تاریخ انتشار خبر: ۵ , فروردین, ۱۳۹۳ | ۱۳:۵۶:۴۵
کد مطلب : 21647

ریشه اشتباه محاسباتی دولت درباره امنیت جنوب شرق به کجا باز می‌گردد؟نتیجه نگاه سیاسی به امنیت جنوب شرق در دولت تدبیر و امید چیست؟/ وقتی حمایت از مروجان وهابی‌گری راه برقراری امنیت سیستان و بلوچستان تشخیص داده می‌شود!

حوداث امنیتی در جنوب شرق مسئله ای تازه ای نیست، در این سالها با کار مشترک سرویس اطلاعاتی عربستان، امریکا، اسرائیل و گروه های تکفیری در سیستان و بلوچستان شاهد ناامنی ها و اقدامات تروریستی متعددی بوده است.

به گزارش عصر آبادان به نقل از رجانیوز، رشد گروه های تکفیری مانند القاعده و طالبان در افغانستان و پاکستان و پیوستن برخی افراد فریب خورده در داخل کشور به این گروه ها ریشه اصلی ناامنی های جنوب شرق محسوب می شود. در این میان غفلت از نظارت برخی حوزه های علمیه اهل سنت در سیستان و بلوچستان که حیات خلوتی برای تندروهای مذهبی درس خوانده پاکستان و هم نشینی با طالبان و القاعده بود در این سالها نیز به صورت نرم افزاری افراط گریی مذهبی را در برخی حوزه های مذهبی و اجتماعی جنوب شرق رشد داده است.

 111862

 البته مردم اهل سنت در سیستان و بلوچستان از افراط گریی به دور بوده اند و با وجود سالها غفلت مسئولین فرهنگی عوام اهل سنت تلاش می کنند که فرزندانشان را از آسیب های افراط گریی مذهبی دور نگه دارند. بگونه ای که با وجود هزینه کردن هزاران دلار گروه های تروریست وهابی در جنوب شرق نتوانسته اند در یارگیری موفق باشند.

با این وجود علی یونسی معاون اقوام رئیس جمهور که این روزها روابط نزدیکی با برخی محافل تندرو مذهبی مانند مسجد مکی در زاهدان برقرار کرده است در مصاحبه ای اعلام می کند که در کشور تکفیری وجود ندارد! پاک کردن صورت مسئله ریشه ناامنی ها در جنوب شرق توسط حجت الاسلام یونسی که سابقه وزارت اطلاعات دولت اصلاحات را دارد چگونه باید تفسیر کرد؟! این در حالی است که استاندار سیستان و بلوچستان نیز در دیدارهای متعددی رسانه ای این استان را توصیه می‌کند که به جای گروه های وهابی و ترویست از واژه ” خرده اشرار” استفاده کنند!

رمزگشایی از این مسئله چندان سخت نیست، به نوشته ذیل با تامل بیشتری دقت کنید:

پس از آنکه گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی در ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ با انجام جنایت وحشیانه تاسوکی اولین حادثه امنیتی خود را انجام داد، ابتدا تلاش کرد با عملیات روانی موجی از ترس و وحشت را در جامعه ایجاد کند و در ادامه‌ی آن، با ادبیاتی مذهبی-تکفیری در پی مشروعیت جنایات خود برآمد؛ از آن تاریخ  به بعد توجه تحلیل گران مسائل امنیتی در حوزه سیستان و بلوچستان به سمت مراکزی جلب شد که بیشترین تاثیر را بر عقاید اهل تسنن این استان داشتند و این سوال مطرح شد که چه فضای دینی و مذهبی زمینه پرورش چنین افرادی بوده است؟ چون در تاسوکی تروریست ها فقط به جرم شیعه بودن انسان کشتند و کودک و بزرگ فرقی نداشت، تنها جرم نوع مذهب بود.

 115183

با این وجود برخی از مراکز مروج وهابی گری که از نظر مردم – با وجودی که بین مردم اهل سنت و تروریست ها تفاوت قائل بودند-، در این قضیه، متهم ردیف اول برای ترویج افراط گریی بودند؛ سعی بر آن داشتند که خود را بیگناه جلوه داده و ریشه‌ی این ناامنی‌ها را به عواملی غیر از « وهابی گری و افراطی‌گری مذهبی» حواله می‌دادند.

 این در حالیست که خون‌هایی که در حوادث تروریستی سالهای گذشته در استان ریخته شده بود وتوجه به ادبیات مسببین آن، این پیش فرض را به وجود آورد که دلیل اصلی کشتار مردم در جنایت بزرگ تاسوکی و جنایات پس از آن، چیزی به جز نفوذ و گسترش افکار افراطی مذهبی در بین برخی جوانان ناآگاه نمی‌باشد.

در این میان قانون نظارت بر حوزه های علمیه که تنها امید مردم استان برای خشکاندن افراط گریی بود نیز با هوچی‌گری های افراطیون مذهبی هیچ گاه عملیاتی نشد و این مراکز مذهبی هیچگاه پستوهای اعتقادی خود را به خاطر ترس از رسوایی به روی ناظرین نگشودند.

پس از سالها از حادثه غم انگیز تاسوکی و موضع گیری جریان مکی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ ؛ شواهدی مشاهده می‌شود که هدف آن به غفلت کشاندن دستگاه‌های امنیتی است نکته قابل تامل آنکه معاونت اقوام و مذاهب ریاست جمهوری نیز خواسته و یا ناخواسته از این جریان حمایت می کند.

از سوی دیگر گروه های تروریستی ریشه تمام مسائل امنیتی و تمام کشتار اهالی استان در این چند ساله، اعمال تبعیض علیه اهل سنت استان معرفی می‌کند و در سایه این ادعا وجود مراکز القاء و گسترش تفکرات تکفیری و وهابی در استان به کل انکار  و نادیده گرفته می شود. در حالی که این دو موضوع از هم جداست!

در یک نگاه دقیق، بر فرض صحت، وجود تبعیض و بیکاری باعث ایجاد پایگاه مردمی برای تروریست‌ها و ترغیب مردم بی‌گناه به سمت تروریست‌ها می‌شود ولی به خودی خود باعث نمی‌شود که عده ای عقاید خود را تغییر داده و به سمت تکفیر شیعیان بروند.

 حال آنکه خیلی از این احساس تبعیض‌ها القایی و مصنوعی است و واقعی نیست. به عنوان مثال با وجودی که در دولت گذشته بلوچستان در اوج توجه مسئولین بود ولی با این حال ناامنی ها باز هم وجود داشت و در این دولت هم که بالاترین سبد رای را از مردم اهل سنت دارد و در واگذاری مسئولیت ها به مردم اهل سنت توجه ویژه دارد،  ادامه جنایات و ترویج افراط گریی همچنان دیده می شود.

این مسئله نشان می دهد که ریشه و علت اساسی ناامنی‌ها در سیستان و بلوچستان ریشه در عقاید جریان تکفیری دارد اما برخی مسئولین در صدد آن هستند که عامل اصلی حوادث تروریستی را علت دیگری بیان کرده و به مردم آدرس اشتباه بدهند.

تحلیل اشتباه این دسته از مسئولین تا آنجایی پیش رفته است که استاندار سیستان و بلوچستان نیز در سخنرانیهای متعدد، تروریست­هایی را که دستشان تا مفرق به خون مردم بی گناه آغشته هست را «خرده اشرار» می نامند. مطمئنا علی اوسط هاشمی که تجربه امنیتی در کردستان و فرمانداری تهران هم دارند به تفاوت بین دو مفهوم « شرور» و «تروریست» آن هم با انگیزه‌ی مذهبی واقف هستند ولی با این حال سعی در تخفیف انگیزه‌ی تروریستها از یک انگیزه‌ی «اعتقادی» به یک انگیزه‌ی «اجتماعی»، با به کار بردن لفظ خرده اشرار هستند.

به نظر می‌رسد این نگاه غلط دولت به جریان افراطی مذهبی در پوشاندن علت واقعی و اصلی ناامنی‌ها در استان، اگر به خاطر برخی کج اندیش ها و اغراض امنیتی نباشد ناشی از نیازی است که برخی نااهلان برای نیازمند نشان دادن دولت یازدهم به سبد رای این جریان مذهبی افراطی در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری تعریف می کنند.

 111864

این گزاره زمانی تقویت می شود که تاکنون در دولت یازدهم هیچ تلاشی معناداری در جهت اجرای قانون بر زمین مانده نظارت بر حوزه‌های علمیه اهل سنت دیده نشده است؟ از سوی دیگر حتی برخی مشاورین چهره های تندور که پدر معنوی جریان تروریستی در سیستان یاد می شود هم اینک مسئولیت های مهمی در استانداری سیستان و بلوچستان بر عهده گرفتند.

باید منتظر ماند و دید که دولت تدبیر و امید، برای نهادینه کردن امنیت در مرزهای استان سیستان و بلوچستان چقدر اهمیت قائل است. این در حالی است که برخورد قاطع با مروجین جریان فراطی گری در این استان که حتی برخی از نزدیکان این افراد به دلیل ارتباط با سرویس های جاسوسی بیگانه و دریافت پول از عربستان سعودی برای ترویج افکار  وهابی مجازات شده اند، می تواند یکی از عوامل اصلی ریشه کن کردن حوادث تروریستی باشد.

واگذاری پست های دولتی و امتیازات سیاسی و اقتصادی به افرادی که تفکر وهابی گری را در استان سیستان و بلوچستان تبلیغ می کنند نه تنها سبب فروکش کردن اقدامات تروریستی می شود بلکه این افراد برای به دست آوردن امتیازات بیشتر، فعالیت های تروریستی خود را شدت می بخشند.

  1. خوش بین می‌گه:

    سلام
    یادتون۴۰نفرتوسوریه اسیرشدن
    هرچندطولانی شداسارتشون ولی بسلامت بازگشتن به مملکت
    مابه مجلسی نیازداریم
    که بتواندرای عدم کفایت صادرکند
    مسولین محترم تا کی قراره باج بدند؟