تاریخ انتشار خبر: ۲۱ , آبان, ۱۳۹۳ | ۱۸:۳۸:۵۵
کد مطلب : 53565

عاقبت هولناک یک مزاحم تلفنی

دهم اردیبهشت ۹۱ مردی میانسال به کلانتری ۱۳۰ سیدخندان رفت و از ناپدیدشدن پسر ۲۶ ساله‌اش به نام محسن خبر داد

عصر آبادان، ب

ه نقل از فرهیختگان، این مرد گفت: «پسرم دیروز صبح سوار بر ماشین L90 از خانه‌مان بیرون رفت و دیگر بازنگشت.» تلاش برای افشای راز ناپدیدشدن پسر جوان آغاز شده بود که پلیس جنازه این پسر را در حوالی بیمارستان امام حسین یافت. شواهد نشان می‌داد این پسر در جای دیگری با ضربه‌های جسم سخت به سرش کشته شده و به احتمال فراوان در نیمه‌شب به حوالی بیمارستان امام حسین منتقل شده است.

 

به این ترتیب پلاک خودروی قربانی در اختیار واحدهای گشتی قرار گرفت تا اینکه یک ماه بعد خودروی او در حالی که سه سرنشین داشت، در جاده بجنورد متوقف شد. در آن بین اما راننده با پای پیاده گریخت. تحقیق از سرنشینان خودرو نشان می‌داد راننده مجید نام دارد و به تازگی همراه همسرش کبری برای زندگی به بجنورد رفته است.

 

با افشای این ماجرا پلیس به محل زندگی مجید رفت و به بازجویی از همسرش پرداخت. کبری ۲۲ ساله در همان بازجویی مقدماتی همسرش را عامل جنایت خواند و گفت: «همراه همسرم که نانواست از شهرستان به تهران رفته بودیم. آنجا دنبال کار می‌گشتم تا به‌عنوان پرستار سالمند مشغول به کار شوم که با محسن آشنا شدم. شماره تلفن همراهم را به او دادم تا برایم کار مناسبی پیدا کند، اما محسن مدام با من تماس می‌گرفت و مزاحم می‌شد تا اینکه شوهرم از من خواست با پسر مزاحم تماس بگیرم و با او قرار بگذارم. وقتی طبق نقشه محسن را به خانه‌مان در حوالی میدان امام حسین کشاندم، شوهرم که در اتاق پنهان شده بود به او حمله کرد و با چوب به سرش زد. من همان‌موقع همراه فرزندم از خانه خارج شدم.»

 

به دنبال اعتراف‌های این زن، مجید نیز بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. به دنبال بازسازی صحنه جرم کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این زوج در حالی به ریاست قاضی عبداللهی و با حضور چهار مستشار پای میز محاکمه ایستادند که اولیای دم برای آنها اشدمجازات خواستند.

 

سپس مجید پشت تریبون دفاع ایستاد و گفت: «چند بار تلفنی با محسن صحبت کردم و به او گفتم دست از مزاحمت بردارد اما گوش نکرد. به همین خاطر برای ادب‌کردنش از همسرم خواستم او را به خانه‌مان بکشاند. وقتی با پسر مزاحم روبه‌رو شدم با چوب به گردنش زدم. اما فحاشی کرد و گفت به محض اینکه از خانه‌ام بیرون برود آبروی خودم و همسرم را می‌برد. همان لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم و ضربه‌های بعدی را به سرش کوبیدم. جنازه را با ماشین خودش مقابل بیمارستان امام حسین بردم و رها کردم و همراه همسر و فرزندم به بجنورد رفتیم.»

 

کبری وقتی روبه‌روی هیات‌قضایی ایستاد معاونت در قتل را گردن نگرفت و گفت: «باور کنید قرار نبود شوهرم آن مزاحم را بکشد. من محسن را به خانه‌مان دعوت کردم تا ادب شود. اما یک‌باره شوهرم با چوب به او حمله کرد.» در پایان آن نشست هیات قضایی وارد شور شد و دیروز مجید را به قصاص و ۱۰ سال زندان محکوم کرد. همسر او نیز با رای قضات دادگاه به ۱۲ سال زندان محکوم شد. این رای تا ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.