تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , اسفند, ۱۳۹۲ | ۲۳:۱۳:۲۹
کد مطلب : 19704

سریال ادامه‌دار توهین به بانوان محجبه/غربت‌هایی که زیر چادر پنهان شده

به نظر می رسد علاوه بر اجرای قانون توسط دستگاه های نظاتی و امنیتی و انتظامی ، امید است دیگر شاهد چنین ماجراهایی نباشیم و لازم است علاوه بر گشت ارشاد که بعید به نظر می رسد تاثیری در فرهنگ سازی حجاب در جامعه داشته، راهکارهایی برای فرهنگ سازی حجاب وعفاف نیز صورت گیرد.

سریال ادامه‌دار توهین به بانوان محجبه/غربت‌هایی که زیر چادر پنهان شده

عصر آبادان – به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا، حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش است. امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی به معنای پوشش  شرعی زنان  به‌کار می‌رود. حجاب، بیش از آنکه جنبه فردی داشته باشد، رفتاری اجتماعی است، یعنی انسان عاقل مکلف، در جمع و هنگام مواجهه با دیگران، از حیث پوشش، الزامات و محدودیت‌هایی را می‌پذیرد که میزان آن در فرهنگ‌ها و ادیان و جوامع، متفاوت است.

پوشش و عفاف یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان لازم است و از حجاب در طول همه اعصار و در بسیاری از تمدن ها در سطوح مختلفی از آن در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است.

حجاب در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است و تمامی ادیان آسمانی؛ حجاب و پوشش را بر زن واجب کرده و جوامع بشری را به سوی آن فراخوانده اند؛ چرا که حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زن به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است.

حتی قبل از اسلام هم در کشور ما حجاب وجود داشته است. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد زنان ایرانی از زمان مادها (که نخستین ساکنان آریایی ایران زمین بوده اند) حجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر وشنلی بلند روی لباس ها، داشته اند. این حجاب در دوران سلسله‌های مختلف پارس‌ها نیز معمول بوده است. در زمان زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند. تصویر به جا مانده بر روی تخته سنگ های دوره هخامنشی نشان می‌دهد که شباهتی بین لباس زنان و مردان پارسی وجود داشته است. زنان پارسی به جز لباس شبیه آنچه ملکه می‌پوشیده، لباس دیگری نیز داشته اند، پیراهن آنان پوششی ساده، بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه بوده که دامن از زانو به پایین شرابه‌هایی از مچ پا آویزان داشته، علاوه بر اینها زنان پارسی از چادر نیز استفاده می‌کردند و آن را بر روی تن خود می‌انداختند. نقوشی که روی فرش پازیریک سببری پیدا شده و آن را مربوط به ایران در دوران هخامنشی می‌دانند، این مطلب را تصدیق می‌کند، زیرا زنانی که بر روی این فرش نقش کرده اند پوششی سر اندر پا چیزی شبیه چادر روی همه پوشاک خود داشته اند.

بعد از ورود اسلام به کشورمان نیز بر رعایت حجاب تاکید بیشتری شد و خداوند حجاب را برای زن واجب کرد تا گوهر هستی زن در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فروافتادن در گرداب فساد وتباهی نجات یابد و بدون تردید جهان بینی و انسان شناسی هر فرهنگ و هر مکتب، نقش اساسی و مهمی درانتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد.

در متن قرآن به زنان درباره نحوه پوششش دستورهایی داده شده و در سوره نور آمده است: به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان نامحرم بازگیرند و پاکدامنی ورزند که این برایشان پاکیزه‌تر است، زیرا خدا از کارهایی که می‌کنید آگاه است و به زنان باایمان بگو چشم از نگاه به مردان نامحرم فروبندند و پاکدامنی کنند و زینت خویش را جز آنچه که طبعاً از آن آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش‌هایشان را به گریبان‌ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان (همجنس خود) و یا آنچه مالک آن شده‌اند یا خدمتکاران مرد که تمایلی به زن ندارند و یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پای خویش را به گونه‌ای به زمین بکوبند که آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید.

اما با توجه به اهمیت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب واصل مترقی امربه معروف و نهی از منکر که از جمله ارزش های متعالی اسلام نام محمدی (ص) می باشد، اما متاسفانه امروزه قبح برخی مسایل در جامعه مانند روزه و یا حجاب اسلامی زنان شکسته شده و حل این معضل اجتماعی و فرهنگی مستلزم اجرایی و همگانی کردن سنت امر به معروف و نهی از منکر در میان مردم می باشد.

اما متاسفانه باید گفت که چند سالی هست با افزایش ناهنجاری های اجتماعی به ویژه در شهرهای بزرگ کشورمان مانند تهران، شاهد برخوردهای خشن با آمرین به معروف و ناهیان از منکر هستیم.

روز گذشته (یازدهم اسفند ۹۲) شنیدیم که یک بانوی محجبه به نام “فاطمه سلطان علیزاده” به خاطر چادری که بر سرش داشته در منطقه تجریش مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته است.

این شهروند تهرانی که لیسانس مامایی دارد و کارشناس مرکز رویان است در این رابطه گفته است: امروز صبح ساعت ۷:۲۰ زمانی که قصد سوار شدن تاکسی در مسیر آصف در ترمینال تجریش را داشتم، برای دو خانم که در صف ایستاده بودند سوءبرداشت شد که گویا بنده می‌خواهم خارج از نوبت سوار شوم ولی باید بگویم بنده چنین قصدی نداشتم. آن دو زن که یکی از آنان از اقلیت‌های مذهبی و دیگری مربی مهدکودکی در ولنجک بودند به سمت بنده حمله کرده و با توهین به چادر و حجاب من شروع به ضرب و شتم کردند و چادرم را از سرم کشیدن که توانستم مقنعه خود را نگه دارم و خوشبختانه بند کیف یکی از آنها را گرفته و به پلیس زنگ زدم.

سلطان‌علیزاده افزود: مسئولان ترمینال نیز به پلیس زنگ زدند و به دلیل اینکه به حجاب توهین کردند به کلانتری دربند شکایت و با توجه به اینکه زیر پلکم پارگی داشته و چنگ ناخن آنها باعث خراش بر صورتم شد به پزشکی قانونی رفته و پیگیر موضوع شدم که قاضی مبلغی را به عنوان دیه حکم کرد.

این خانم همچنین می گوید که آن دو نفری که ضرب و شتم را انجام دادند و با وجود اینکه بنده شاکی خصوصی بودند با یک امضا آزاد شدند!

چند ماه پیش هم یک خانم در محله خانی آباد تهران در جریان امر به معروف یک خانم بدحجاب به برخورد تند و بی ادبانه آن فرد روبرو و مورد هتک حرمت قرار گرفت.

حال این سوال پیش می آید که آیا ملت فهیم و متدین ایران اسلامی در کشوری که قانون آن از تمام قوانین اسلام تاسی گرفته  و پوشش اسلامی و حجاب کامل به خصوص در زنان جزء موکدات این دین می باشد، و از سویی در این کشور همه داعیه مسلمان بودن را داریم، چه شده که حداقل رعایت احترام به قانون با وجود اختلاف با سلیقه شخصی در مورد حجاب و امثالهم، کمرنگ تر از قبل شده است؟

البته این سوال که شما با حجاب اجباری موافـقید یا مخالف؟ سوال صحیحی نیست و اگر محدوده سوال روشن شود که حجاب اجباری یعنی چه؟ و منظور اجبار در کجا است؟ نادرست بودن این سوال خود را نشان می دهد.

یک وقت حجاب به عنوان یک امر عقلانی یا به صورت امر ایمانی و دینی مطرح می گردد؛ یعنی فرد می خواهد مسئله حجاب را یا به عنوان یک فکر و اندیشه مطرح کند که دیگران هم آن را بپذیرند، یا به عنوان امری ایمانی و الهی ابلاغ شود که به آن ایمان بیاورند. بدیهی است که اجبار در این دو محدوده اساساً بی معنا است؛ نه اجبار در اندیشه و فکر و نه اجبار در ایمان و باور، هیچ کدام معنا ندارد و امکان پذیر نیست تا بـپرسیم  شما با آن مخالفید یا موافق.

یک وقت حجاب به عنوان یک قانون اجتماعی در نظر گرفته می شود؛ یعنی اینکه جدای از بحث اندیشه و ایمان، وارد جامعه ای می شویم که تحت قوانین خاصی اداره می شود و فرض ما بر این است که رعایت حجاب به عنوان یکی از قوانین اجتماعی در این جامعه تعریف شده و به تصویب رسیده است که در این صورت اجبار انجام آنصرفاً یک مسئوولیت قانونی است.

به نظر می رسد علاوه بر اجرای قانون توسط دستگاه های نظاتی و امنیتی و انتظامی ، امید است دیگر شاهد چنین ماجراهایی نباشیم و لازم است علاوه بر گشت ارشاد که بعید به نظر می رسد تاثیری در فرهنگ سازی حجاب در جامعه داشته، راهکارهایی برای فرهنگ سازی حجاب وعفاف نیز صورت گیرد و مسئولین و متولیان فرهنگی بیش از پیش به این امر مبادرت ورزند وگرنه باید کم کم باور کنیم که اگر بخواهی محجبه باشی و حکم خدا را رعایت کنی، باید قید امنیت و حداقل حقوق شهروندی ات را بزنی، نه قانون و نه مجری از تو حمایت نخواهد کرد.

مصطفی میرزاباقری