تاریخ انتشار خبر: ۲۸ , اردیبهشت, ۱۳۹۳ | ۲۰:۳۳:۴۳
کد مطلب : 29753
«پریشان کلامی» زیبا کلام و آسمان و ریسمان بافی

تیغ بی علمی در دست طرفدار دولت بی عمل/ استاد دانشگاه حامی اعتدال به پوچی رسید!

زیباکلام که عنوان خوشنام «استاد دانشگاه تهران» را نیز با خود یدک می کشد و در مناظره های سیاسی، مطالبه گر سخنان علمی است، به نظر می رسد این روزها اسیر جریانات سیاسی شده و با سیاست زدگی، سعی دارد مسیر بی منطقی رادر پیش گیرد.

در حالی که این روزها و پس از جلوس روحانی بر مسند ریاست جمهوری اصلاح طلبان اصرار زیادی دارند که خود را در هوای آلوده سیاست، «معتدل» نشان دهند و پیروزی روحانی را نیز به دلیل مشی اعتدالی خود معرفی نمایند، اظهار نظر برخی چهره های شاخص آنها موید این حقیقت آشکار است که همان تفکر دیکتاتوری سابق، امروز در لباس اعتدال و با برچسب سخنان علمی، چهره عیان کرده است.

یکی از افرادی را که شاید بتوان از او به عنوان نماد عالمانه سخن گفتن در جبهه اصلاحات (البته به اذعان خودش) نام برد، صادق زیبا کلام است. زیباکلام که عنوان خوشنام «استاد دانشگاه تهران» را نیز با خود یدک می کشد و در مناظره های سیاسی، مطالبه گر سخنان علمی است، به نظر می رسد این روزها اسیر جریانات سیاسی شده و با سیاست زدگی، سعی دارد مسیر بی منطقی رادر پیش گیرد.

روزنامه شرق در شماره شنبه۲۷ اردیبهشت خود در یادداشتی به قلم صادق زیباکلام با این عنوان که «دغدغه حجاب و فرهنگ؟» به چرایی حضور عده ای معترض در مقابل وزارت کشور در اعتراض به وضعیت حجاب پرداخته است.

همانگونه که از عنوان مطلب نیز بر می آید زیباکلام در این یادداشت سوالاتی را مطرح می کند و عملا توپ را در زمین طرف مقابل انداخته و همفکرانش در دوران اصلاحات را در معضل بی حجابی، بی گناه دانسته و با طرح این شائبه که «میلیون‌ها ایرانی که هم دوران اصلاحات را دیده‌اند و هم دوران احمدی‌نژاد را واقعا متحیرند که مگر در دوران اصلاحات وضع فرهنگ و حجاب چگونه شده بود که برخی امروز به دولت روحانی زنهار می‌دهند مبادا خدای‌ناکرده یک وقت بازگردیم به آن دوران» به دنبال نگاه سیاسی به یک دغدغه فرهنگی است.

البته از این استاد دانشگاه که خود را باسواد و تحصیلکرده می داند و مدعی علمی صحبت کردن است، بعید بود که چنین گافی در حوزه نظریه پردازی و جامعه شناسی بدهد. قطعا کارشناسان معضلات اجتماعی تصدیق می کنند که هر علتی معلولی دارد و هر چشمه ای که جاری می شود سرچشمه ای!

قطعا معترضین به وضعیت حجاب که طی روزهای گذشته تجمع کرده بودند، بی حجابی در دولت احمدی نژاد را مورد تایید قرار نمی دهند که اگر اینگونه بود امروز و با وضعیت فعلی، انگشت اتهام خود را به سمت دولت روحانی نشانه می گرفتند اما همه اساتید و کارشناسان فرهنگی بر این عقیده استوارند که فرهنگ سازی و حتی ضدفرهنگ سازی مسله ای نیست که یکی دو روزه و یکی دوساله جواب دهد. همه متخصصان عرصه فرهنگ معتقدند که اگر امروز یک بذر فرهنگی در کشور کاشته شود حداقل دو نسل آینده بهره آن را خواهند جست و میوه های امروز فرهنگی کشور به دو نسل گذشته و دوران اصلاحات و سازندگی باز می گردد.

زیبا کلام که همیشه با «تیغ بی علمی» به صورت رقیبان خود چنگ می انداخت امروز خود اسیر همین اتهام شده است و گویا فراموش کرده که بذر بی حجابی در دوران ریاست جمهوری «مرادش» گذاشته شد. همانجایی که هاشمی رفسنجانی در دیدار با دانشجویان صراحتا بیان کرد که «چادر الزام محجبه بودن نیست و دختر جوان با یک مانتوی پوشیده نیز محجبه به حساب می آید» (نقل به مضمون)

هرچند نباید به این موضوع با عینک سیاسی نگریست اما همان کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد۷۶ مدعی بودند که ناطق نوری ادامه جریان سازندگی است و از نقاط ضعف هاشمی برای کوبیدن ناطق بهترین بهره را جستند، به خوبی می دانند که اتفاقا این «اصلاحات» بود که به سازندگی «تداوم» بخشید و ادامه راه هاشمی در لوای خاتمی پدیدار شد و از این رو نگاه های فرهنگی و بعضا ضدفرهنگی هاشمی رفسنجانی در دوران سازندگی به اصلاحات رسید و در دولت خاتمی نیز تسری یافت.

حال پس از گذشت نزدیک به بیست سال مریدان هاشمی رفسنجانی، دولت احمدی نژاد را متوجه معضل بی حجابی می دانند و همان ها که در دوران اصلاحات و حتی سازندگی دم از آزادی روابط دختر و پسر می زدند امروز داعیه دار اوضاع حجاب و مدافع محجبه ها در کشور شده اند!

البته نگارنده ناقض کم کاری های فرهنگی در دولت نهم و دهم نیست، اما بار دیگر لازم به ذکر است که فرهنگ و ضدفرهنگ یک شبه به بوجود نمی آید و ما امروز میوه تفکرات دوستان آقای زیباکلام در دوران اصلاحات و سازندگی را برداشت می کنیم.

چه کسی مدعی است که دولت و مدیران فرهنگی آن به عنوان اصلی ترین متولی فرهنگ در اوضاع نابسامان جامعه بی تاثیر است؟ شاید پاسخ این سوال که چرا معترضین در برابر سازمان تبلیغات اسلامی و یا حتی رسانه ملی تجمع نکرده اند و از آنها مطالبه گری ننموده اند، این باشد که معترضین به دولت تدبیر و امید اعتماد دارند و به نقش موثر آن در بهبود شرایط فرهنگی امید بسته اند.

حتی معترضین به اوضاع نابسامان فرهنگی هم به خوبی می دانند که سالهاست فرهنگ اسیر سیاست شده و مدیران سیاسی با سیاست گذاری های اشتباه در طول سالیان متمادی حال و روز فرهنگ را خراب کرده اند.

کسی نمی تواند با این توجیه که چندین دستگاه در مسایل فرهنگی دخیل هستند، وظیفه وزارت ارشاد و در راس آن دولت در بهبود یا تخریب اوضاع فرهنگی را نادیده بگیرد که اگر این اتفاق بیفتد بی شک باید گفت که حامیان دولت به نوعی به دنبال فرار رو به جلو هستند.

علی ایحال به نظر می رسد در روزهایی که اصلاح طلبان تنها ادای اعتدال را در می آورند و می خواهند از قطار سیاست جا نمانند، چنین گاف هایی می تواند مشت گره کرده آنها را باز نماید و به همگان ثابت نماید که تفکر اصلاح طلبی همان تفکر دوران خاتمی است و هیچ فرقی نکرده بلکه تنها ادبیات نظریه پردازان اصلاحات تغییر کرده و امروز به جای «بنشین» از «بفرما» استفاده می کنند.

البته در پایان لازم به یادآوری است که صادق زیبا کلام که خود را مدعی علمی صحبت کردن می داند، این روزها در میدان استدلال و حرف منطقی به پوچی رسیده و با هوچی گری می خواهد عدم صداقت خود را بپوشاند. صادق زیبلا کلام نه تنها دیگر صادق نیست و بعضا حرف های خود را نیز نقض می کند، بلکه باید ادعا کرد او این روزها به نوعی پریبشانی رسیده و زین پس باید او را «پریشان کلام» نامید.

فرهنگ