تاریخ انتشار خبر: ۲۶ , اسفند, ۱۳۹۲ | ۱۰:۱۱:۳۹
کد مطلب : 21091
بازخوانی تکاپوی اخیر جنبش های فمینیستی و سکولار

خیز آخر اصلاح طلبان برای تکمیل پازل مدیریت دانشگاه تهران

پرسش اساسی در این امر نهفته است که سیر قهقهرائی رویکردهای جناب وزیر علوم در عرصۀ انتصابات برای دانشگاه های کشور به ویژه دانشگاه تهران به کدام جهت منتهی می شود؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بلاغ – در روز های اخیر برخی رسانه های بیگانه،همزمان با عنوان موهوم هشتم مارس و روز جهانی زن! در اقدامی مشترک و هماهنگ خبرلغو سخنرانی خانم الهه کولایی در موسسه «عصر خرد» را در خروجی رسانه های خود قرار دادند وعلت لغو آن سخنرانی را نیز مخالفت مسئولان وزارت اطلاعات با سخنرانی الهه کولائی اعلام نمودند.[۱]

خیز آخر اصلاح طلبان برای تکمیل  پازل مدیریت دانشگاه تهران

هم چنینی اعلام گردید مراسم دیگری در خیابان هدایت و  با سخنرانی نرگس محمدی،شهلا لاهیجی و… در جهت ارتقای آگاهی زنان نسبت به خواسته ها و مطالبات خود در نظام اسلامی برگزار گردید!.[۲]

باید اذعان نمود مخاطب در گام اول و با تأمل در خبر مذکور با چند سوال ویژه و مهم در ذهن خود مواجه می گردد، مبنی بر اینکه فلسفۀ روز جهانی زن و تناسب آن برای جامعۀ زنان مسلمان چیست؟هم چنین  به اصطلاح فعالان زنان در ایران جامعۀ زن ایرانی و مسلمان را نسبت به چه مطالباتی آگاه و مطلع می سازند؟به راستی اعتبار ادعائی غرب در مناسبت روز هشتم مارس و عنوان موهوم روز جهانی زن! برای زن مسلمان و پیرو برترین بانوی هستی یعنی حضرت فاطمه زهرا(س)چیست؟

در پاسخ به سوالات مذکور که از مواجهه نخست با برخی خبرهای هدایت شده و ضد اسلامی شکل می گیرد، می توان تعریف سایت  ویکی پدیا از روز هشتم مارس و عنوان موهوم روز جهانی زن را اینگونه در یافت که «روز جهانی زنان که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می‌شد بزرگداشتی است که هر ساله در روز ۸ مارس برگزار می‌شود. این روز، روز بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، ارائه ٔ عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است!»[۳].

هم چنین آمده است «این روز در ابتدا به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی در بین احزاب سوسیال آمریکا ٬ آلمان و اروپای شرقی آغاز شد، اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد.»[۴]،[۵].

لذا می توان در یافت روز هشتم مارس و عنوان مبهم روز جهانی زن  برگرفته از انقلاب صنعتی غرب و آمریکا و اروپای شرقی در بهره گیری از زنان به عنوان نیروی کار ارزان و استثمار و اسارت نوین جنسی و هویتی از زن و فروپاشی نهاد مقدس خانواده به عنوان مهمترین پیامد این حرکت غیر انسانی در مورد زنان مورد نظر می باشد ،لیکن برگزاری جشن و شادی برای اسارت جنسی و هویتی زن در جوامع غربی خود جای تأمل فراون دارد.

 اقدام رسانه های غربی و معاند در طرح برخی از عناوین غربی و غیر سازگار با آموزه های اسلامی در نظام اسلامی ایران و دیگر کشورهای اسلامی که با ابزار  اقدامات ضد دینی برخی عناصر غرب گرا و و با گرایشات فمینیستی و با برچسب و عناوین ادعائی همچون فعالان حقوق زنان و حقوق بشر!صورت  می گیرد قطعا دارای اهداف پنهان بر ضد هویت اعتقادی و دینی زنان مسلمان به ویژه زنان شیعی  می باشد، زیرا جامعۀ زنان مسلمان بالأخص جامعۀ زنان شیعی  با اذعان به جایگاه رفیع حضرت فاطمه(س)، آن حضرت را به عنوان برترین الگوی عملی برای زنان عالم مورد نظر قرار می دهد، از این رو در ایران میلاد آن حضرت به عنوان روز زن و نماد هویتی زنان مسلمان مورد تأکید قرار می گیرد، لیکن جوامع غربی با اقدامی هدفمند و حساب شده و با استفاده از برخی زنان غرب زده و دارای گرایشات انحرافی فمینیستی در راستای مقابله با اعتقادات زنان مسلمان به ویژه جامعۀ زن شیعی اقدام نموده اند که این نوع رویکردها در راستای جایگزینی نمادهای غربی با گزاره های اسلامی به ویژه جایگاه عظیم حضرت فاطمه زهرا(س) صورت می گیرد، که ضرورت هوشیاری جامعۀ زنان در نظام اسلامی برای مقابله با آموزه های ضد اسلامی مروجان لیبرالسم فرهنگی غرب و بانیان گرایشات فمینیستی  امری غیر قابل انکار می باشد.

لازم به ذکر است سفر اخیر خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران دقیقا درتاریخ هشتم مارس به وقع پیوست، امری که اهداف غرب و قدرت های استکباری برای استفاده رسانه ای از عنوان موهوم روز جهانی زن! برای تحقق اهداف و توطئه های خود علیه نظام اسلامی را بیش از پیش مطرح می سازد،زیرا خانم اشتون در جریان سفر دو روزه خود به ایران با نرگس محمدی ، از  محکومان فتنه ۸۸ دیدار کرده بود.

نرگس محمدی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ارتباط مستقیم با شیرین عبادی که متواری و در انگلستان سکونت دارد بود و دستورات وی در راستای جنگ نرم و عملیات روانی علیه نظام عملیاتی می‌کرد .

انتشار بیانیه و اطلاعیه به مناسبتهای مختلف علیه ارکان مختلف نظام، تنظیم گزارشات فصلی به اصطلاح موارد نقض حقوق بشر در ایران، ملاقات با زندانیان سیاسی و سپردن پرونده وکالت آنان به وکلای کانون مدافعان، ملاقات آشکار و پنهان با سران جریان فتنه با هدف حمایت از آنان و القای وجود بحران در کشور و مطرح نمودن کانون مدافعان و شورای ملی صلح به عنوان جریانات مطرح در عرصه سیاسی کشور، اهدای جایزه باصطلاح حقوق بشر به منتظری یک هفته پیش از مرگش، همگی از اقدامات وی در مقطع پس از انتخابات سال ۸۸ بوده است ،لذا نقش مخرب نرگس محمدی در قتنه ۸۸ غیر قابل انکار می باشد و حرکت غیر دیپلماتیک خانم اشتون در راستای تهدید امنیت ملی نظام اسلامی و تکمیل پازل رسانه های غرب در تخریب جایگاه زنان در جامعۀ اسلامی  صورت گرفته است.

گفتنی است  با همۀ این اوصاف باید قطعۀ اصلی پازل را در خیز حامیان فمینیست سکولار و دارای مبانی  سیاسی تجدید نظر طلب در ورود خاموش به عرصه های مدیریت بزرگترین و معتبرترین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه تهران جستجو نمود، در روزهای اخیر شایعه پیشنهاد ریاست دانشگاه تهران به خانم الهه کولایی در رسانه های کشور مطرح شده است ، الهه کولایی در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است و علاوه بر عضویت در حزب منحل شده مشارکت، مدیرکل آموزش دانشگاه در سال های ۷۹-۱۳۷۶ و نماینده مجلس ششم بوده است .

لازم  به ذکر است خانم الهه کولایی پای ثابت بسیاری از نشست های فمینیستی و ضد اسلامی و همراهی با عناصری همچون شیرین عبادی،شهلا لاهیجی،نرگس محمدی .. می باشد، نشست هائی که با نادیده گرفتن آموزه های تشیع و اسلام خواهان پیوستن بی قید و شرط ایران به کنوانسیون ضد اسلامی رفع هرگونه باصطلاح تبعیض علیه زنان می باشد ،گرچه مشکل کنوانسیون به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسایل فرهنگی و اجتماعی به این تعارضات آشکار اسلامی محدود نمی‌شود و سیاست گذاری‌های کلان فرهنگی و اجتماعی کشور را به نفع مدرنیته و سکولاریسم جهت خواهد بخشید، اما همین حق تحفظ را نیز فعالان فمینیست نمی‌پذیرند و بر پذیرش بی‌قید و شرط کنوانسیون تأکید می‌کنند.

لذا پرسش اساسی در این امر نهفته است که سیر قهقهرائی رویکردهای جناب وزیر علوم در عرصۀ  انتصابات برای دانشگاه های کشور به ویژه دانشگاه تهران به کدام جهت منتهی می شود؟چرا در دولت مدعی اعتدال  و تدبیر رسماً پیشنهاد ورود طیف سکولار در رأس دانشگاه تهران مورد تأکید قرار می گردد؟ از این رو تهدید مهم در عرصۀ علم و دانش، ورود طیف سکولار  به عنوان پیاده نظام داخلی جنگ نرم استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل بر ضد امنیت نرم جمهوری اسلامی ایران می باشد ،بانیان و مروجان سکولاریسم که در جهت حاکمیت فرهنگ لیبرال دموکراسی در کشور و به ویژه در محیط علم و دانش در واقع از سوئی به مبارزه با اسلام می پردازند و از سوی دیگر تلاش می کنند تا با احیای تاریخ قبل از اسلام،ترویج ظواهر فرهنگ غرب و انسان محوری و نه خدا محوری ایدئولوژی  گفتمان حاکم را تغییر داده و ذائقۀ جدیدی را ایجاد و نهادینه سازند.

در تبیین مدعای فوق باید گفت خانم الهه کولایی از جمله مهمترین عناصردر طیف های دانشگاهی جریان سکولار می باشد، که بهمن ماه ۱۳۸۳ سلسله نشست هایی را با عنوان «برنامه اوراسیای مرکزی» در دانشگاه برگزار کرد و محصول آن، مرداد ۱۳۸۴ در کتاب «افسانه انقلاب های رنگی» به چاپ رسید؛ کتابی که بعدها به عنوان مرجعی برای طراحی پروژه «کودتای سبز» در ایران در اختیار ستاد مرکزی اصلاحات قرار گرفت.

جالب اینکه شخص کولایی نیز با عنوان «مسئول بخش بانوان» در این ستاد حاضر شد و از نزدیک اوضاع را زیر نظر گرفت. برپایه برخی اسناد، فیلم مستند یکی از کودتاهای رنگی نیز در ستاد مرکزی عملیات اصلاح طلبان به نمایش درآمد و با هدف به دست آوردن درکی جامع تر از سناریو، مورد بازبینی قرار گرفت .

الگویی که کولایی و همکارانش توانستند از انقلاب های رنگی استخراج کنند بر «نقش غیرقابل انکار» بنیاد «جرج سوروس» -پدر انقلاب های مخملی- و نیز دولت ها و رسانه های اروپایی  تاکید گردید.[۶]

حال پیشنهاد اخیر ریاست دانشگاه به الهه کولائی ابهامات فراوانی را پیش روی دغدغه مندان به علم و دانش  قرار می دهد،به راستی چگونه می توان پیوند ونزدیکی فکری خانم الهه کولایی  با شیرین عبادی و نرگس محمدی و شهلا لاهیجی و..را با امر خطیر ریاست دانشگاه تهران  و ضرورت تقویت آموزه های فرهنگی و انقلابی در محیط علمی کشور توجیح نمود؟به راستی پارادوکس میان واقعیات موجود در مبانی سکولاریستی و تجدید نظر طلبی  خانم الهه کولائی و لزوم تولید فکر  انقلابی و تقویت جبهۀ فرهنگی در عرصۀ علم و دانش چگونه قابل تصور می باشد؟و….

در خاتمه باید گفت رویکرد قدرت های استکباری در جنگ نرم  در مقابله با آموزه های اسلامی و ترویج برخی عناوین موهوم برای تحقیر ارزشهای خانوادگی و سنتی ایران،تضعیف هویت اسلامی، و انکار هویت انقلابی و ماهیت جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام دینی انجام می گیرد، که با غفلت برخی کج اندیشان مدعی اعتدال  و پیشنهاد مناصب مدیریتی به طیف سکولار در دانشگاه ها عجین شده است،از این رو تدوام روند مذکور و حمایت از مبانی سیاسی سکولاریسم در بدنۀ دانشگاه قطعا امر بنیادین  تولید محتوا و فکر انقلابی را مورد خدشه قرار خواهد داد، زیرا مبانی سکولاریسم در ضدیت و تناقض  کامل و همه جانبه با مبانی نظام سیاسی اسلام و فقه حکومتی در انقلاب اسلامی است،از این رو امید است وزارت علوم با تبعیت از منویات مقام معظم رهبری در راستای حمایت و به کار گیری افراد متعهد و انقلابی در محیط علم و دانش به ویژه در مناصب مدیریتی آن اقدام نماید.

انتهای پیام/