تاریخ انتشار خبر: ۱۱ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۰:۵۹:۳۰
کد مطلب : 63631
شهید محمد علی رهنمون؛

دست هایم را حنا بستم، تا از دست این دخترها راحت شوم!

محمد، هم به خاطر درسش و هم برای خطش خیلی معروف شده بود. اسمش سر زبان ها افتاده بود. خیلی از بچه های مدرسه دوست داشتند با او دوست بشوند.

 

محمد، هم به خاطر درسش و هم برای خطش خیلی معروف شده بود. اسمش سر زبان ها افتاده بود. خیلی از بچه های مدرسه دوست داشتند با او دوست بشوند. دور و برش همیشه شلوغ بود.

 

یک روز که آمد، دیدم دست هایش را حنا بسته است! تعجب کردم. به مسخره گفتم: محمد! این دیگر چه کاری است؟!

 

گفت:«این طوری کردم که از شر این دختر مدرسه ای ها راحت شوم؛ بگویند این پسر، اُمّل است و کاری به کارم نداشته باشند.»

جام نیوز