تاریخ انتشار خبر: ۱۹ , اسفند, ۱۳۹۲ | ۰۸:۲۰:۱۹
کد مطلب : 20325

خرید و فروش آیفون ۵ حرام شرعی است!

خرید و فروش آیفون ۵ حرام شرعی است؛ چراکه عدد ۵ اشاره دارد نزد شیعیان به عدد اهل کسا (پنج تن آل عبا)؛ خرید و فروش آن حرام است، چراکه شادی و بهجت برای شیعیان به ارمغان می‌آورد.

عصر آبادان –   “وقتی این فتاوا در فضای مجازی و رسانه ها منتشر می شود، ما هیچ عکس العملی از جانب وهابیت و مراکز معتبر آنها نمی بینیم یعنی مشاهده نمی شود که آنها ردیه ای بر این فتاوا بنویسند یا آن را انکار کنند و در واقع دفاعی از خود داشته باشند، بلکه بی تفاوت از کنار آن رد می شوند و احتمالا آن را به عنوان اجتهاد به رسمیت می‌شناسند، همین مساله نشان می دهد این فتاوا ساختگی نیست.” این جملات بخشی از سخنان حجت الاسلام علی امیرخانی، پژوهشگر پژوهشگاه اهل البیت (ع) در دانشگاه قرآن و حدیث در خصوص صدور برخی از فتاوای به دور از عقل وهابیت است که با شبستان در میان گذاشته است و مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

گاه فتواهای عجیبی از وهابیت شنیده می شود که هر صاحب عقل و خردی را دچار حیرت می کند؛ ابتدا به چند نمونه از این فتاوا اشاره کرده و پس از آن دلیل صدرو این فتاوا را بیان فرمایید.
بله، این مطلب صحت دارد و گاه به گاه از وهابیان فتواهای عجیب و مضحک صادر می‌شود، تعداد این فتاوا کم نیست. به طور مثال برخی وهابیان خرید و فروش گوشی آیفون ۵ را حرام اعلام کرده اند. در این راستا یکی از مفتی های سلفی آنها به نام محمد خالد بیان کرده است: خرید و فروش آیفون ۵ حرام شرعی است؛ برای این که عدد ۵ اشاره دارد نزد شیعیان (روافض) به عدد اهل کسا (پنج تن آل عبا) از این رو خرید و فروش آن حرام است به دلیل آن که شادی و بهجت را برای شیعیان به ارمغان می آورد. (اخبار للنشر)
چه تحلیلی بر صدور این فتوا می توان داشت؟
وهابیت به جهت رویکرد ظاهرگرایی و مخالفت با رویکرد عقل‌گرایی و تأویل و نیز مخالفت و تضاد فکری و رفتاری با شیعه و حتی بالاتر از آن به دلیل کینه و بغضی که از شیعیان دارند، مسائلی که شباهت ظاهری با برخی از اعتقادات و مقدسات شیعه دارد، با این مسائل هم مخالفت کرده و حتی آنها را حرام اعلام می کنند. یعنی این شباهت ظاهری کفایت می کند که چنین حکمی صادر شود. اما دلیل واقعی صدور فتوای مذکور کینه ای است که وهابیت نسبت به شیعه دارد؛ به تعبیر دیگر از باب عدم تشبه به شیعه این حکم صادر شده؛ چرا که وهابیت شیعه را کافر می داند و از جهت عدم تشبه به کافر این فتوای مضحک را بیان می کنند و از این رو شباهت های ظاهری و عدم دقت و تعمق و ظاهر گرایی مطلق در فتاوا و عقاید آن ها دیده می شود.
آیا به نمونه ای دیگر از این دست فتاوای مضحک و تهی از عقل می توانید اشاره کنید؟
بله، به طور مثال برخی از مفتیان وهابی خوردن سمبوسه را نیز حرام می دانند. این فتوا توسط هیئت فتوای جنبش الشباب المجاهدین (جوانان مبارز) سومالی صادر شده است. کشوری که مردمانش از گرسنگی رنج می‌برند، با این حال عده‌ای از جوانان سلفی خوردن سمبوسه را به عنوان یک غذای مسیحی حرام اعلام می‌کنند! آنها به این دلیل که سمبوسه شکل سه ضلعی داشته و از این جهت با ثالوث مقدس مسیحیان مشابهت دارد خوردن آن را حرام اعلام کردند. البته فتوای های مضحک تری هم وجود دارد که می توان به آن اشاره کرد مانند حلال بودن گوشت جن. برخی از آنان قائلند که حلال ها و حرام ها در اسلام مشخص شده و از آنجا که سخنی در خصوص گوشت جن به میان نیامده، در نتیجه خوردن گوشت جن حلال است البته به شرطی که ذبح شرعی شود! بدون آن‌که معقول یا نامعقول بودن آن را در نظر داشته باشند.
ممکن است این فتاوا ساختگی باشد و به وهابیت نسبت داده شود؟
ببینید وقتی این فتاوا در فضای مجازی و رسانه ها منتشر می شود، ما هیچ عکس العملی از جانب وهابیت و مراکز معتبر آنها نمی بینیم یعنی مشاهده نمی شود که آنها ردیه ای بر این فتاوا بنویسند یا آن را انکار کنند و در واقع دفاعی از خود داشته باشند، بلکه بی تفاوت از کنار آن رد می شوند و احتمالا آن را به عنوان اجتهاد به رسمیت می‌شناسند، همین مساله نشان می دهد این فتاوا ساختگی نیست ضمن این که این مسائل در پایگاه های اطلاع رسانی خود وهابیت منتشر می شود یا در کتاب های آنها. پس می شود گفت دست کم برخی از سلفی‌های وهابی فتواهای جنجالی و مضحک دارند که مورد رد و انکار دیگر وهابیان نیست و چه بسا آن فتاوا را به عنوان حق اجتهاد به رسمیت هم شناخته باشند
دلیل صدور این فتاوای ضد عقلی و سطحی چیست؟
مهمترین دلیل را می توان در روش شناسی آنان در اجتهاد دانست. به این ترتیب که در روش آنان برای صدور فتوا به ظواهر اکتفا می‌شود و عقل در تبیین و تحلیل آنها هیچ نقشی ندارد.
با توجه به این که اشاره کردید هر یک از مفتی های وهابی و حتی گروه های سلفی برای خود فتواهای خاصی صادر می کنند، آیا این ها فتواهای یکدیگر را می پذیرند یا در درون خود دچار چالش می شوند؟
بله، همانگونه که اشاره شد اینها گاه فتواهای دیگر وهابیون و سلفی ها را قبول دارند و تأیید می‌کنند، گاه در برابر یک فتوایی سکوت کرده و آن را رد و انکار نمی‌کنند و البته گاه علیه هم موضع می گیرند. در واقع سلفی های وهابی در پی احیای باب اجتهاد هستند؛ اما با روش حدیث‌گرایی و ظاهرگرایی که در آن عقل نقشی ندارد.
این مسائل برآمده از مبانی ظاهرگرایی در باب اجتهاد و دخالت ندادن نقش عقل در فهم متون است. وهابیت می گوید هر چه در متن آمده همان را باید گرفت و نباید بر خلاف ظاهر آن فتوا داد. همین موضوع سبب می شود انواع فتواهای مضحک از میان آنها درآید. اما این که چرا این فتاوا مضحک به نظر می رسد به دلیل آن است که با عقل فطری و عرفی جور در نمی آید؛ کدام انسان عاقلی می پذیرد که خوردن گوجه فرنگی حرام است چرا که وقتی آن را برش طولی می‌دهیم، وسط آن شکل صلیب دیده می شود، پس معلوم می‌شود گوجه توحید را نپذیرفته و به تثلیث اعتقاد دارد!!
اما وهابیت به این نوع فتاوا که خالی از عقل است، افتخار می کند و از باب احیای اجتهاد و ورد در مسائل جدید آن را نیکو دانسته و این را شجاعت علمی می داند که بر اساس روش اجتهادی خود فتواهای جدیدی در مسائل مستحدثه صادر کرده است. اما قاطبه انسان ها چون به ملاک عقل فطری و عرفی معتقدند این مسائل را نامعقول می دانند.
نکته مهم ‌تر آن‌ که مفتیان وهابی با این روشِ عقب مانده و ابتدایی اجتهاد و صدور فتواهای عجیب و نامعقول موجب وهن و تمسخر اسلام و مسلمانان شده و برآیند کاری آنان علیه دین عزیز اسلام تمام می شود و بهترین دستمایه و بهانه برای دشمنان اسلام می‌شوند تا با مطرح ساختن آنها، اساسا دین مبین اسلام را نامعقول نشان دهند، همان گونه که از فتاوای تکفیری و رفتارهای خشونت بار و ضدانسانی آنان، در راستای اسلام هراسی بهترین بهره را برده‌اند و اسلام را دین وحشت و مسلمانان را وحشی جلوه می‌دهند!