تاریخ انتشار خبر: ۱۴ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۰۱:۰۴:۱۲
کد مطلب : 28104
حاشیه های مستند «من روحانی هستم»؛

تهدید، تنها پاسخ دولتمردان به یک مستند دانشجویی / دولتی ها با فیلمی که ندیده اند برخورد می کنند!

شاید بهترین نوع برخورد با این مستند، پاسخگویی از سوی رئیس جمهور یا نزدیکان وی به مباحث مطرح شده در «من روحانی هستم» باشد.

به گزارش فرهنگ نیوز، فیلمی حدودا یک ساعته با عنوان «من روحانی هستم» طی چند روز گذشته حواشی زیادی بوجود آورد تا جایی که نظرات مخالف و موافق چهره های مطرح سیاسی کشور را برانگیخت.

علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در رابطه با انتشار این مستند می گوید: « همین چند روز پیش دیدم چه سر و صدایی در کشور به وجود آمده است آن هم بر سر یک سی‌دی، سی‌دی که با عنوان «من روحانی هستم» پخش شده است. در این سی‌دی یک سری مطالبی را مطرح کردند که برخی از مطالب خلاف واقع است. آقای روحانی رئیس‌جمهور را متهم کردند که شما در داستان مک‌فارلین حضور داشتید، این دروغ است، کسانی که در آن شرایط سیاسی پس از انقلاب حضور داشتند، همه می‌دانند که آقای روحانی نقشی در مسئله مک فارلین نداشته است، چرا خلاف واقع می‌گویید؟ چرا دروغ می‌گویید؟»

اما در مقابل برخی دیگر از چهره های سیاسی مانند مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس معتقد است دولت نقدپذیر نیست. وی برای اثبات حرف خود به یک مثال عینی اشاره یم کند: «برای ذکر یک نمونه از نقد ناپذیری دولت، همین مستند «من روحانی هستم» را می‌شود مثال زد. این مستند به‌هیچ‌وجه نقد نیست بلکه تنها یک روایت است. خاطرات آقای هاشمی در این مستند به تصویر کشیده شده است؛ اما می‌بینم دولت خواستار برخورد قضایی با سازندگان جوان این مستند است. دولتی که نشان داده بود نقدپذیر نیست، الآن نشان می‌دهد حتی ذکر یک روایت را هم تحمل نمی‌کند. مردم این رفتارها را می‌بینند و به نظرم این‌ها باعث سلب اطمینان مردم می‌شود البته ما در جریان ثبت‌نام برای دریافت یارانه دیدیم که برخلاف توصیه‌های دولت، ۹۳ درصد مردم ثبت‌نام کردند. دولت باید فکری برای جلب اعتماد مردم کند.»

نکته قابل توجه در رابطه با برخورد با مستند «من روحانی هستم» تهدید به برخورد قضایی با عوامل سازنده این مستند است تا جایی که نوبخت سخنگوی هیئت دولت در این باره می گوید: « این مجموعه منتشر شده با اهداف مغرضانه‌ای تهیه شده است و برخی موارد مستند به گونه‌ای کنار هم قرار گرفته تا غرض تهیه کننده این مستند تامین شود. این مستند قابل پیگیری قضائی است و ما از قوه قضائیه انتظار داریم به این موضوع رسیدگی کند. دادستان کل کشور نیز اعلام کرد که در راستای قانون در این خصوص اقدام خواهد شد ما هم منتظر این اقدامات هستیم.»

البته در خواست برخورد با عوامل سازنده « من روحانی هستم » به نوبخت ختم نمی شود و علی جنتی نیز چنین توقعی از مسئولان قضایی کشور دارد: «اجازه تخریب در پوشش نقد را به هیچکس نمی‌دهیم. نکته مهمی که رئیس جمهوری بر آن تاکید دارد این است که نباید در پوشش نقد، اتهامات، اظهارات ناروا، تخریب و توهین مطرح شود؛ خوشبختانه در حوزه کتاب چنین شرایطی نداریم اما به صورت لوح فشرده مواردی را مطرح کرده‌اند و آنرا در مجامع عمومی یا اینترنت عرضه کرده‌اند که بسیاری از آنها اتهامات ناروا به شخصیت بارز و برجسته‌ای مثل دکتر روحانی است. »

وزیر ارشاد با بیان آنکه رئیس جمهوری و سابقه وی در انقلاب از سال ۱۳۴۹ تا امروز بسیار شفاف و روشن است و در تمام صحنه‌های انقلاب و دفاع مقدس حضور فعال و موثری داشته است افزود: «طبیعی است دستگاه قضایی به عنوان یک دستگاه مسئول در این زمینه موظف به برخورد با سازندگان این مستند است.»

نکته قابل توجه در مورد اظهارات جنتی در رابطه با این مستند زمانی بیشتر به چشم می آید که وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا شما این مستند را دیده اید یا خیر می گوید: «نه ندیده ام»!

اما براستی این موج تهدید برای یک مستند واقع گرایانه که تمامی مطالب آن برگرفته از آثار مستند است با چه هدفی صورت می گیرد؟ چرا دولتی که با شعار نقدپذیری پا به عرصه گذاشته، هر جایی که نقد دامن دولتمردانش را می گیرد، از واژه «تخریب» به جای «نقد» استفاده می کند؟!

البته محسنی اژه ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری اش بسیار هوشمندانه به پرسش یک خبرنگار مبنی بر اینکه آیا درباره فیلم اخیر “من روحانی هستم” قوه قضاییه قصد دارد به دلیل نشر کذب یا توهین به رئیس جمهور وارد کار شود و پرونده تشکیل دهد، اینگونه پاسخ می دهد: « اگر چنانچه مطالب خلاف پخش شود و جنبه عمومی داشته باشد، دادستان وارد می شود، اگر چنانچه جنبه عمومی نداشته باشد، اگر توهین نسبت به مقامات باشد، آنجا نیز مدعی العموم وارد می شود. »

قید «اگر» در حالی بصورت کاملا هوشمندانه در ابتدای جملات محسنی اژه ای قرار می گیرد که عملا تشخیص توهین یا خلاف واقع بودن را به گردن مسئولان قضایی می اندازد نه مدیران دولتی که از یک نقد و روایت تاریخی ساده دلخور شده اند.

شاید انتظاری زیادی نباشد که مسئولان قضایی کشور حداقل برخلاف رویه دولتمردان بین «نقد» و «تخریب» تفاوت قائل شوند و هر نقدی را تخریب تلقی نکنند.

شاید بهترین نوع برخورد با این مستند، پاسخگویی از سوی رئیس جمهور یا نزدیکان وی به مباحث مطرح شده در «من روحانی هستم» باشد. فضایی که می تواند به تضارب آرا در جامعه کمک کند و در واقع به شعار «نقدپذیری» دولتمردان جامه عمل بپوشد. مسئولان دولتی باید بپذیرند که باید به نقد پاسخ منطقی داد نه اینکه با تهدید و تشویق قوه قضایی به برخوردهای قضایی، فضای نقدر در جامعه را به انحطاط بکشانند.