تاریخ انتشار خبر: ۲۷ , تیر, ۱۳۹۴ | ۱۸:۲۳:۲۴
کد مطلب : 99191
نقدی بر سریال

سریالی با چاشنی طنز یا قضاوت ؟! / راه حل های لطیف برای نسل ساندویچی

می توانیم یکی از سریالهای پرمخاطب امسال را ” دردسرهای عظیم ” بدانیم. سریالی که با بازی قابل باور و نزدیک به واقعیت بازیگران ، طنزهای موقعیت و جذابیت های دراماتیک آن ؛ این روزها توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است.

فرهنگ نیوز ، حانیه پایور : یکی از دلچسب ترین لحظات پس از افطار برای ایرانی ها ؛ لذت تماشای سریالی مناسبتی در کنار اعضای خانواده است. از سیر نزولی محتوا و ساختار سریال های ماه رمضانی این سالها اگر چشم پوشی کنیم ؛ می توانیم یکی از سریالهای پرمخاطب امسال را  ” دردسرهای عظیم ” بدانیم. سریالی که با بازی قابل باور و نزدیک به واقعیت بازیگران ، طنزهای موقعیت و جذابیت های دراماتیک آن ؛ این روزها توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است.

از ویژگی های مطلوب این سریال می توان به حضور چهره های جوان با کارنامه های کاری قابل قبول اشاره کرد ؛ از جمله جواد عزتی که سادگی لحن و شیرینی بیان ، توانایی ایجاد موقعیت های طنز را دراو دو چندان کرده است.  الناز حبیبی یکی دیگر از بازیگران جوانی که به ایفای نقش در دردسرهای عظیم پرداخته  ،  از دیگر ظرفیتها و نقاط مثبت سریال می باشد.
حبیبی در مورد ایفای نقش در این سریال می گوید : ” کارگردان از من اینطور خواست که نقش بهار را شیرین بازی کنم . لازمه بازیگری این است که بتوانید هرنقشی را در هرقالبی بپذیرید به همین دلیل وقتی بازی در اثری را می پذیرم به شخصیت پردازی و لحن بیان شخصیت فکر و آن را اجرا میکنم. “
 اما در مورد دیگر شخصیت های داستان این مورد صدق نمیکند و ضعف شخصیت پردازی به وضوح دیده میشود .  برای مثال شخصیت مادر بهار به دلیل عکس العمل های غیرمنطقی، سرد و بدون لطافت ،باور پذیری کمی برای مخاطب دارد و یا مهران رجبی درهمان کلیشه ی همیشگی نقشهایش باقی مانده است و یا نقش کمرنگ فرحان در قسمت دوم سریال که نوعی ضعف در روند داستان محسوب میشود چرا که حضور فرحان در قسمت اول سریال پررنگ تر و مخاطب با شخصیت آن مانوس بود.
 بهرحال برزو نیک نژاد که به گفته ی بازیگران سریال کسی نیست که جلوی خلاقیت بازیگر را بگیرد و به دقت پیشنهاد بازیگران را گوش میدهد ؛ با باز گذاشتن دست بازیگران در ایفای نقش ، کمک شایانی به شیرینی صحنه ها کرده است .
دردسرهای عظیم و سبک زندگی
چیزی که  نمیتوان از آن چشم پوشی کرد این نکته است که ” لطیف ”  و ” بهار ”  ، نماینده ی نسل جوانیست که این روزها پای تلویزیون ، به تماشای اتفاقات و حواشی زندگی آنها نشسته اند . پس القای سبک و سیاق زیستن ، رفتار و حتی تفکر از سوی شخصیت های اصلی این سریال به مخاطب ،به خصوص قشر جوان ، امری طبیعی است . اما سوال اینجاست که آیا ترویج این نوع سبک زندگی ؛ سنخیتی با عموم جامعه ی مخاطب دارد ؟ بطور مثال آیا همه ی مادرهای سرزمین ما همچون مادر منصور یا بهار ، دارای قضاوت ها و رفتارهای نادرست با فرزندان خود می باشند ؟ و تصمیم گیری های لحظه ای و متزلزل دارند ؟و یا سوالی که تا این لحظه برای مخاطب پیش آمده این است که چرا نقش مرد در خانواده به خوبی در این سریال به نمایش گذاشته نشده است ؟چرا زن های سریال نگاهی از بالا و خودخواهانه نسبت به مردهای خانه ی خود دارند و مردهای داستان ،زیر ذره بین قضاوت های همسران خود قرار میگیرند ؟و یا علت عکس العمل بی روح خانواده ی منصور به مرگ او چیست ؟ و این نوع دست کم گرفتن مرگ و بی اهمیت بودن نسبت با آن با فرهنگ غربی سنخیت بیشتری دارد یا فرهنگ ایرانی اسلامی؟
فراز و فرود به جا و کشش داستانی از مزیت های دیگر سریال برای جذب مخاطب می باشد .داستان با دردسرهای نقش اصلی _ لطیف_ آغاز میشود و درطول سریال از خط سیر و فراز و نشیب متناسبی برخوردار است ؛ چیزی که مخاطب را برای ادامه ی تماشای آن مجاب میکند .ضرباهنگ تند داستانی و عدم استفاده از شوخی های رکیک برخلاف برخی سریالهای دست چندم طنز از ویژگیهای مثبت داستان سریال می باشد .
از دیگر نکات بارز سریال ترسیم فضای همدلی و دوستی بین همسایه ها است. در روزگاری که زندگی ها روز به روز به سمت ماشینی شدن ودوری انسانها از همدیگر میرود نشان دادن داستانی با رنگ و بوی نوع دوستی و محبت همسایه ها بدون هیچ چشم داشتی به همدیگر تلاش قابل تقدیری است . همسایه های سریال گویی عضوی از خانواده ی همدیگر هستند و مشکل یکی از اعضا باعث ایجاد تنش در بین بقیه میشود . در واقع آدم های این سریال تلاش میکنند مصداق واقعی ” بنی آدم اعضای یکدیگرند ” باشند اما ای کاش در کنار نمایش روابط مثبت بین همسایه ها ، روابط اعضای خانه نیز بهتر به نمایش گذاشته میشد  تاهمه ی رویداد هایی که برای شخصیتهای داستان اتفاق می افتد ، در بیرون از محیط خانه رفع و حل نشود .
از نقدهای وارد بر سبک فیلمسازی سریال میتوان به ، عدم هماهنگی بین صحنه های مختلف آن اشاره کرد .به این معنی  که نمیتوان در تعریف آن فضایی کاملا ملودرام یا کاملا طنز برای آن ترسیم کرد. بطور مثال سکانس هایی که در خانواده ی منصور رخ میدهد فضای قصه را به سمت خشک و جدی بودن می برد و در مقابل ، سکانسهای مربوط به لطیف به طنز موقعیت نزدیک میشود . نکته ی بعدی غافل شدن از اهمیت موسیقی در ایجاد فضای طنز در این سریال می باشد. استفاده از ریتم موسیقی یکنواخت و محزون حتی در سکانس های طنز ، یکی از ایرادات وارد بر سریال است.  اما یکی از نقاط مثبت سریال که به ذائقه ی ایرانی مخاطبان خوش آمده استفاده از لوکیشن خانه باغ قدیمی است.فضایی که مردم را از حال و هوای بتون و آجر و سیمان بیرون کشیده است .
سریال دردسرهای عظیم با اقدامی صحیح تعریف جامعه شناسی و روانشناسانه ی اصطلاح  ” نسل ساندویچی” که به میانسالان جامعه اطلاق میشد ، برهم زده و ثابت کرد نسل ساندویچی جامعه ی ما ، کودکان معصومی هستند که در خلال مشاجره ها و قضاوتهای اشتباه پدر و مادر خود نادیده گرفته میشوند !
نوزاد در ادبیات رسانه ای ، نماد نسل آینده است ؛ و نوزاد حاضر در این سریال نشان دهنده ی آینده ی جامعه ایست که مردمان آن با سوء ظن به یکدیگر می نگرند .شاید  نویسنده با بزرگ نمایی ، یکی از معضلات جبران ناپذیر و مبتلابه امروز یعنی ” قضاوت ”  را به چالش کشیده است .
 پایان سریال های مناسبتی و افسردگی رسانه ای !
به راستی وقت آن نرسیده است که برنامه ریزی فشرده و مناسب رسانه ی ملی در مورد سریالها  که تنها به ماه مبارک رمضان و محرم (مناسبتها ) ختم میشود ، به زمان های دیگر نیز ادامه یابد ؟ هرسال با شروع ماه مبارک رمضان شاهد سریالهای مناسبتی نسبتا مفید هستیم و استقبال مخاطبان از این سریالها نشان میدهد که با برنامه ریزی درست مدیران رسانه ای ، میتوان از افسردگی رسانه ای مخاطب جلوگیری کرد .
افسردگی رسانه ای به این معنی است که مخاطب بعد از یک دوره ی کوتاه مدت توسط سریالها و فیلمهای مناسبتی خوش ساخت بمباران اطلاعاتی بشود و بعد از پایان این دوره مجددا شاهد افول کمی و کیفی سریال و فیلمهای تولیدی باشد . در نتیجه به افسردگی و دلزدگی رسانه ای از رسانه ی ملی خود میرسد !