تاریخ انتشار خبر: ۲۲ , اردیبهشت, ۱۳۹۴ | ۱۵:۴۵:۵۷
کد مطلب : 88120

ساختار عجیب قدرت و نتایج شگفت‌انگیز انتخابات در بریتانیا

در حال حاضر سیستم دوپارلمانی (Two-house) در بریتانیا حاکم است. بیشتر اعضای مجلس اعیان را ملکه منصوب می‌کند، یعنی مردم در تعیین آن‌ها حق دخالت ندارند. از سویی دیگر توجه به ریز آمار انتخابات اخیر مجلس عوام حقیقت عجیب و غریبی را آشکار می‌کند.

به گزارش  عصر آبادان  ،گفته می‌شود سابقه تشکیل پارلمان در بریتانیا به ۷۵۰ سال پیش بازمی‌گردد. سیاستمداران این کشور بسیارعلاقه دارند که نظام پارلمانی خود را یکی از قدیمی‌ترین نظام‌های پارلمانی در جهان بنامند. اگرچه در این ۷۵۰ سال هم این پادشاهان بودند که حرف اول و آخر را برای مردم این کشور می‌زدند و هنوز هم در قرن بیست و یکم، ملکه نقشی مهم در ساختار سیاست‌گذاری بریتانیا دارد.
در آخرین انتخابات پارلمانی در بریتانیا که روز پنج‌شنبه (۱۷ اردیبهشت۹۴، ۷ می ۲۰۱۵) برگزار شد حزب محافظه‌کار با کسب ۳۳۱ کرسی، اکثریت مجلس عوام را به دست آورد و پس از آن “دیوید کامرون” رهبر محافظه‌کاران به کاخ باکینگهام رفت تا ملکه الیزابت دوم فرمان تشکیل دولت را برایش صادر کند.
به این بهانه بر ساختار قدرت در بریتانیا و نقاط ضعف و قوت انتخابات اخیر در این کشور، گذری خواهیم داشت.
ساختار قدرت در بریتانیا؛ پارلمانی یا سلطنتی و پادشاهی؟
رسانه‌ها و دولت‌های بریتانیا می‌کوشند نظام سیاسی و حکومتی خود را پارلمانی معرفی کنند و با برجسته کرده نقش مردم، نقش ملکه یا پادشاه را تشریفاتی تبلیغ نمایند. اما حقیقت ماجرا چیست؟
مروری بر نظام سیاسی بریتانیا حقیقت ماجرا را برای ما آشکار می‌کند.
در حال حاضر سیستم دوپارلمانی (Two-house) در بریتانیا حاکم است: مجلس عوام (House of Commons) و مجلس اعیان (House ol Lords) که هر دو هم قانونگذاری می‌کنند و هم بر عملکرد دولت نظارت دارند. قوانینی که در هر یک از این مجالس تصویب می‌شود باید در مجلس دیگر هم مورد تأیید قرار گیرد.
مجلس اعیان بریتانیا
بیشتر اعضای مجلس اعیان را ملکه منصوب می‌کند، یعنی مردم در تعیین آن‌ها حق رأی ندارند. تعداد معدودی از این افراد در جلسه داخلی خود این مجلس با نظر منصوبان ملکه تعیین می‌شوند و چند اسقف کلیساهای اعظم نیز در جلسات شرکت می‌کنند. به هر حال این ملکه است که در تعیین افراد این مجلس حرف اصلی را می‌زند.
در حالی‌که رسانه‌ها و دولت‌های انگلستان تلاش می‌کنند دموکراسی در این کشور را نمونه معرفی کنند اما مجلس اعیان که رأی مردم در آن نقشی ندارد اختیارات گسترده‌ای دارد. این مجلس حتی عالی‌ترین دادگاه نیز به شمار می‌آید و اعیان حقوقدان این مجلس در پرونده‌های قضایی نظر نهایی می‌دهند.
لردهای منصوب ملکه فقط از دو کار محرومند: نمایندگی برای مجلس عوام، دخالت در قوانین مالیاتی و تقاضای حقوق(به جز لردهای حقوقدان و برخی صاحبان مناصب دفتری).
مجلس عوام بریتانیا
در نظام سیاسی بریتانیا، مردم تنها می‌توانند اعضای مجلس عوام را تعیین کنند. به ازای هر ۶۰ هزار نفر یک حوزه انتخاباتی و یک نماینده وجود دارد.
این نظام بر مبنای اکثریت نسبی است و در هر حوزه انتخاباتی، نامزدی که بیش از رقبایش رأی آورده باشد یک کرسی به دست می‌آورد و نماینده پارلمان می‌شود. این نامزد لازم نیست اکثریت مطلق آراء مردم را کسب کند.
رهبر حزبی که اکثریت مطلق یعنی نصف بعلاوه یک  (۳۲۶ کرسی) از کرسی‌های پارلمان را به دست آورد، نخست‌‌وزیر می‌شود.
از کنار این سیستم پادشاهی در بریتانیا که مجلس اعیان نقش برجسته‌ای در آن دارد که بگذریم بررسی نقاط ضعف و قوت انتخابات اخیر مجلس عوام نیز می‌تواند مفید باشد:
*** نقاط ضعف انتخابات مجلس عوام
۱٫ نقص سیستم انتخاباتی بریتانیا
یکی از ایرادها به این سیستم تمرکز بیش از اندازه بر دو حزب محافظه‌کار و کارگر است. این نظام انتخاباتی به طور سنتی دوحزبی است و این دو حزب هستند که در طول عمر نظام پارلمانی این کشور همه کاره بوده و هستند و احزاب کوچکتر مجال چندانی برای عرض اندام پیدا نمی‌کنند.
اشکال به قدری آشکار است که حتی شبکه دولتی بی بی سی هم نتوانست از کنار این ایراد بزرگ بگذرد: «سیستم فعلی انتخاباتی بریتانیا که احزاب کوچکتر را به اندازه کافی وارد پارلمان نمی‌کند، منتقدان زیادی دارد.»
از سویی دیگر توجه به ریز آمار انتخابات اخیر حقیقت عجیب و غریبی را آشکار می‌کند.
حزب محافظه‌کار با تنها ۳۶ درصد آراء، ۳۳۱ صندلی نمایندگی مجلس عوام را برای خود کنار گذاشت و دیگر حزب بزرگ؛ یعنی کارگر، با ۳۰درصد آراء مردم به ۲۳۲ صندلی رسید اما به حزبی با ۱۲درصد آراء، یک صندلی مجلس داده شد!
حزب UKIP  با کسب ۱۲٫۶% ( یعنی ۳٫۸۸۱٫۱۲۹ رأی) تنها توانست یک کرسی در مجلس عوام به دست آورد. اما از سویی دیگر حزب لیبرال دموکرات(Liberal Democrat)  با ۷٫۹% (یعنی ۲,۴۱۵,۸۸۸ ) توانست ۸ صندلی به دست آورد.
از این بدتر آنکه حزب سوسیال دموکرات و کارگر (Social Democratic & Labour Party) با تنها ۰٫۳% (۹۹ هزار رأی) توانست ۳ کرسی را در اختیار خود گیرد. حزب سبز (Green Party) هم با ۳٫۸% آراء یک نامزد در پارلمان خواهد داشت.
این امر که با هیچ منطقی سازگار نیست نشان‌دهنده عدم رعایت توازن میان آرای مردم و تعداد کرسی‌های احزاب و درنتیجه ناکارآمدی سیستم انتخاباتی بریتانیاست.
۲٫ بی‌توجهی به سیاست خارجی
هنگام تبلیغات انتخاباتی، نامزدها کمتر از سیاست خارجی سخن می‌گویند. نه احزاب برنامه خاصی برای سیاست خارجی ارائه می‌کنند و نه مردم چندان از آن سخن می‌گویند.
یکی از ضعف‌های عمده در بریتانیا که در هنگام انتخابات بیشتر نمایان می‌شود این است که سیاست خارجی بریتانیا در مسائل مهم بین‌المللی معمولا با سیاست خارجی آمریکا همراه است و احزاب و نامزدها تلاشی نمی‌کنند تا از این دنباله‌روی صرف دور شوند.
۳٫ تبلیغات کلیشه‌ای همراه با تمسخر و توهین به دیگر نامزدها
نامزدها و رهبران احزاب در سال‌های گذشته به صورت تصنعی تلاش کرده‌اند خود را مردمی نشان دهند. به عنوان نمونه دیوید کامرون رهبر محافظه کاران که در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شده برای آنکه مردم را تحت تأثیر قرار دهد و در انتخابات سال ۲۰۱۰ پیروز شود از اعضای حزبش خواست مانند مردم عادی لباس بپوشند و طرز رفتار و صحبت کردنشان را هم عوض کنند. وی برای آنک خود را دوستدار محیط زیست نشان دهد به قطب شمال رفت و سوار بر سورتمه شد و عکس و فیلم گرفت.
در انتخابات ۲۰۱۵ نیز انتشار عکس‌هایی از نامزدها در مهدکودک‌ها، پارک‌ها و ورزشگاه‌ها خبرساز بود. برخی از نامزدها به بره‌های یتیم غذا دادند و عکس گرفتند، دیگری آبجو به زمین می‌ریخت و آن دیگری به بازی بولینگ رفت.
دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا هم سر صحنه سریال “بازی تاج و تخت” حاضر شد و  به مزرعه‌ای در آکسفوردشایر رفت و به یک بره یتیم شیر داد تا به گفته خودش در توییتر “خستگی کارهای انتخاباتی” را از تن خارج کند. “نیک کلگ” معاون نخست‌وزیر بریتانیا از یک جوجه‌تیغی ناخوش عیادت کرده، دیوار رنگ زده و بولینگ بازی کرد.
اد میلیبند رهبر حزب کارگر به همراه همسرش در یک آشپزخانه محقر فیلم و عکس گرفت اما بعد مشخص شد که این آشپزخانه دوم اوست و آشپزخانه اصلی، شیک و پرهزینه است.
پرفسور “تِمپل” در گفتگویی با بی بی سی با انتقاد از این شیوه، می‌گوید: «مردم ابله نیستند. آنها گول یک عکس را نمی‌خورند و چیزهای دیگری را معیار قرار خواهند داد. این ایده که آن‌ها به کسی رای می‌دهند که در حین غذا دادن به یک بره خوش‌قیافه‌تر باشد یک ایده خنده‌دار است.»
البته سخن وی درست از آب درنیامد و مردم به دیوید کامرون رأی دادند.
۴٫ نظرسنجی های نادرست
نتیجه آرا همه را شوکه کرد. بار دیگر نتیجه آراء با نظرسنجی‌ها متفاوت داشت.
در نظرسنجی‌هایی که پیش از انتخابات شده بود همه می‌گفتند که هیچکدام از احزاب به تنهایی و بدون ائتلاف نمی‌توانند پیروز شوند اما حزب محافظه‌کار توانست به تنهایی اکثریت را به دست آورد.
۵٫ تعداد کم نامزدهای زن
با وجود آنکه انگلستان همچون دیگر کشورهای غربی شعار برابری زن و مرد و آزادی و برتری حقوق زنان را سر‌ می‌دهد در این انتخابات تنها ۲۶٫۱% از نامزدها زن بوده‌اند.
بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱، بیش از نیمی از جمعیت بریتانیا را زنان تشکیل می‌دهند و تعداد نامزدهای زن به میزان قابل توجهی از کل جمعیت زنان این کشور کمتر است.
این میزان از نامزدی زنان هم بیشتر به دلیل تعداد بالای نامزدهای زن در دو حزبی است که رهبری آن‌ها را زنان برعهده دارند. حزب سبزها، به رهبری ناتالی بِنِت، با ۳۷٫۵% بیشترین درصد نامزدهای زن را دارد. حزب ملی‌گرای اسکاتلند، به رهبری نیکولا استرژننیز با ۳۵٫۶% در رده دوم است.
*** نقاط قوت انتخابات مجلس عوام بریتانیا
۱٫ نقش پررنگ احزاب
یکی از جنبه‌های مثبت انتخابات پارلمانی در مجلس عوام، نقش برجسته و مهمی است که احزاب دارند.
احزاب، برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود را اعلام می‌کنند و نامزدهای متناسب با سیاست‌های خود را معرفی می‌کنند. مردم نیز با اطمینان بیشتری به برنامه‌های آن حزب و کاندیداهایش رأی می‌دهند.
هر حزب باید یک مانیفست (سندی از برنامه‌ها و اهداف) انتخاباتی منتشر کند. مردم می‌توانند این مانیفست یا سند را از خود حزب یا از فروشگاه‌ها خریداری کنند. نامزدهای انتخاباتی نیز در حوزه خودشان تبلیغ می‌کنند و می‌توانند مجانی یک دفترچه تبلیغاتی برای رأی‌دهندگان آن حوزه پست کنند.
البته نامزدهای مستقل نیز به شرط آن که امضا ۱۰ نفر را داشته باشند  و ۵۰۰ پوند به امانت بگذارند، می توانند نامزد انتخابات شوند.
۲٫ تبلیغات انتخاباتی و هزینه آن
یکی از شیوه‌های تبلیغی در این انتخابات “تبلیغ خانه به خانه” نامزدها بود. آن‌ها با حضور در سطح شهر و حتی خانه مردم و پخش برگه‌ها و بروشورهای تبلیغاتی رو در رو با مردم مواجه شده، برنامه‌هایشان را توضیح می‌دادند.
نامزدها در هزینه تبلیغاتی محدودیت دارند و نمی‌توانند بیش از اندازه هزینه و ریخت و پاش کنند.
بی بی سی در خصوص هزینه نامزدها می‌نویسد: در مناطق غیرشهری هر نامزد می‌تواند حداکثر ۸۷۰۰ پوند به‌علاوه ۹ پنس به‌ازای هر یک نفر واجد شرایط رأی‌دادن در آن حوزه خرج کند. در مناطق شهری این رقم حداکثر ۸۷۰۰ پوند به‌علاوه ۶ پنس برای هر رأی‌دهنده است.
احزاب ثبت شده از ۳۶۵ روز مانده به انتخابات محدودیت دارند، به این ترتیب که هر حزب می‌تواند برای هر حوزه انتخابی که در آن نامزد دارد، حداکثر ۳۰ هزار پوند هزینه کند – که اگر حزبی در همه حوزه‌ها شرکت کند، می‌شود ۱۹/۵ میلیون پوند.
کسی که بخواهد بیش از ۵۰۰ پوند به یک حزب یا ۵۰ پوند به یک نامزد کمک کند، باید جزو کمک‌دهندگان مجاز باشد. این قانون عملا جلوی کمک از خارج کشور را می‌گیرد. هر کمک بالای ۷۵۰۰ پوند به احزاب، یا بیش از ۱۵۰۰ پوند به شاخه محلی حزب، باید علنی شود.
۳٫ قبول مسئولیت شکست و استعفا
پس از آنکه حزب محافظه‌کار در انتخابات پیروز شد، رهبران سه حزب دیگر با قبول مسؤولیت شکست، استعفا دادند. اد میلیبند (رهبر حزب کارگر)، نیک کلگ (رهبر حزب لیبرال دموکرات) و نایجل فاراژ (رهبر حزب استقلال بریتانیا) سه رهبر مستعفی بودند.
آن‌ها به جای آنکه بازی را به‌هم بزنند، انتخابات را بر مردم تلخ کنند و کشورشان را دچار تنش کنند، شکست را می‌پذیرند و با استعفا، راه را برای دیگر اعضای حزبشان می‌گشایند تا آن‌ها راهکارهای تازه‌ای ارائه کنند و شیوه‌های جدید را برای ارتقای حزب بیازمایند.
۴٫ تبریک بازنده به برنده
اد میلیبند، رهبر حزب کارگر بریتانیا که حزبش در انتخابات به اکثریت نرسید و دوم شد در یک تماس تلفنی با دیوید کامرون، پیروزی وی را تبریک گفت.
منبع: جام نیوز