تاریخ انتشار خبر: ۲ , مهر, ۱۳۹۳ | ۱۶:۴۲:۳۴
کد مطلب : 46298

زنگ خطرهایی به نام مردان و زنان خیابانی

وجود مردان متاهل خیابانی در جامعه زنگ خطری است که نشان از فروپاشی نظام خانواده دارد و از سوی دیگر افزایش زنان خیابانی نیز نشان از ناکارامدی نظام تامین اجتماعی در حمایت از زنانی است.

 
 
زنگ خطرهایی به نام مردان و زنان خیابانی

 

 وجود مردان خیابانی در جامعه واقعیت تازه‌ای نیست اما موضوعی که کمتر مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته و شمشیر تیز جامعه همیشه به روی زنان خیابانی نشانه گرفته شده در حالی که حلقه مفقوده این ناهنجاری در جای دیگری است؛ بر همین اساس کالبد شکافی پدیده زنان خیابانی بدون توجه به وجود مردان خیابانی تحلیل یک معلول بدون علت است.

 
نوع‌طلبی و هرزه‌گردی یکی از ویژگی‌های مردانی تلقی می‌شود که در چارچوب رفتارهای منطقی و متعارف جامعه به ارضای نیازهای خود نمی‌پردازند و این گونه تبیین می‌گردد که اگر مردان تنوع طلب نباشند روسپی‌گری در جامعه گسترش نمی‌یافت.
 
با توجه به بررسی‌های به عمل آمده، اکثریت مردان خیابانی را افراد متاهلی تشکیل می‌دهند که دارای ساختار خانوادگی فرو پاشیده و نابسامان هستند که در واقع به علت افزایش طلاق پنهان در نهاد خانواده شاهد آن هستیم که اکثر مردان و زنانی که در شرایط مسئله‌وار در زیر یک سقف زندگی می‌کنند، به سوی شریک جنسی مختلف می‌روند که از دید جامعه‌شناختی جای تامل فراوان دارد.
 
به عبارت دیگر واقعیت موجود که به عنوان خیانت به همسر نیز تلقی می‌شود به خودی خود علت‌العلل پیشینی نیست و خود این پدیده، معلول بستر اجتماعی و خانوادگی است که در واقع، واکنش در جهت پاسخ به نیاز جنسی، به صورت ناهنجاری و هرزه‌گردی خودنمایی می‌کند اما علت وقوع آن، به درستی فهم نشده است که به همین خاطر وضعیت نابسامانی را که از مردان خیابانی توصیف شده از جنبه روان‌شناختی خارج شده و به علت مرضی شدن، به مسئله اجتماعی تبدیل شده است که بایستی با رویکرد جامعه‌شناختی به آن پرداخت.
 
بدیهی است که این مردان نیز همانند زنان قربانی یک وضعیت پیشینی هستند و این پدیده ناهنجاراجتماعی در مختصات یاد شده طبیعی‌ترین پاسخ، به خلاء جنسی است که بر مردان و گا‌هاً بر زنان تحمیل شده است.
 
این قبیل مردان متاهل که تعدادشان کم نیست با زنانشان در زیر یک سقف به سر می‌برند و آن چیزی را که در حریم خانه پیدا نمی‌کنند، در خیابان جست‌وجو می‌کنند که این قاعده در مورد زنان نیز صادق است و از سوی دیگر هنجارمندی بعضی از مردان و زنان که به شکل خویشتن داری اخلاقی نمودار می‌شود که در واقع نشان از خانواده سالم وارضاء نیازهای اساسی در حریم خانه است و این یک واقعیت بدیهی است که اگر به این نیاز اساسی افراد در چارچوب نظام خانواده پاسخ مناسبی داده نشود، به شکل مردان خیابانی متبلور می‌شود.
بر همین اساس تفاوت عِلی بین واکنش زن و مرد خیابانی در این نکته نهفته است که در مردان کشش سائقی از نوع جنسی است و در زنان نیز بیشتر نیازهای زیستی و مادی می‌باشد؛ بنابراین هر یک از زنان و مردان خیابانی به دنبال چیزی هستند که رفع آن نیاز را ضروری تلقی می‌کنند.
 
از سوی دیگر ذکر این واقعیت الزام‌آور است که کشش سائقی در مردان به علت ساختار فیزیولوژی متفاوت، از شدت بیشتری برخوردار است که این امر از نظر علمی می‌تواند افزایش تقاضا از سوی مردان را تبیین کند.
 
نکته‌ای که در آسیب‌شناسی این ناهنجاری مسئله‌ساز است، تبیین نادرست و زدن برچسب به افرادی است که خود معلول و قربانی یک شرایط نابسامان هستند که جامعه آنان را به عنوان علت‌العلل نابسامانی تلقی کرده است که در واقع اتمیزه دیدن واقعیت‌های اجتماعی است و آن واقعیتی که خود معلول و آسیب اجتماع است به عنوان علت نابسامانی تلقی شده است.
 
در صورتی که بایستی با رویکرد کل‌نگر و نه صرفاً جنسیتی به این واقعیت نگریست و اگر از منظر زنانه به این پدیده بنگریم و به نیاز زیستی زنان اصالت دهیم و نیاز جنسی مردان را به تنوع‌طلبی تقلیل دهیم، دچار سطحی‌نگری خواهیم شد و همچنین شاهد استمرار و پدیدآیی زنان و مردان خیابانی خواهیم بود و انتظار سرکوب این نیاز درقالب خویشتن‌داری اخلاقی نیز کارساز نخواهد بود.
 
ذکر این نکته نیز قابل توجه است که یکی از مهم‌ترین عامل طلاق در شرایط امروزی ایران، خلاء جنسی برای زنان و مردان است و به علت تابو نگریستن به نیازهای جنسی، پرداختن به این نوع مباحث به عنوان شرم و حیا تلقی می‌شود و در ذکر علت طلاق، عدم پاسخگویی به نیازهای جنسی، در قالب نداشتن تفاهم اخلاقی نمود پیدا می‌کند که ضرورت پرداختن به این متغیر اجتماعی الزام‌آور به نظر می‌رسد.
 
بر همین اساس وجود مردان متاهل خیابانی در جامعه زنگ خطری است که نشان از فروپاشی نظام خانواده دارد و از سوی دیگر افزایش زنان خیابانی نیز نشان از ناکارامدی نظام تامین اجتماعی در حمایت از زنانی است که به هر علت مورد طرد اجتماعی قرار گرفته‌اند که به شکل آسیب‌های اجتماعی و در قالب زنان خیابانی و تن فروش، در حلقه بازتولید و استمرار این ناهنجاری اجتماعی قرار می‌گیرند.
 
منبع: رویکرد
انتهای پیام