تاریخ انتشار خبر: ۱۴ , بهمن, ۱۳۹۳ | ۲۳:۲۱:۲۵
کد مطلب : 71596
وبلاگ ستارگان نوشت :

شکنجه های شگفت آور ساواک!!!!! (۱۸+)

مرده شور این سلطنت را ببرد که من شاه و فرمانده کل قوا هستم ولی بدون اطلاع من هواپیماهای مارا برده‌اند ویتنام!!!

 

 

 

به نقل قول ازنقل قول :

یک روز محمدرضا که خیلی ناراحت بود به من گفت:
مادرجان! مرده شور این سلطنت را ببرد که من شاه و فرمانده کل قوا هستم
ولی بدون اطلاع من هواپیماهای مارا برده‌اند ویتنام!!!

شکنجه ها در آن زمان (شش ماهه اول ۵۲) در حد سوزاندن با آتش سیگار و فندک بود ، چک و لگد که جای خود داشت ، بالاترین شکنجه هم شلاق بود ، شلاق با کابل برق . بعضی ها آن قدر سریع در برابر این شکنجه کوتاه می آمدند و حرف می زدند که شکنجه گران به شلاق می گفتند : مشکل گشا . تازیانه های شلاق به کف پا روی رشته های عصبی اثر می گذاشت ، با هر ضربه شلاق درد تا مغز استخوان آدم را در بر می گرفت و به اصطلاح تا مغز آدم سوت می کشید ، تکرار شلاق موجب می شد کف پا گوشت اضافی بیاورد و برآمدگی در کف پا ایجاد شود .

 آویزان کردن به صورت وارونه و چرخاندن نیز در کار بود ، دستبند زدن صلیبی از همه شکنجه ها غیر قابل تحمل تر بود ، در این شکنجه فرد را از مچ دست به دیوار صاف یا نرده ای آویزان می کردند که سنگینی بدن موجب کشیده شدن دست ها در طرفین و فشار طاقت فرسایی در مچ و آرنج و کتف می شد ، آدم احساس می کرد که هر آن رگهایش پاره خواهد شد ، ادامه این شکنجه و تحمل آن بیشتر از بیست دقیقه ممکن نبود ، چرا که دست ها باد می کرد و حرکت خون کند و دست ها کبود می شد .
بعد چهارپایه ای زیر پای فرد می گذاشتند و از او می خواستند که حرف بزند ، اگر به زبان می آمد که هیچ ، اگر دم فرو می بست دوباره چهارپایه را از زیر پایش می کشیدند ، یک سال بعد که مرا به ساختمان اصلی بازداشتگاه کمیته آوردند چندین بار از نرده های دور دایره آویزانم کردند و تا سر حد مرگ شکنجه ام دادند که …
                                                                                             منبع: کتاب خاطرات عزت شاهی
مطالعه این کتاب را به همه دوستان توصیه می نمایم.

                     ما برای آنکه ایران خانه شیران شود، خون دلها خورده ایم.

وبلاگ ستارگان