تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , مرداد, ۱۳۹۳ | ۱۷:۳۶:۱۵
کد مطلب : 37313

صدا و سیما چه مدل خواستگاری را تبلیغ می‌کند؟!

تبلیغ نحوه ی پوشش برای زنان در سریال های دهه‎ی هفتاد به بعد نشان می دهد که مسئولین سازمان صداوسیما یا به این مسئله بی توجهی کرده اند یا این که اصلاً علم کافی در این زمینه نداشته اند!

 این که یک رسانه‎ی تصویری برای مخاطبین خود انگاری سازی می کند و بر الگوی فکری و رفتاری جامعه‎ی مخاطبین اثر می‎گذارد، مسئله ی پوشیده و دور از دسترسی نیست. در حقیقت رسانه ها بر سبک زندگی مخاطبین خوداثر می‎گذارند.
این مسئله نشان دهنده ی اهمیت دوچندان توجه به تولیدات تصویری در مرحله ی کنترل و نظارت  است. به این منظور تهیه کنندگان و مسئولان واحد نظارت باید از ابعاد مختلف، هراثر را مورد نقد و بررسی قراردهند یا این که حداقل پذیرای انتقادات منتقدین باشند.
اما روال چند دهه ی گذشته در تولید سریال های تلویزیونی در ایران نشان دهنده‎ی عدم توجه کافی به این تولیدات است. به عنوان مثال، تبلیغ نحوه ی پوشش برای زنان در سریال های دهه‎ی هفتاد به بعد نشان می دهد که مسئولین سازمان صداوسیما یا به این مسئله بی توجهی کرده اند یا این که اصلاً علم کافی در این زمینه نداشته اند!
در زمانی که عده‎ی زنان با پوشش چادر در جامعه‎ی ایران زیاد بود؛ پوشش مانتو در سریال های تلویزیونی تبلیغ می‎شد. سریال های نظیر «همسران»، «خانه‎ی سبز»، «هتل»، «خودرو تهران۱۱» و… تنها بخشی از سریال های تلویزیونی هستند که در دهه‎ی هفتاد از سیمای جمهوری اسلامی پخش می‎شدند که در آن شخصیت های اصلی زن داستان مانتویی بودند.
البته سریال هایی که در آنها شخصیت های زن داستان چادری بوده اند نیز تعدادشان کم نبود. سریال هایی نظیر «پدرسالار» و «آرایشگاه زیبا» از این جمله اند.
اما به مرور که به اواخر دهه‎ی هفتاد نزدیک می‎شویم و وارد دهه‎ی هشتاد می‎شویم شخصیت های اصلی سریال های تلویزیونی مانتویی می‎شوند و دیگر تقریبا پوشش چادر در سریال های تلویزیونی ایران دیده نمی‎شود.
این اتفاق در شرایطی رخ می‎دهد که هنوز مسئله‎ی بدحجابی به شکل امروزی آن وجود نداشته است و پوشش چادر در خیابان های شهر، بیشتر از امروز به چشم می‎خورد.
اما همانطور که در بند اول این نوشتار ذکرشد؛ جامعه از رسانه ها تاثیــرپذیــر است. نتیجه آن شد که زن چادری دهه‎ی هفتاد چادرش را در همان دهه جا می‎گذارد و وارد دهه‎ی هشتاد می‎شود. حال نوبت سینما است تا حرکت غیرراهبردی و غلط صداوسیما را تکمیل کند. حال که زن جامعه مانتویی شده است، سینما باید بیاید و مانتوی تنگ به جای مانتوهای گشاد(آستین کیمونویی) و شال را به جای روسری به زن جامعه ارائه کند.
همین اتفاق هم افتاد و ما شاهد آن بودیم که یک تغییر پوشش جدی رخ دهد و تفاوت چشمگیری میان زن ابتدای دهه‎ی هفتاد با زن انتهای دهه‎ی هشتاد به چشم بخورد.
البته لازم به ذکر است که رسانه های بیگانه نیز در این دومینوی تغییر لباس زنان نقش به سزایی داشته اند. اما ما نباید در دومینوی دشمن بازی کنیم! آن رسانه‎ی بیگانه وظیفه اش تهاجم فرهنگی است. اما وظیفه‎ی ماچیست؟!
این روند اضمحلالی در سایر بخش های مرتبط با سبک زندگی نیز در رسانه های داخلی دیده می‎شود.
حال برای جبران این اشتباه بزرگ و غیر استراتژیک، باید دست به دامان شخصیت مدینه در سریال «مدینه» ساخته‎ی سیروس مقدم شویم بلکه بتوانیم بخشی از اشتباهاتمان در دهه های گذشته را جبران کنیم.
اما هم اکنون در حال ارتکاب اشتباه بزرگ دیگری هستیم. سبک خواستگاری که در سریال های تلویزیونی ما تبلیغ می‎شود متناسب با فرهنگ دینی جامعه نیست.
دیده می‎شود که مرد جوانی دختری را در خیابان یا هرجای دیگر می‎بیند و در همان نگاه اول، یک دل نه صد دل عاشق و مست و شیدای او می شود! عشق های ظاهری و کف خیابانی؛ که شاعر می‎گوید: عشق هایی کز پی رنگی بود، عشق نبود عاقبت ننگی بود. همین مدل عاشقی در تلویزیون ملی ما در حال تبلیغ است. نمونه اش هم سریال «هفت سنـگ» در نوبت چهارشنبه یکم مــرداد بود که کل این قسمت مربوط به عشق خیابانی برادر محسن پدیده بود.
جالب تر اینجاست که فرد به اصطلاح عاشق در این سریال ها خودش جسارت می‎کند و از به اصطلاح معشوقه اش خواستگاری می‎کند! نه مقدمه ای، نه واسطه ای، نه مراسم خواستگاری!
نمونه ی دیگر آن هم همین سریال مدینه است. در قسمت های آخر این سریال، شخصیت «عزیز»، برادر «روحی»، بدون هیچ مقدمه و خواستگاری و واسطه ای برای خواستگاری، خودش جلو می‎رود و از دختر بلبل خان خواستگاری می‎کند!
نمونه‎ی دیگر آن سریال «خداحافظ بچه» است که در ماه رمضان گذشته از سیمای ملی پخش شد! و نمونه های بسیاری از این دست که تا به حال در سیمای ملی تعدادشان کم نبوده است.
البته سینما نیز که همیشه در تهاجم فرهنگی یک قدم از صداوسیما جلوتر است و به خوبی در زمین دشمن بازی می کند؛ به این حدود بسنده نمی‎کند! امروز ما در سینمای ایران شاهد دوست بازی های دختر و پسر هستیم و خیانت زن و شوهر به هم را می‎بینیم. از این موارد در سینما یکی دوتا نیست که بشود مثالی از آن را بیان کرد و دیگر حسابش از دستمان در رفته.
این سبک زندگی غلطی که در رسانه های ما در حال تبلیغ است منجر به پدیده ای به نام دوستی های خیابانی در جامعه می‎شود و دو طرف دوستی این طور توجیه می‎کنند که:«می‎خواهیم باهم آشنا بشویم برای ازدواج!» یعنی همان چیزی که در سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی دیده اند.
و این مسئله تبدیل می‎شود به افزایش تعداد طلاق که گفته می‎شود در دو دهه ی اخیر یکی از مهمترین دلایل افزایش تعداد طلاق ها، ازدواج های خیابانی بوده اند که از یک حس زودگذر و دفعه ای(که در این سریال ها اسم آن را عشق می‎گذارند) شروع شده است.
امیــــــدواریــــــــــم مسئولان سیمای ملی و وزارت ارشاد قدری پیرامون رسانه ها و کارکردهایشان در سبک زندگی تامل کنند.
منبع: خبرگزاری دانشجو
  1. من و بابام می‌گه:

    رهبر ما این همه اسم از سبک زندگی اسلامی میاره ، اما متاسفانه اون چیزی که ما مشاهده می کنیم نه تنها ترویج این روند نیست بلکه کاملا متناقض و غربیه ..
    ما روانشناسا به این مقوله میگیم یادگیری اجتماعی ! که از طریق مشاهده، رفتار مشاهده گران شکل می گیره به نوعی تقلید میشه …. صدا و سیمای ما پر شده از مثال هایی که از حوصله خارجه تا بازگو بشه . اما به والله این صدا و سیمای جمهوری “اسلامی” نیست …