تاریخ انتشار خبر: ۲۱ , خرداد, ۱۳۹۴ | ۱۰:۲۰:۰۳
کد مطلب : 94706

رازگشایی منصوریان از کودتا علیه حجازی

شبی که برای آخرین بار ناصر حجازی روی نیمکت استقلال نشست ، قرار بود امیرقلعه نویی جای او را بگیرد اما ناگهان همه چیز عوض شد.

نشریه تماشاگران امروز در جدیدترین شماره خود گفت و گویی با علیرضا منصوریان ، سرمربی نفت داشته و منصوریان در بخشی از حرفهایش از شبی تاریخی در باشگاه استقلال گفته است . از سال ۸۶ و آخرین ماه هایی که فوتبال بازی کرد. او از شبی گفته که تصمیم مسئولان باشگاه کنار گذاشتن ناصر حجازی شد. این خاطره را بارها تعدادی از اعضای هیات مدیره گفته اند ، حتی می گویند قلعه نویی به این خاطر از منصوریان دلخور بوده است. فتح الله زاده هم به تازگی بعد از سال ها درباره اتفاقات آن شب سخن گفته بود اما حالا این بار منصوریان جزئیاتی کامل از آن شب را روایت کرده است. او که می گوید همیشه امیر قلعه نویی را به عنوان کاپیتان و مربی محترم شمرده از این گفته که چرا آن شب در دفتر فتح الله زاده نگذاشت آنها با برکناری حجازی ، قلعه نویی را که از تیم ملی کنار گذاشته بود به تیم بیاورند؛« در آن مقطع من طیفی بودم که می گفتیم نباید تابوی ناصر حجازی را شکست . او در ۳ بازی متوالی برده بود اما آن شب قرار بود قربانی اش کنند.در شبی که برای ناصر خان این اتفاق افتاد،فقط سه بازیکن با من به باشگاه آمدند. من کاپیتان بودم ،در اتوبوس تیم به همه هم گفتم که ناصر حجازی را به ناحق برمی دارند. ما سه برد داشتیم. فجر سپاسی، راه آهن و جام حذفی را  برده بودیم. من گفتم کاپیتانم هر کس با من می آید یا علی. دارم می روم از منافع ناصرخان دفاع کنم. وحید طالبلو، پژمان منتظری و پیروز قربانی که یار غار من بود با من آمدند. در اتاق فتح الله زاده دیدم ۶بشقاب چیدند، گفتم خب ۵نفر اعضای هیئت مدیره مهمان فتح الله زاده هستند. دم در هم آقای امیدوار رضایی را دیدم ،گفتم آقای دکتر تصمیم به جابجایی ناصرخان نگیرید. ایشان هم طیفی بود که واقعا حمایت کرد و اولین نفری هم بود که قبل از سرمربی شدن ناصرخان هم به خانه ایشان رفته بود. او آن شب سرمربی نماند اما باز یک جورهایی حرمتش حفظ شد.ایشان مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال شد . به حاجی فتح الله گفتم اگر شما این آدم را بردارید یک وجاهتش را زمین می زنید. پیشکسوت ها آسیب می بینند و تیم ما را از بین می برید .»

این چهار نفر از آن تیم ، آنهایی بودند که بعدها و بعد از فوت ناصر حجازی کمتر اسم شان کنار نامش آمد و دیگرانی که آن روز در اتوبوس بودند و سکوت کردند ، مدام از حجازی گفتند. منصوریان در این باره می گوید:«بعد ها که ناصر خان مریض شد، خیلی وارث عجیب غریب پیدا کرد. درحالی که  خانواده اش وارث مطلق او هستند آتیلا و آسیا و سعید رمضانی و نازی خانم که خودش یک مدیر بزرگ است.»

علیرضا در بخش های دیگری از این گفت و گو تاکید کرده به قلعه نویی احترام می گذاشته و دلیلش برای دفاع از حجازی ، مشکل داشتن با امیر نبوده است. او گفته است:«ناصرخان حجازی را با دبدبه و کبکبه و التماس و درخواست آوردند و شما نمی دانید چه انرژی مثبتی سر تمرینات ما بود امجدیه هر روز بعدازظهر تکان می خورد ما هم که بازیکن بودیم و داخل زمین بودیم آن شعر را برایش می خواندیم: ای ناصر حجازی… ای گلر طلایی… محبوب ما تاجیایی …من گفتم این کار را نکنید و حاجی هم تمکین کرد. من فقط برای نگه داشتن حرمت پیشکسون این خواسته را داشتم. بقیه بچه هایی که با من بودند هم همین طور. امیر هم می داند که چقدر برایش احترام قائلم و حتی بعد که آمد برادرانه با هم کار کردیم و تیم را قهرمان جام حذفی کردیم تا من خداحافظی باشکوهی داشته باشم. من فقط آن شب نمی خواستم بگذارم در آن کودتا ، حجازی را خرد کنند.»