تاریخ انتشار خبر: ۱۵ , آذر, ۱۳۹۳ | ۱۷:۰۳:۵۷
کد مطلب : 57931
یادداشتی در تجلیل از کارگردان شیار 143

توضیح رسایی درباره “کاش یک زن بودم”

لازم به گفتن نیست همان قدر که بچه‌ها تا خود، پدر و مادر نشده‌اند از درک حس والدین عاجزند ما مردها هم از فهم حس زیبای مادرانه برای همیشه عاجزیم.

حجت‌الاسلام حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در سایت شخصی اش نوشت: فیلم شیار ۱۴۳ این روزها بهانه ای شده تا پرده سینما به خود ببالد و در پاسخ به آنهایی که فساد سینما را ذاتی می دانند، برای تشبیه و تمثیل هم که شده، آیه ۳۰ سوره بقره را یادآوردی کند که إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.

آن روز هم که سینما خلق شد، عده ای آن را نماد فساد و محصولی در تقابل با دین دانستند و بعد از انقلاب اسلامی، بودنش را یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء خوانند، امام راحل اما در پاسخ به آنها گفت که إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ. ظاهرا آن پیر سفر کرده از خلق آثاری مانند رنگ خدای مجیدی، یوسف پیامبر سلحشور، شیار ۱۴۳ نرکس آبیار و دیگر آثار ارزشمند معناگرا و دینی سینمای ایران خبر داشت که گفت ما با سینما مخالف نیستیم با فساد مخالفیم.

سینما قطعا ابزاری است که یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء دارد نمونه بارزش هالیود و برخی از آثار بی مایه داخلی است اما نمی توان در کنار آن زشتی ها این زیبایی ها را هم روی پرده سینما ندید وعظمت شیار ۱۴۳ و بازی هنرمندانه مریلا زارعی را نستود.

بهانه این یادداشت و تقدیر از زحمات هنرمندانه خانم آبیار و عواملی که در خلق شیار ۱۴۳ نقش داشتند اما فیلم کوتاهی است که با تیتر جذاب «آرزوی جالب یک روحانی: کاش یک زن بودم!» این روزها در سایت ها و کوچه پس کوچه های شبکه های مجازی می چرخد.

فیلم، بخش کوتاهی از سخنرانی حجت الاسلام محمدرضا زائری در مراسم تجلیل از فیلم شیار ۱۴۳ در اردیبهشت امسال است که به نقل از یک نویسنده مرد می گوید: «هرگز آرزو نداشتم زن باشم الا بعد از دیدن فیلم شیار ۱۴۳ که برای اولین بار آرزو کردم زن باشم تا بتوانم خم شوم و دست خانم آبیار را ببوسم.»

این جمله در مقام تجلیل از کارگردان یک فیلم ارزشی زیباست اما زیباتر می شد اگر آن نویسنده مرد، آرزو می کرد زن می بود برای بوسیدن دست مادر شهید محمدجعفر رضایی که کارگردان شیار ۱۴۳ فقط توانسته ۹۰ دقیقه از یک عمر احساسات مادرانه مثل او را در ۹۰ دقیقه به تصویر بکشد. این سخن هرگز به معنای ندیدن یا کم دیدن زیبایی های فیلم هنرمندانه کارگردان شیار ۱۴۳ و بازی هنرمندانه و ارزشی هنرمندان آن نیست بلکه تلنگری است برای فراموش نکردن جایگاه مادرانی که این لحظات زیبا را خلق کرده اند و تعدادشان در کشور ما کم نیست.

اما این بهانه را هم بهانه کردم برای یادآوری نکته ارزشمند دیگری که معمولا همه ما – بویژه جوانان ارزشگرا – از آن غفلت می کنیم. همه آنهایی که دوره دفاع مقدس را درک کرده اند و حتی آنهایی که سال ها بعد، طعم این دوره را بواسطه فیلم های مستند دفاع مقدس و سینمایی جنگ چشیده اند، بدون تردید حضور رزمندگان دفاع مقدس را در میان آن آتش و خون، جهاد بزرگی می دانند و اذعان می کنند که هر کس از عهده آن بر نمی آمده و الحق و الانصاف هم همینطور بود اما همه آن رزمندگانی  که دیروز در جوانی در جبهه های جنگ می جنگیدند و به خاطر حضور زیر آتش خمپاره ها خود را شجاع تر از پدر و مادرشان می دانستند، امروز وقتی خود پدر و مادر شده اند و جوانی ۱۵ – ۱۶ ساله در کنارشان از خانه بیرون می رود و با یک احتمال حادثه برای فرزند دلبندشان تمام تمرکز زندگی شان بهم می ریزد، با تمام وجود حس می کنند جهادی که پدر و مادرشان با چشم انتظاری خود در دوره دفاع مقدس انجام داده اند، بس بزرگتر و سخت تر از جهادی بود که رزمندگان ما در جبهه های جنگ و در زیر آتش خمپاره ها انجام دادند.

این چند خط را فقط کسانی درک می کنند که به مقام شامخ «والدین» رسیده باشند. لازم به گفتن نیست همان قدر که بچه ها تا خود پدر و مادر نشده اند از درک حس والدین عاجزند ما مردها هم از فهم حس زیبای مادرانه برای همیشه عاجزیم.