تاریخ انتشار خبر: ۱ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۲:۳۹:۱۰
کد مطلب : 61320
تحلیلگر اصلاح طلب:

روحانی اگر با آب زمزم هم غسل کند راست افراطی به او اعتماد نمی‌کند!

در صورتی که آقای روحانی در مذاکرات هسته‌ای شکست بخورد مشکلات دولت صدبرابر خواهد شد. در این شرایط ما با دوحالت مواجه هستیم: اول اینکه دولت در حوزه داخلی به‌شدت تضعیف می‌شود و مخالفت‌ها نسبت به دولت افزایش پیدا می‌کند. دوم اینکه اگر طرف مذاکره‌کننده به این مساله پی ببرد که دولت آقای روحانی تمام تخم مرغ‌های خود را در سبد مذاکرات گذاشته است از این نقطه ضعف دولت استفاده کرده و مطالبات جدیدی را مطرح می‌کند.

 به گزارش عصر ابادان ، فیاض زاهد، استاد دانشگاه، نویسنده و تحلیلگر اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفته است:

– هر چقدر که طرفین نفس مذاکرات مستقیم را انکار کنند و اعلام کنند که مذاکره مقامات وزارت خارجه ایران و آمریکا منحصر به مساله پرونده هسته‌ای ایران است، باز نمی‌توان آینده روشنی را برای این پرونده متصور نشد. آمریکایی‌ها در گذشته فارغ از پرونده هسته‌ای ایران بارها با ایرانیان وارد تعامل و نامه‌نگاری شده‌اند. به تازگی هم آقای اوباما درباره مساله داعش با رهبر معظم انقلاب مکاتبه کرده است. هم‌اکنون ایران و آمریکا بدون اینکه سیاست‌های خود را اعلام کنند با دشمن مشترک داعش در حال جنگ در عراق هستند. به گمان من ایران و آمریکا در آینده به یک رابطه فوق استراتژیک خواهند رسید که هیچ کشوری در منطقه و هیچ کشوری در بین قدرت‌های جهانی در دورنمای خود نمی‌تواند به رابطه مستحکم ایران و آمریکا دست پیدا کند.

– هیچ رئیس‌جمهوری در تاریخ انقلاب به اندازه احمدی‌نژاد علاقه‌مند به رابطه با آمریکا نبود. احمدی‌نژاد این نکته را بارها در سخنرانی‌ها و در تریبون‌های عمومی بیان کرد. وی بارها به روسای جمهور ایالات متحده نامه‌های بدون پاسخ نوشت. احمدی‌نژاد رکورد حضور هشت ساله در نیویورک و سازمان ملل را به نام خود ثبت کرد و از هیچ فرصتی برای حضور در مجامع بین‌المللی چشم پوشی نکرد. نتیجه این حضور در عرصه بین‌المللی هم برای وی مهم نبود. وی هرچه بیشتر در مجامع بین‌المللی حضور پیدا می‌کرد مشکل هم بیشتر می‌شد. دوست و مشاور نزدیک وی آقای مشایی سخنانی را درباره دوستی با ملت رژیم صهیونیستی به زبان آورد که اگر یک اصلاح‌طلب این سخنان را به زبان می‌آورد، طایفه اصلاح‌طلبی را از بیخ و بن از جا می‌کندند.

– مشایی و احمدی‌نژاد به معنای واقعی کلمه اصولگرا بودند. این یک رفتار خلاف اخلاق سیاسی است که عده‌ای هم‌اکنون عنوان می‌کنند که وی و مشایی اصولگرا نبوده‌اند. احمدی‌نژاد حاصل اجماع جریان راست افراطی بود. همین احمدی‌نژاد اصولگرا بیشترین اشتیاق را برای رابطه با آمریکا از خود نشان می‌داد. از سوی دیگر در آمریکا هم تمایل ارتباط با ایران همواره قدرتمند بوده است. این تمایل در اغلب موارد البته با پاسخ‌های منفی در ایران روبه رو شده است.

– نهادهای تصمیم‌گیر در ایران معتقد بودند که شرایط ایجاد گفتمان و گفت‌وگو با آمریکا فراهم نشده است. امروز اما به نظر می‌رسد شرایط تغییر پیدا کرده است. رهبر معظم انقلاب عنوان کرده‌اند که این گفت‌وگو‌ها تنها در زمینه مذاکرات هسته‌ای خواهد بود.

– این مساله هم طبیعی است که جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند که آقای اوباما موفق به مصالحه با ایران نشود. جمهوری‌خواهان بیش از هرکسی به این مساله آگاهی دارند که مصالحه آقای اوباما با ایران بیش از هرمساله‌ای می‌تواند زمینه‌ساز ورود دوباره دموکرات‌ها به کاخ سفید باشد. در عین حال اگر تصور کنیم که اگر جمهوری‌خواهان دولت آمریکا را به دست بگیرند بلافاصله هواپیماهای خود را برای حمله به ایران گسیل می‌دارند دچار باور غلطی شده‌ایم. آمریکا امروز در وضعیت جنگی قرار ندارد. در دوران جورج بوش آمریکایی‌ها بالغ بر۲۵۰هزار سرباز در اطراف کشور ما داشتند. اما امروز شاید بیش از دو سوم از این سربازان منطقه را ترک کرده‌اند. با تمام این اوصاف معتقدم وضعیت بحرانی منطقه خاورمیانه و بویژه وضعیت خطرناک وکم نظیر عراق و سوریه که از سوی گروه‌های تروریستی مورد حمله قرار گرفته‌اند یک افق فوق استراتژیک را برای ایران و آمریکا تداعی کرده است.

– دولت آمریکا متوجه شده است که حل برخی از مشکلات مانند مناقشه هسته‌ای با ایران بیش از آنکه در حیطه اختیارات یک رئیس‌جمهور یا دولت در ایران باشد در اختیار رهبر معظم انقلاب است. لذا آنها به جای آنکه خودشان را با احمدی‌نژاد سرگرم کنند، تصمیم گرفتند که با رهبر معظم انقلاب مکاتبه داشته باشند. تصمیمی که منطقی و صحیح هم بود.

– اگر آمریکا در حل پرونده هسته‌ای ایران در هفت ماه آینده حسن نیت بیشتری نشان دهد به تغییر فضای سیاسی در ایران کمک خواهد کرد. گره بلندمدت این رابطه مساله فلسطین است. آمریکا باید تکلیف خود را در رابطه با  اسرائیل روشن کند که به نظر من در حال حاضر در اندیشه چنین کاری هم است. سال‌هاست که آمریکایی‌ها تصمیم گرفته‌اند که بدون پیش شرط و با هزینه‌های گزاف از اسرائیل حمایت کنند. آمریکا بابت حمایت از اسراییل هزینه‌های سنگین مالی را متحمل می‌شود و از نظر افکار عمومی جهان هم هزینه‌های روانی و معنوی بدون محاسبه‌ای را پرداخت می‌کند. اگر آمریکا بخواهد در منطقه خاورمیانه رنگ آرامش و صلح دیده شود و به جای فروش اسلحه، شرکت‌های نفتی، اقتصاد نابسامان آمریکا را سامان بدهند باید مساله اسراییل در این منطقه برای همیشه حل شود. دولت آمریکا در پنجاه سال آینده باید برای همیشه از خاورمیانه بیرون برود. دولت آمریکا باید از خاورمیانه به سمت حوزه اقیانوس آرام و حوزه پاسیفیک نقل مکان کند و آرایش جدیدی را آغاز کند.

– اشتباه نشود. من قصد ندارم عنوان کنم که ایران به عنوان ژاندارم آمریکا در منطقه خاورمیانه تبدیل خواهد شد. این خاصیت ژئوپلیتیکی ایران است که نقش رهبری را به این کشور در منطقه خاورمیانه می‌دهد. ایران امروزدرلبنان، سوریه، عراق، یمن، افغانستان و بیشتر کشورهای منطقه نقش مهمی را بازی می‌کند. دلیل این مساله به تاریخ و گذشته ایرانیان بازمی‌گردد. تمامی این مناطق زمانی جزئی از خاک ایران بوده‌اند. این یک کاریکاتور و تصویر نیست و بلکه یک واقعیت تاریخی است. دیگر کشورهای منطقه این اعتماد به نفس تاریخی را ندارند که بتوانند در اغلب کشورهای خاورمیانه نقش تاثیرگذاری داشته باشند.

– من دوست دارم این پیام من به گوش آقای رئیس‌جمهور برسد. پیام من این است: “آقای روحانی در بخش داخلی هویت و شناسنامه ندارد”. این بزرگ‌ترین خطری است که دولت روحانی را تهدید می‌کند. آقای روحانی به تنهایی بار هویت و شناسامه دولت خود را به دوش می‌کشد. یعنی هویت حسن روحانی همان هویت دولت شده است. درحالی که این‌بار را باید وزارت کشور به دوش بکشد. این یک خطای استراتژیک است که بخش اعظم استانداران، فرمانداران و مدیران کل دولت تدبیر و امید، عطر و بوی آقای روحانی را نمی‌دهند. این مدیران بیش از آنکه نماینده سیاسی دولت باشند گاه نماینده یک فرایند خنثی هستند. هیچگاه نباید به نیروهای سیاسی فرصت‌طلب اعتماد کرد. آقای روحانی گمان نکند با انتخاب چهره‌های خنثی هزینه سیاسی دولت خود را کاهش می‌دهد و مسیر هموارتری خواهد داشت.

– در صورتی که آقای روحانی در مذاکرات هسته‌ای شکست بخورد مشکلات دولت صدبرابر خواهد شد.  در این شرایط ما با دوحالت مواجه هستیم: اول اینکه دولت در حوزه داخلی به‌شدت تضعیف می‌شود و مخالفت‌ها نسبت به دولت افزایش پیدا می‌کند. دوم اینکه اگر طرف مذاکره‌کننده به این مساله پی ببرد که دولت آقای روحانی تمام تخم مرغ‌های خود را در سبد مذاکرات گذاشته است از این نقطه ضعف دولت استفاده کرده و مطالبات جدیدی را مطرح می‌کند. در نتیجه فشار خود را در مذاکرات افزایش می‌دهد و به دنبال گرفتن امتیازات بیشتر خواهد بود. اینجاست که آقای روحانی در یک بن‌بست قرار می‌گیرد که نه می‌تواند به جلو برود و نه قادر خواهد بود به عقب بازگردد.

– آقای روحانی باید تا آنجا که امکان پذیر است حوزه داخلی را از حوزه خارجی جدا کند. هویت داخلی دولت آقای روحانی مشخص نیست. دولت احمدی‌نژاد یک هویت مشخص و تعریف شده داشت. دولت خاتمی و هاشمی هم دارای هویت و شناسنامه بودند. دولت آقای روحانی اما بی‌رنگ‌ترین و بدون شناسنامه‌ترین دولت بعد از انقلاب در زمینه داخلی بوده است. احمدی‌نژاد از برکناری وزیری که یک ماه قبل کار خود را شروع کرده و افکارش با وی همخوانی نداشت هیچ گونه ابایی نداشت.

– آقای روحانی در یک سوءتفاهم قرار گرفته است. چه کسی عنوان کرده که آقای روحانی برای انتخاب مدیران خود باید با نمایندگان مجلس مشورت کند؟ کجای قانون چنین چیزی ذکر شده است؟ احمدی‌نژاد در این زمینه کار خوبی انجام می‌داد. کار خوب را باید گفت.  نباید جناحی و جریانی به مسائل نگاه کرد. احمدی‌نژاد به قوه مجریه اقتدار داده بود. هماهنگی با مجلس خوب است اما با یک مجلس هماهنگ و همسو و نه یک مجلس مخالف. تلاش برای هماهنگی با یک مجلس مخالف باعث خنثی شدن عملکرد و کند شدن برندگی دولت خواهد شد. این مساله ممکن است به شکست کلی دولت روحانی منجر شود. آقای روحانی باید بداند که اگر با «آب زمزم» هم خودش را غسل بدهد جریان راست افراطی به وی اعتماد نخواهد کرد.

منبع: صراط