تاریخ انتشار خبر: ۲۷ , تیر, ۱۳۹۴ | ۱۸:۱۰:۱۷
کد مطلب : 99180

سروده شاعر خوزستانی در وصف مذاکرات هسته ای

شعر زیر از شاعره توانمند امیدیه ای ، خانم حکیمه کمایی که در وصف مذاکرات هسته ای سروده شده است :

شبی درخواب دیدم من ظریفم
وبا اشتون خانم یکجا حریفم

بفرمودم که ای هم شکل جن ها
چه میخوای زجانم ؟چون اوباما

من اینجا آمدم با گفت وخنده
کنم حق مسلم …زنده زنده

نمیرانی توحقم را به تدبیر
بروجایت بتمرگ ای زن پیر

بگوبه اوباما…تیرت خطا رفت
تومیدانی که آبرویت چرا رفت

توکه سرتابه پا غرق دروغی
توای مردلعین پوچی وبوقی

توعهدت بسته ایی باکفروشیطان
توکی رحمی کنی براهل ایران

بجان مادرت گورت نما گم
بروبگذاربروی کول خود  دم

نه مردی دیده ایم روزی زتوما
نه خیرت راطلب داریم اوباما

فقط شری وشیطان می دهی درس
خوشاروزی که اینان می دهی پس

بکش پایت عقب تا نشکسته ایم آن
مگیرسنگ خیانت سوی ایران

نه تحریم میشکنی نه  حیله هایت
نه پایان میرسداین پیله هایت

شبی افغان شبی تهران پسندی
گهی بصره گهی لبنان پسندی

طمع داری توبرتنگه ی هرمز
بیا جان اشتون  کن تو ترمز

همه دانیم دروغ های سیاهت
وحرفهای دروغ گاه به گاهت

نه دل خوش می کنیم بروعده هایت
نه فرش قرمز اندازیم برایت

توشیطان بزرگی  یادمان هست
تویی آن گرگ بدپیله وبدمست

توافق کرده اید یا نه توپستی
شترواره نه دولایی که مستی

بکن جمع دست وپایت از گلیمم
ببندچشمان هیزت ازحریمم..

بگواشتون .اوبا ما.را  دوباره
که یاران درپی قدری اشاره

کنندزیروزبر  هرگونه ترفند
بزن بر دست وپای دیگری بند

بکش بالا دماغت را ببینم
بکن فوت این اجاقت راببینم

توآشت راخوراندی برخلایق
.دهم آشی تورا پرچرب ولایق

خلاصه میان خواب زدم غربر اشتون
بزن حرفی زنک …سررابجنبون

جوابی چون ندادازروی خششمم
حیاشستم وبستم هردوچشمم

خلاصه بد زدم سیلی به رویش
کشیدم. ازسرلج ..کل مویش

صدای گریه ش خواب ازسرم برد

اشتون گریه میکردوکری مرد!!!!

(کمایی.دلتنگ)

  1. علی می‌گه:

    چقدر زشت و بی معنی