تاریخ انتشار خبر: ۱۱ , آذر, ۱۳۹۳ | ۰۴:۰۰:۴۷
کد مطلب : 56974
علی مطهری در حصر ساده لوحی؛

جزئیات حصر «آقای نماینده»!

دکتر علی مطهری، این روزها در مقام وکیل مدافع فتنه گران بی بهاء بارها سخنرانی کرده و دست به قلم برده است؛ دفاعی که نشانگر در حصر بودن وی است، و آن حصر، حصر ساده لوحی است!

۸۷۳۳_۱۱۳

فرهنگ نیوز نوشت: آقای دکتر علی مطهری در آخرین پرده از نمایش های ظاهرا عدالت طلبانه و در واقع ساده لوحانه، در دانشگاه فردوسی مشهد مجددا پیرامون حصر خانگی سران خیانت کار فتنه ۸۸ سخن رانده اند و ضمن ابراز این عقیده که «حصر بدون حکم قضایی، ظلم است»، پا را پیش تر گذارده و ضمن غیرعادلانه دانستن نظر رهبر انقلاب و بیان اینکه «ایشان از نظر خودشان دارند مطابق عدالت رفتار میکنند. از نظر خودشان میگویند که داریم لطف میکنیم به اینها، منتها من میگویم که من این نظر را قبول ندارم. به نظر من این کار عادلانه نیست» ، با کمال اعتماد به نفس، و با لحنی حق به جانب ادامه داده اند که «پیغمبر اسلام هم نمیتواند بگوید حکم فلان کس سنگین است، بدون محاکمه، بدون دفاع، بدون شنیدن دفاعیات آنها حکم صادر کند».

قبل از اینکه ایشان بطور کامل باعث شده باشند که امثال نگارنده از فتنه ۸۸ کاسبی کنیم(!)، لازم است جهت روشن شدن زمین این بازی خسته کننده، به خلاصه ترین نوعی که ممکن است، به تیتر برخی خیانت های کسانی که آقای مطهری نگران «مظلوم واقع شدن» شان هستند اشاره شود، تا شاید ابتدا قدری مشخص شود که وقتی گفته می‌شود «نظام اسلامی از حق خود گذشته است که اینها الان فقط در حصر خانگی هستند» منظور دقیقا چیست.

موسوی و کروبی، مشخصا خواستند دیکتاتوری راه بیندازند. آنها اراده کردند که با اتکا به امر و حکم ولی فقیه، رای مردم ایران را وتو کنند. این دو خائن، به واضح ترین شکل ممکن به دنبال «برگرداندن مناسبات شاهنشاهی» بودند. مناسباتی که طی آن، نظر و مصلحت دید شاه، میتوانست بر رای همه ی مردم اولویت داشته باشد.
این دو نفر، همه تلاششان را کردند که از طریق لابی با رهبر انقلاب، نتیجه آراء مردم ایران را به هیچ بگیرند، تلاشی که با مخالفت صریح رهبر عظیم الشان انقلاب مواجه شد. این ناجوانمردان، در میان بهت و تعجب همه ی نخبگان و دلسوزان و دغدغه مندان جامعه ی مظلوم ایران، با وقاحت تمام، تلاش کردند که «جمهوری اسلامی» دیگر «جمهوری» نباشد و عملا به نظامی تبدیل شود که «رای مردم» در آن با یکسری لابی میان سیاستمداران و مقام ولایت فقیه قابل «دور زدن» و «به هیچ انگاشته شدن» است.
به این ترتیب، آنها مشغول براندازی بی سر و صدای چیزی بودند که تا آن روز نامش جمهوری اسلامی بود و مشغول تلاش برای برپا کردن نظامی بودند که هرچه بود، دیگر جمهوری نبود که بخواهد جمهوری اسلامی باشد.

شاخص خباثت این افراد نیز در تلاشی قابل مشاهده است که از فردای انتخابات سال ۸۸ برای اثرگذاری بر تصمیمات رهبر فرزانه انقلاب صورت دادند. در واقع آنها با برگزاری جلسات حضوری و ارسال پیامهای گوناگون قصد داشتند نظام را به وسیله ی خود نظام براندازند و مردم را بوسیله ی ولی امرشان دور بزنند. که البته بصیرت های «از جانب پروردگار آمده» ی محصول تهجدها و ارتباط‌های قلبی این رهبر الهی با خدای متعال، مقاصد شوم آنان را دست نیافتنی کرد. نظام ما همچنان جمهوری اسلامی ماند، و آنها پس از یک هفته خباثت و ترفندبازی، از ولی امر هوشمند خود پاسخ گرفتند که «بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت».(۱)

این کینه توزان، پس از ناامید شدن از رهبر، تصمیم به انتقام از او گرفتند. لذا همه دیدند که شعارهای خیابانی به سمت رهبر مظلوم اما مقتدرمان برگشت، و آنها که ادعای دروغین و منافقانه ی حمایتشان از نظام و امام و رهبری گوش فلک را کر کرده بود، نسبت به شعار علیه رهبری سکوت کردند تا مثلا رهبر انقلاب تاوان تصمیم شان به نفع ملت ایران و به ضرر فتنه گران را پس دهند.
البته بخشی از کینه های این دو فتنه گر علی الخصوص میرحسین موسوی به اصطلاح از نوع بدری و حنینی بود و  به دورانی برمیگشت که او نخست وزیر نه چندان مطلوب رییس جمهوری بود که حالا رهبر جامعه اسلامی است.

موسویِ خیانتکار البته دست خود را دو روز مانده به انتخابات در مصاحبه با تایم انگلیس رو کرده بود. آنجا که به صراحت از او نقل شده که «تظاهرات های خیابانی هفته گذشته، طبیعت ساختار قدرت را بطور اساسی تغییر داده و در نتیجه رهبری عالی ایران را برای توجه بیشتر به افکار عمومی تحت فشار میگذارد».(۲) حرفها و اقداماتی که به قول علی اکبر ناطق نوری «بوی خون می‌داد»(۳) و نشان می‌داد که گویی موسوی عمیقا اراده کرده است که حسین غلام کبیری ها و ندا آقاسلطان ها پر پر شوند.

ما البته خبر نداریم که آقای مطهری دقیقا چند حرف دیگر از حرف‌های رهبری نظام را قبول ندارند، اما اگر این یکی را قبول داشته باشند، رهبر انقلاب در خطبه های ۲۹ خرداد ۸۸ تصریح کردند که «زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است»(۴) و پس از این هشدار از سوی رهبر جمهوری اسلامی، باز شاهد دعوتهای مکرر از مردم و یا تهییج آنها در مناسبت های مختلف بودیم. هرچند رهبر انقلاب تاکید کرده بودند که «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها، آنهایند»(۵) و او باز به کار خود ادامه داد. پس موسوی بنا را بر «شکستن اراده ی رهبر انقلاب» گذاشته بود، حتی به این قیمت که خونهای مردم به گردنش بیفتد.
حتی به این قیمت که حامیان خودش کشته شوند.
حتی به این قیمت که ۷۹ باب مغازه به آتش کشیده شوند.
حتی به این قیمت که ۱۴۳ شعبه بانک تخریب شود.
حتی به قیمت اینکه بیش از ۳۰ نفر جان خود را از دست بدهند.(۶)
حتی به این قیمت که بسیجیان نازنین و همچنان گمنام حضرت روح الله پر پر شوند.
حتی به این قیمت که ناامنی به جایی برسد که در یکی از مناطق تهران از پشت بام سنگ و آجر و حتی صندلی بر سر مامورین بیندازند.
حتی به قیمت اینکه ناامنی به جایی برسد که پدر و مادر پا به سن گذاشته، در ام القرای جهان اسلام به فرزندانشان التماس کنند که هنگام خروج از خانه محاسنشان را کوتاه کنند تا نکند جانشان به خطر بیفتد!
حتی به این قیمت که در عاشورای پر حزن ۸۸، نیروی یگان ویژه ناجا را مجبور کنند که برای کتک نخوردن و نجات پیدا کردن به ولی امر مسلمین جهان توهین کند.
حتی به این قیمت که آشوبگرانی را «مردم خداجو» بنامد که مامور نظام را عریان میکنند و با عربده های «بخاطر ندا… بخاطر ندا» بر پشت او مینشینند و از او میخواهند که مثل حیوان بع بع کند!
و حتی به قیمت رخداد همه ی آن حوادثی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هیچ‌وقت جسارت آنرا نکرد که فیلمهای فاش و موجود و علنی آن را برای مردم ایران پخش کند تا هم مردم ایران ذات این ناانسان ها را بهتر بشناسند، هم عرصه بر مدافعین مظلومیت این گرگها تنگ تر شود.

کروبی خائن نیز، بدون داشتن مدارک متقن به نظام جمهوری اسلامی تهمت سهمگین «تجاوز جنسی در زندانها» را وارد کرد و وقتی کمیته های حقیقت یاب تشکیل شدند، مشخص شد که این شیخ ساده لوح، منفعت طلبی کرده و بدون تحقیق تهمت زده. البته او خباثتش را مرتکب شده بود و دیگر کاری نمی‌شد کرد. او بابت همه ی حمایت‌هایش از نظام جمهوری اسلامی از مردم عذر خواست(!) و این جمله را ابراز کرد که اینچنین اتفاقاتی در زندان شاهنشاهی هم نمی افتاده! (که نشان می‌داد شیخ قصه ی ما نفعش است شکنجه گاه کمیته مشترک شاهنشاهی را از یاد ببرد).

ما البته خبر نداریم که آقای مطهری دقیقا چند حرف دیگر از حرفهای رهبری نظام را قبول ندارند اما اگر این یکی را قبول داشته باشند، رهبر انقلاب تصریح کردند که پس از انتخابات، جرایم و جنایاتی واقع شد اما «زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمی بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، ….. یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فردای انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکی است؟! این جرم کمی است؟!»(۷).

شرح جرایم موسوی و کروبی خیانتکار بسیار طولانی است؛ اما از حجم پرونده که بگذریم، چرا آقای دکتر مطهری این اندازه نگران ظلمی هستند که ممکن است به اینها روا شده باشد؟ مگر خود این اشخاص کم ظرفیت، کم به این ملت و مردمسالاری در این مملکت ظلم کرده اند؟ و مگر آقای مطهری نماینده این مردم نیستند؟ مگر قسم نخورده اند که از حقوق ملت دفاع کنند؟ این دو نفر دقیقا حقوق ملت را تضییع کرده اند. چرا وظیفه نمایندگی شان را از یاد برده اند؟ نباید از کسانی که وکالت شان را بر عهده دارند دفاع کنند؟ آقای مطهری وکیل مردم اند یا وکیل ظالمانی مثل موسوی و کروبی؟

یک) آقای مطهری از این سخن گفته اند که «پیامبر اسلام هم نمیتواند بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات حکم صادر کند». بماند که هنوز در مورد فتنه ۸۸، هیچ‌کس «حکم رسمی» فتنه گران را هنوز اعلام نکرده است و صرفا برگزاری دادگاه آنها به تاخیر انداخته شده و از فتنه گری شان ممانعت به عمل آمده. اما اگر آقای مطهری واقعا فکر میکنند که «حکم حصر» صادر شده است و واقعا مایلند بررسی شود که آیا «حکمِ بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات» ممکن است شرعی باشد یا ممکن نیست، مشکلی نیست. اجمالا به اطلاعشان میرسانیم که اقلّ دلیل بر امکان شیء، وقوع آن است:

۱٫ حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات:
در جریان فتح مکه، یکى از اصحاب شعار میداد که «الْیَوْمُ یَوْمُ الْمَلْحَمَه» یعنی امروز تلافى میکنیم. پیامبر اسلام فرمود: چرا این شعار؟ بگویید «الْیَوْمُ یَوْمُ الْمَرحمه» یعنی امروز روز رحمت است. اما حضرت فرمودند: «سه نفر را بکشید» به دلیل اینکه این سه نفر کار فرهنگى میکردند، البته آن روز فیلم و روزنامه و کامپیوتر و اینترنت نبود، اما آنها شعر می ساختند و حضرت را هجو و تحقیر میکردند، پس فرمودند «حتى اگر اینها به مسجد الحرام در مکه و به پرده هاى کعبه پناه بردند آنها را بگیرید و اعدام کنید»(۸).

۲٫ حکم قصاص، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

حضرت امام علی (ع): الا لا تقتلن بی الاّ قاتلی «وقتی کشته شدم، بعد از من، فقط قاتلم را اعدام کنید و بس»،
انظروا اذا انا مّت من ضربته هذه، فاضربوه ضربتاً بضربه «وقتی با این زخم از دنیا رفتم، او را فقط با یک ضربت از بین ببرید و قصاص کنید. یک ضربت، در مقابل یک ضربت»(۹).

۳٫ حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

«…مؤلف کتاب آیات شیطانی – که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است – همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد»(۱۰).
«سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامی همّ خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند. حضرت امام اضافه کردند: اگر غیر مسلمانی از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل می خواهد به عنوان جایزه و یا مزد عمل به او بپردازند»(۱۱).

۴٫ حکم تعزیر، اخراج از کار و حتی پیش بینی اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

«بسمه تعالی
آقای محمد هاشمی مدیر عامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی
با کمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه ۸ بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می گردد و دست اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، بلاشک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسؤولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه ها قوه قضاییه اقدام می نماید. روح الله الموسوی الخمینی»(۱۲).

۵٫ حکم اعدام، بدون محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات
در غائله کردستان، حضرت امام خمینی(ره) هدف فتنه ‏انگیزان را محو اسلام در کردستان دانستند و درباره عوامل آن فرمودند: «باید با فوریت این ریشه های فساد را بکنند، مهلت به این ریشه های فساد ندهند. سران اینها قابل هدایت نیستند اینها از یهود بنی قریظه بدترند و اینها باید اعدام شوند. تمام کردستان به استثناء این چند عددی که سران آنها هستند در امان هستند»(۱۳).

۶٫  اعلام حکم حبس ابد و اعدام، قبل از محاکمه و پیش از شنیدن دفاعیات

حضرت امام خمینی (ره) درخصوص محاکمه شاه ملعون و شرایط پس از فرار وی فرمودند:«ایشان باید محاکمه بشود و اگر چنانچه فرار هم بکند هر جا باشد باید محاکمه بشود و اقل چیزی که بر اوست، علاوه بر اینکه باید جرائمی را که مرتکب شده جبران بکند، حبس ابد است، ولی همه می دانند که او دست به کشتارهای عمومی زده است و باید اعدام بشود».(۱۴)

۷٫ حکم عام و اسلامی اعدام، بدون هیچ نیازی به محاکمه و طبعا پیش از شنیدن دفاعیات

«کسى اگر جسارت به حضرت زهرا کند، اجازه فقیه هم لازم نیست، همانجا میشود او را کشت. ما اگر به زهرا (س)، به امامان معصوممان (ع)، به پیغمبرمان (س) جسارت شود اعدام قطعى است، توبه هم ندارد، به همین خاطر امام (ره) فرمود سلمان رشدى را هر کجا هست اعدام کنید و اگر توبه هم بکند، توبه اش قبول نیست».(۱۵)

دو) در مورد گزاره ی نخ نما شده ی «حصرِ بدون حکم قضایی، ظلم است» نیز فعلا بسنده میکنیم به این نکته واضح و ساده که اگر حصر خانگی یا محدود کردن افراد بدون برگزاری دادگاه و شنیدن دفاعیات شان «ظلم» بود، آنچنان که تاریخ شناس زبردست کشورمان جناب آقای دکتر محمدحسین رجبی دوانی اخیرا یادآور شدند، امیرالمومنین (ع) مرتکب آن نمی‌شدند.
علی (ع) با وجود اینکه حق داشتند عایشه را بابت فتنه جمل محاکمه و مجازات کنند اما از مجازات او به حرمت رسول الله (س) درگذشتند و صرفا او را به «محصور بودن» محکوم کردند. محصور بودنی که هرگز جزای متناسب با جرم عایشه نبود اما رافت اسلامی و مصلحت جامعه سبب میشد که به همین اندازه کفایت شود. طبق نقل آقای دکتر دوانی از تاریخ اسلام، حصر عایشه در مدینه و محدودیت های وضع شده برای او تنها زمانی برداشته شد که او رسما ابراز ندامت کرد.(۱۶)

سه) دقیقا از چه زمانی شان فقیهِ حاکم و جانشین رسول الله (ص) از شان قاضی کمتر شده است؟! مطابق رای قریب به اتفاق علما، قضاوت از کمترین حقوق و شئون فقیه و خصوصا فقیهِ حاکم بوده و «قضاوت یک منصب و مقام شرعی و یکی از شؤون فقیه جامع الشرایط در کنار افتا و ولایت و یکی از مهمترین ارکان حکومت اسلامی است»(۱۷) مضافا، کسی که به عنوان نمونه حق دارد و میتواند حکم اعدام هاشم آغاجری که اتفاقا توسط قاضی دادگاه صادر شده است را «بدلیل اهمیت مساله دم» ملغی اعلام کند و از جمله بگوید «پرونده همدان، مصداق سب النبی نیست و حکم صادره مطابق با موازین شرعی نمی‌باشد»(۱۸)، چطور نمی‌تواند زمان برگزاری دادگاه دو فتنه گر حقیر و فراموش شده را بنابر مصالحی که تشخیص می‌دهد عقب بیندازد؟! چرا اینقدر در فهم امور بدین واضحی و روشنی ساده لوحی نشان داده می‌شود؟

چهار) به نصیحت و خیرخواهی امام (ره) در موضوع مرحوم منتظری نباید نگاه تاریخی داشت. این واقعه فقط تاریخ نیست، درس است. درسی که چه بسا روزی درباره یک یک ما راهگشا باشد. آنگاه که انسان می‌بیند وقتی وارد «امر سیاسی» می‌شود، به سادگی با ولی امر هوشمند و آگاه زمانه ی خود به اختلاف نظر برمیخورد، و ضمنا این «اختلاف نظر داشتن با او» را نیز نمی‌تواند و قادر نیست که نزد خود نگه دارد و ناخواسته، فاش و علنی اش میکند، و ناخودآگاه بر فضای «عیبجویی های بیجا از ولی امر مسلمین» دامن میزند، و ناخواسته بر آفتاب خاک میپاشد، و ندانسته فهم های شاذ و نادر خود را که در میان فرهیختگان و عقول کمتر خریداری ندارد منتشر میکند، چه خوب، و چه و شایسته است، و به نظر میرسد چقدر نزدیک به خیر است که با الهام از نصیحت حضرت امام (ره) به مرحوم منتظری، و با استفاده ی روزآمد از آن ماجرای درس آموز تاریخی، و با جرات به خرج دادن، و با پذیرش مردانه ی «ساده لوحی سیاسی» و اعتراف صادقانه به «زدن ساز مخالف با قریب به اتفاق خیرخواهان سیاست شناس جامعه»، صادقانه و مومنانه، برود سراغ کار علمی اش، و گرمی بخش محفل دانشگاهیان باشد.

آقای دکتر علی مطهری هم استاد فلسفه اند، هم در امور فرهنگی صاحب نظر و باتجربه. جا دارد حالا که کار بدینجا رسیده و میرسد، برادرانه نصیحت کنیم که برای شادی روح پدر شهیدشان هم که شده – که بر گردن همه ی ما حق ویژه دارند – از سیاست فاصله ی جدی بگیرند.

به نظر میرسد اگر ایشان این نصیحت مشفقانه را نپذیرند، دیری نخواهد پایید که شوربختانه و البته بازهم ناخواسته، و مشخصا بدلیل سادگی سیاسی، بخش هایی از جامعه را گرفتار «چاهنمایی های بی منظور خویش» خواهند نمود، آنچنان که مرحوم منتظری ناخواسته و به تعبیر حضرت امام (ره) «از سر ساده لوحی» چنین کردند.

آقای دکتر مطهری حیف اند،
و البته نام «مطهری»، بسیار هم حیف تر است…

پی نوشت ها:

۱-      بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت

۲-      the remarkable street demonstrations of the past week…

۳-      در گفتگوی تلفنی ناطق نوری و موسوی چه گذشت؟

۴-      خطبه های نمازجمعه تهران، ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

۵-      خطبه های نمازجمعه تهران، ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

۶-      فتنه نسخه ای بود که دیگران برای ما تجویز کرده بودند

۷-      در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور

۸-      حجت الاسلام قرائتی، برنامه درسهایی از قرآن، تفسیر سوره یوسف، جلسه ۳۰، ۱۳ بهمن ۱۳۷۹

۹-      نامه ۴۷ نهج البلاغه، از وصیت ‏هاى آن حضرت به حسن و حسین علیهما السلام

۱۰-  پیام امام ره درباره انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی، ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، صحیفه نور، جلد ۲۱، صفحه ۲۶۳

۱۱-  اطلاعیه دفتر امام ره در مورد توبه سلمان رشدی ، ۲۹ بهمن ۱۳۶۷، صحیفه نور، جلد ۲۱، صفحه ۲۶۸

۱۲-  نامه امام ره به مدیر عامل صدا و سیما در ارتباط با پخش یک برنامه توهین آمیز از رادیو، ۹ بهمن ۱۳۶۷، صحیفه نور، جلد ۲۱، صفحه ۲۵۱

۱۳-  بیانات امام ره در جمع گروهی از دانشجویان و کارکنان عضو انجمن های اسلامی استان خراسان، ۸ شهریور ۱۳۵۸، صحیفه نور، جلد ۹، صفحه ۳۷۱

۱۴-  مصاحبه امام خمینی با تلویزیون سی بی اس، ۱۵ دی ۱۳۵۷، صحیفه نور، جلد ۵، صفحه ۳۴۳

۱۵-  حجت الاسلام قرائتی، برنامه درسهایی از قرآن، مبارزه با طاغوت، ۱۹ بهمن ۱۳۸۵

۱۶-  «حصر عایشه» به دستور امیرالمومنین(ع) برای خاتمه دادن به فتنه جمل

۱۷-  امام خمینی؛ قضا و قضاوت

۱۸-  درباره پرونده آغاجری هنوز تعیین تکلیف نشده است