده اند، ولی هرگز به دلیل وجود آنان، قاعده کلّی تغییر نکرده است. (۱۱)
نکته ی دیگری که در این مورد و سایر مباحث مربوط به زن و مرد باید به آن توجه نمود این است که در بررسی موضوعی مانند دیه نباید مجموعه ی احکام و امور دیگر را نادیده گرفت. دیه و قصاص زن و مرد و شهادت و قضاوت آن دو را باید در کنار تفاوت های تکوینی موجود و مسأله مهریه و نفقه و تأمین معاش خانواده و جامعه ملاحظه کرد. دینی که مهریه و نفقه ی زن و خانواده و وظیفه ی کار و جهاد را بر دوش مرد می گذارد، دیه ی مرد را نیز دو برابر قرار می دهد. البته دیه معیار انسانیت و ارزش واقعی زن و مرد نیست؛ در میان مردان یا زنان، بین ولی کامل و بنده ی مقرّب درگاه الهی و شخص گنهکار تفاوتی نیست. چه مردی دروغ بگوید و نماز نخواند، چه راستگو باشد و نمازگزار، دیه ی هر دو مساوی است. دو گوش یا دو چشم یا دو دست یک فقیه وعالم و دکتر و فیزیکدان، دیه ای برابر با دو دست شخص جاهل و بی هنر و بیکار دارد. پس در باب دیه، قیمت واقعی اعضا مورد نظر نیست.
به علاوه، اگر در وضع قانون بخواهیم تک تک خانواده ها و نقش های متفاوت زن و مرد در اقتصاد و اداره ی خانه و اختلاف ارزش مشاغل و شخصیت های اقتصادی، اجتماعی و … را در نظر بگیریم، محتاج ترازوی بسیار عظیم و حساسی هستیم که جز در دستگاه عدل الهی و آخرت یافت نمی شود. در آن صورت باید برای هر شغلی، در زمان های مختلف قیمتی کارشناسی تعیین کرد و بین افراد هم رشته و هم کار هم درجات مختلف را ملاحظه نمود و هزار نکته ی دیگر که رعایت این دقایق در وضع و اجرای قوانین دنیوی غیر ممکن است.
ناپیدایی حکمت حکم دیه در مسأله ی دیگری بارز است: دیه ی زن با مرد تا ثلث برابر است و بالاتر از آن، تبدیل به نصف دیه ی مرد می شود. این موضوعی است که عقل ما از حل آن عاجز است. در حدیث صحیحی أبان، از راویان بزرگ شیعه از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که: « از ایشان پرسیدم که نظر شما در مورد مردی که یک انگشت از انگشتان زنی را می برد، چیست؟ چقدر دیه دارد؟ امام (علیه السلام) می فرمایند: ده شتر. گفتم دو انگشت را قطع کند؟ امام (علیه السلام) فرمود: بیست شتر. پرسیدم: اگر سه انگشت را قطع کند؟ امام (علیه السلام) فرمود: سی شتر. پرسیدم: اگر چهار انگشت را قطع کند؟ فرمودند بیست شتر. گفتم: سبحان الله! اگر سه انگشت را ببرد، باید سی شتر بدهد ولی اگر چهار انگشت را ببرد، باید بیست شتر بدهد!؟ ما این سخن را در عراق می شنیدیم و از گوینده ی آن دوری می جستیم و می گفتیم: این سخن از شیطان است.
امام (علیه السلام) فرمود: آرام باش أبان! این حکم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. زن با مرد تا ثلث دیه مساوی است، ولی بعد از گذشتن از ثلث، به نصف تبدیل می شود. ای أبان این سخن تو براساس قیاس است و سنّت اسلامی اگر مورد قیاس واقع شود، دین از بین خواهد رفت». (۱۲)
این حدیث شریف و امثال آن خط بطلانی است بر همه ی بافته های ذهنی ما در مورد احکام الهی و برخی توجیهات خیالی.
================================
پی‌نوشت‌ها:
۱٫از جمله نگاه کنید به: مهرانگیز کار: روزنامه عصر عصر آزادگان، ۱۳۷۸/۱۱/۷، ص ۱۷٫ « قوانین شرعی در مورد زنان، ظالمانه است »؛ مهرانگیز کار: هفته نام آبان، ش ۱۰۷، ۱۳۷۸/۱۰/۴، ص ۶٫ « قوانین ناظر بر سن بلوغ دختران، مسئولیت کیفری دختران ۹ ساله و دیه ی زن مسلمان و غیر مسلمان، حق حیات زنان را متزلزل کرده و نمونه هایی از نقض حقوق شهروندی است که شهروند ایرانی را با احساس ناامنی، قرین ساخته است »؛ شیرین عبادی: ماهنامه ی زنان، ش ۱۰۷، ص ۲۰، « زنان قبل از حق وزارت یا قضاوت، حق حیات می خواهند؛ مسأله ی دیه، هدیه ی خانواده ی مقتول به قاتل است. اگر مردی عمداً زنی را به قتل برساند، خانواده زن باید نصف دیه ی مرد کامل را برای قصاص مرد به او بدهند. با وجود چنین قوانینی، اول حق حیات ما را بدهید، حقوق اجتماعی مان را خودمان می گیریم.» اکرم مصوری منش: ماهنامه ی گزارش، ش ۱۵۱، ۱۵۰، ص ۶۴، « قوانین موضوعه و حقوقی راجع به زنان حاوی نگاهی تبعیض آمیز نسبت به زنان است. قرآن به این احکام ناعادلانه اشاره ی نکرده است. زنی که دارای مدرک دکتری است، دیه اش مطابق نیمی از دیه ی مرد معتاد است! هیچ عقل سلیمی نمی تواند این موضوع را بپذیرد. »
۲٫محمد بن حسن عاملی: وسائل الشیعه، ج ۱۹، باب ۵ از ابواب دیات النفس.
۳٫ر. ک: به: وهبه الزحیلی: الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۶، ۳۱۰ و ۳۱۱٫
۴٫شیخ طوسی: الخلاف، ج ۵، ص ۲۵۴٫
۵٫محمد حسن نجفی: جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۴۳، ص ۳۲٫
۶٫روح الله موسوی خمینی: تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۵۵۸٫
۷٫ناصر قربان نیا: زن و قانون مجازات، فصل نامه ی کتاب نقد، ش ۱۲، ص ۹۱٫
۸٫مائده (۵): ۳۲٫
۹٫لطف الله صافی گلپایگانی: معارف دین، ج ۱، ص ۳۴۲٫
۱۰٫عبدالله جوادی آملی: زن در آئینه ی جلال و جمال، صص ۴۰۴ – ۴۰۰٫
۱۱٫فصل نامه ی کتاب نقد، ش ۱۲، ص ۹۲٫
۱۲٫ر. ک: محمد بن حسن عاملی: وسائل الشیعه، ج ۱۹، ابواب دیات الاعضاء، باب ۴۴، حدیث ۱٫
منبع مقاله :
کریمی، حمید، (۱۳۸۷) حقوق زن، تهران: انتشارات کانون اندیشه جوان، چاپ چهارم.