تاریخ انتشار خبر: ۲۵ , تیر, ۱۳۹۳ | ۱۳:۴۵:۲۱
کد مطلب : 35831

تنها آرزوی پیرمرد خیابانهای اشنویه

به قول معروف “در این دنیا هیچ چیز شیرینتر از حیات نیست”، اما گاهی زندگی آنقدر بر انسان سخت و تلخ می شود که آرزو می کند هرچه زودتر بمیرد…

تنها آرزوی پیرمرد خیابانهای اشنویه

به گزارش عصر آبادان به نقل از شنوباس دیدن تصاویری از زنان و مردان پیر  که در گوشه ای از خیابانها و کوچه ها اغلب تکدی گری می کنند چندسالی است به مساله ای عادی در جامعه ما تبدیل شده است.

این افراد مسن که  از جفای روزگار و بی رحمی فرزندان آواره کوچه و خیابان گشته اند همواره زندگی سخت و پرمشقتی را می گذرانند. زندگی که از شدت تلخی و سختی همانندی ندارد و به گفته خودشان مرگ بهترین پایان آن است.

متاسفانه در شهر اشنویه نیز مواردی از آوارگی افراد پیر و مسن مدتی است به موضوعی عادی تبدیل شده و در خیابانها و کوچه ها می توان کسانی را دید که جایگاهی برای گذراندن اوقات پیری خود ندارند.

کاک سید یکی از این افراد له شده زیر چرخ جفای روزگار است . او چند روزی است شبها را در خیابان می گذراند و به گفته خودش جز خدا و یاد او کسی را ندارد. وی در پاسخ به سوالات ما می گوید : کسی را ندارم، مریض هستم، چندمدتی را مسجد می خوابیدم که حوصله ام سر رفت، آلان شبها بیرون می خوابم، شبها هوا سرده ولی دوپتو با خودم دارم، آرزو دارم هرچه زودتر بمیرم ….

یکی از مغازه های اطراف در زمان حضور ما که همزمان بود با اذان مغرب و بازکردن روزه ماه رمضان، کیکی برایش می آورد، کاک سید از جیبهای پینه بسته اش با دستان لزارن پانصد تومانی در می آورد و می گوید : بیا بگیر من گدا نیستم….