تاریخ انتشار خبر: ۶ , تیر, ۱۳۹۵ | ۰۰:۳۴:۱۹
کد مطلب : 116072
بازخوانی پرونده بهائیت؛

تنها فرقه‌ای که قبله خود را قبر یک انسان می داند +عکس

در این نوشتار به بررسی پیشینه شکل گیری و سیر تحول فرقه ضاله بابیت و بهائیت پرداخته شده و احکام غیر اسلامی و غیر انسانی این دین دست ساخته بشر بیان می گردد.

بهائیت تنها فرقه‌ای که قبله خود را قبر یک انسان می داند +عکس

 

یادداشت وارده:

 
سیدعلی محمد شیرازی بنیانگذار فرقه ضاله «بابیه» در محرم ۱۲۳۵  قمری در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرش رضا و مادرش فاطمه بیگم و بنابه قولی خدیجه بیگم نام داشت. خواندن و نوشتن را به شیوه معمول زمانه خویش در شیراز آغاز کرد.

 

هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد، به همین سبب روانه بندر بوشهر شد و تحت کفالت دایی اش قرار گرفت و مدتی را نزد یک مکتب دار که از پیروان فرقه «شیخیه» بود، به کار آموختن پرداخت. و چون به سن رشد و بلوغ رسید در کنار دایی خود به کسب و کار در «کمپانی ساسون» که سهام و مالکیت آن متعلق به یکی از کلان سرمایه داران یهودی بغداد بود و در بندر بوشهر و بمبئی هندوستان به کار تجارت تریاک اشتغال داشت، پرداخت. وظیفه سیدعلی محمد در آغاز این همکاری، انجام کار بسیار دشوار «تریاک مالی» بود.

 

 

 

بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که حداقل روزی ده ساعت کار در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر به مشاعر «سیدعلی محمد شیرازی» آسیب رسانده و از او موجودی «مالیخولیایی» – که ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت- ساخته بود. این نکته در خاطرات پرنس کینیاز دالگورکی سفیر کبیر روسیه در ایران درباره سیدعلی محمد باب آمده است.

 

میرزا حسینعلی «بهأالله» که ابتدا خود را نائب امام زمان (عج)معرفی میکرد  پس از رسیدن به عکا  شهری بندری در شهری در استان شمالی سرزمینهای اشغالی است به صورت کامل و علنی دست از ادعای نایب باب بودن برداشت و رسماً خود را پیامبر نامید،بابیان و بهائیان اعتقاد دارند که او شش مرتبه ادعای خویش را تغییر داد. در مرتبه اول به سید ذکر مشهور می شود و ادعای «ذکریت» می کند. در مرتبه دوم ادعای «بابیّت» می نماید و خود را باب و نایب خاص امام زمان (عج) و واسطه خیر و فیض بین او و مردم معرفی می کند. در مرتبه سوم دعوی «مهدویت» می نماید و خود را مهدی موعود می داند. در مرتبه چهارم ادعای «نبوت» می کند و خویشتن را پیامبر معرفی می نماید. در مرتبه پنجم ادعای «ربوبیت» و در مرحله و مرتبه ششم دعوی «الوهیت» می کند! و فرقه «بهائیت» را بنیان گذاشت که فوراً از جانب دولت روسیه به رسمیت شناخته شد.

 

 

دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ضاله بهائیت به عنوان یک دین، همه گونه امکانات در اختیار آنها گذاشت. این دولت در نخستین اقدام مرزهای خود را به روی بهائیان گشود و اولین معبد این فرقه را به نام «مشرق الاذکار» در شهر عشق آباد ایجاد کرد.

 
بهائیت در حقیقت برای  ایجاد تفرقه در بین مسلمانان ایجاد شده است،در سوره احزاب آیه ۴۰ آمده است :«ما کان محمدٌ ابا احدٍ من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین و کان الله بکل شی‌ءٍ علیماً.»

 

خاتم از ریشه ختم به معنی پایان است و طبق تصریح لغت شناسان مشهور عرب در زبان عربی به دو صورت خاتِم (به کسر تاء) و خاتَم (به فتح تاء) به کار می‌رود. خاتِم (به کسر تاء) به معنی ختم‌کننده و پایان‌بخشنده است و خاتَم (به فتح تاء) به معنی آخر و آخرین است.
بیان ادعای رسالت برای رهبران آیین بهائی، با توجه به مخاطبان اصلی آنها، مسلمانان و بویژه شیعیان، ممکن نبود و مبلغان و مدافعان بهائی به رغم تلاش بسیار برای استدلالی کردن این ادعا، در اثبات مدعا درماندند و غالباً به شیوه‌های خاص برای تأیید درستیِ دین جدید روی آوردند. مهمترین برهان ایشان، کثرت آیات و نوشته‌های میرزاحسینعلی و نیز گسترش آیین بهائی بود با عنوان دلیل تقریر؛ در کتابهای ناظر به استدلالهای بهائیان، این دو استدلال نقد و رد شده است.
بهائیت مدعی اند که وعده ظهورشان در قرآن کریم آمده است. حسینعلی نوری موسس بهائیت در این باره در ایقان که از کتب بهائیان است می‌گوید:

 

«چنانچه می‌فرماید (یَومَ یَأتی اللهُ فِی ظُلَل مِنْ الْغَمَامِ)، و علما ظاهر بعضی این آیه را از علائم قیامت موهوم که خود تعقل نموده‌اند گرفته‌اند که مضمون آن این است که روزی که می‌آید خدای در سایه‌ای از ابر».

 

این در حالی است که اصل آیه ۲۱۰ سوره بقره چنین است: ﴿هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِکَهُ وَقُضِیَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾

 

آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه‌ها و برنامه‌های روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازهای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا باز می‌گردد. (ترجمه آیت الله مکارم شیرازی)

 
برخی بهائیان در توجیه گفته‌اند که حسینعلی نوری نقل به مضمون کرده است در حالیکه بعقیده منتقدین قرآن در این آیه به درخواست محال مشرکان برای ظاهر شدن خدا در زیر سایبان ابر اشاره دارد و در واقع نه تنها نقل به مضمون نکرده بلکه مضون را وارونه کرده است.

 
بهائیت تنها دینی است که قبله خود را قبر یک انسان می داند. بهاء در کتاب اقدس می‌نویسد: «و اذا اردتم الصلاه ولّوا و جوهکم شطری الاقدس المقام المقدس الذی جعله الله مطاف الملاء الاعلی و مقبل اهل مدائن البقاء و مصدر الامر لمن فی الارضین و السماوات؛ هر گاه خواستید نماز بخوانید، صورتهای خود را برگردانید به سوی مقام مقدسیکه (محل بهاء) خدا قرار داده است؛ آن جا را محل طواف ملائکه علویین و محل توجه اهالی شهرهای بقاء و مصدر امر است برای مردم آسمان‌ها و زمین.»

 

بنابراین، بهاء نه تنها قبله طاعت و عبادت است، بلکه محل طواف ارواح و ملائکه و مورد توجه عقول و کروبیین و مصدر امر همه موجودات آسمان و زمین است و بهائیان باید او را بپرستند، زیرا اوست که خود را خدا می‌خواند و می‌گوید: «لا اله الا انا المسجون الفرید»۲؛ همچنین می‌نویسد: «قل لا یری فی هیکلی الا هیکل الله و لا فی جمالی الا جماله و لا فی کینونیتی الا کینونیته و لا فی داتی الا ذاته و …
یکی از نقدهائی که به بهائیت وارد می‌شود، محارم در ازدواج بهائی است.عده‌ای از منتقدان بر این باورند که بهائیان منعی برای ازدواج با محارم ندارند.

 

بهاءالله در این باره در کتاب اقدس چنین حکمی را ارائه می‌کند: ««حرمت علیکم ازواج آبائکم»»

 

بهاءالله غیر از حکم زیر که مربوط به حرمت ازدواج با زن پدر است حکم دیگری در کتاب اقدس نیاورده‌است و در کتاب رساله سوال و جواب نیز حکم آنرا به بیت العدل اعظم واگذار کرده‌است.

 

به نوشته منتقدین در پیام ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱ بیت العدل چنین آمده است :” شما راجع به محدودیت‌های حاکم بر ازدواج با اقارب، سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می‌سازد، سوال کرده‌اید بیت العدل همچنین خواسته‌اند به اطلاع شما برسانیم که آن معهد اعلی، هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب، مقتضی نمی داند بنابر این در حال حاضر تصمیم گیری در این مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده است.
جائز بودن بهره پولی در بهائیت بر خلاف اسلام، یکی از نقدها بر بهائیت است. ربا یا ربح نقود یا بهره پول در دین بهائی اگر به شرط انصاف و اعتدال باشد، بلامانع است. در صورتی که در اسلام بهره پول در هیچ شرایطی جایز نیست و حرام است.

 

در فرقه ضاله  بهائی بهره پول حلال است ولی به شروط خاص.

 

بهاءالله در این مورد می‌گوید:

اکثری از ناس محتاج به این فقره مشاهده می‌شوند، چه اگر ربحی در میان نباشد امور معطل و معوق خواهد ماند نفسی که موفق شود با همجنس خود و یا هموطن خود و یا برادر خود مدارا نماید و یا مراعات کند یعنی به دادن قرض الحسن کمیاب است، لذا فضلاعلی العباد ربا را مثل معاملات دیگر که مابین ناس متداول است، قرار فرمودیم. یعنی ربح نقود از این حین که این حکم مبین از سما مشیت نازل شد حلال و طیب و طاهر است تا اهل ارض بکمال روح و ریحان و فرح و انبساط به ذکرمحبوب عالمیان مشغول باشند.

 

پس از مرگ میرزا حسینعلی، پسر ارشد او عباس افندی  ملقب به عبدالبهاء جانشین وی گردید. پس از عبدالبهاء، شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء، بنابه وصیت عبدالبهاء جانشین وی گردید. نقش اساسی او در تاریخ بهائیه، توسعه تشکیلات اداری و جهانی این آیین بود و این فرایند بویژه در دهه شصت میلادی در اروپا و امریکا سرعت بیشتری گرفت و ساختمان معبدهای قاره ای بهائی موسوم به «مشرق الاذکار» به اتمام رسید.

 

 

 

تشکیلات بهائیان که شوقی افندی به آن «نظم اداری امرالله » نام داد، زیر نظر مرکز اداری و روحانی بهائیان واقع در شهر حیفا (در فلسطین اشغالی) که به «بیت العدل اعظم الهی » موسوم است اداره می گردد. در زمان حیات شوقی افندی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی تاسیس شد و شوقی از تاسیس این رژیم حمایت کرد و مراتب دوستی بهائیان را نسبت به این رژیم اعلام کرد……(مطالعه بیشتر) و پس از مرگ شوقی بهائیان به دودسته بهائیان ارتدکس(که بیشتر درهند و امریکا و استرالیا ساکن هستند)و بهائیان بیت العدلی (غالب بهائیان امروزی را تشکیل می دهند) تقسیم شدند وتاکنون در زیر لوای رژیم صهیونیستی و انگلیس و امریکا و سایر استعمار گران به حیات خود ادامه داده و با تبلیغات گسترده پیروان خویش را افزایش می دهند.