تاریخ انتشار خبر: ۲۸ , فروردین, ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۳:۲۰
کد مطلب : 80431
وبلاگ" شش ماهه که به دنیا نیامده ای نوشت:

عزت تبلیغاتی یا پاسپورتی!

یکی از این وعده هایی که اکنون شیخ دیپلمات از خیر آن گذشته است برگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی بود که نه تنها شاهد بازگشت عزت نبودیم که در همان اوایل کار دولت کشور آمریکا مجوز حضور نماینده ایران در سازمان ملل را صادر نمیکرد و این خود به طنزی سیاسی مبدل شده بود.

 وبلاگ” شش ماهه که به دنیا نیامده ای نوشت:
تبلیغات رسانه ای هر چه دارای دروغ بیشتری و آب و تاب بیشتری باشد ذهن مخاطب را بیشتر به خود
جلب میکند و همین میشود که هر شخص یا افراد یا شرکت ها برای رسیدن به اهداف اقتصادی سیاسی یا هر
هدف دیگر شروع به تهیه و پخش تبلیغات فراوان رسانه ای میکنند،
این تبلیغات حتی میتواند برای به فروش رساندن محصولات کهنه و بیات غیرقابل مصرف هم باشد اما به نام
عتیقه جات و گرانبهاترین محصولات به بازار و اجتماع آمده و با بالاترین قیمت ها به دست مردم میرسد
حال نگاه مردم
دسته ای از مردم هستند که دچار هیچ گونه تبلیغات سؤ نشده و نمی شوند و چشمان خود را قاضی نمیکنند بلکه
از آن چه هدیه خدای متعال برای تمام انسان هاسj استفاده کرده و به تهیه محصولات مورد نیاز خود میکنند و دیگر هرچه تبلیغات گستره و افزایش هم پیدا کند خدشه ای به انتخاب آنها وارد نمی شود.
دسته ای دیگر از مردم دچار مدگرایی هستند و آداب و رسوم مذموم چشم و هم چشمی اهمیتی بیشتری برایشان دارد تا اینکه بخواهند از عقل خود استفاده کنند و چشمان همیشه بازی که اگر درب دکان این نعمت
آنجا که باید بسته شود بسته نشود مشکلات بسیاری را ایجاد میکند یکی از همین مشکلات رفتن به دنبال
تبلیغات و در این بین این دسته دارای شدت و ضعف هم میباشند عده ای با یک تلنگر بدنبال موج تبلیغاتی می روند
عده ای مقاوم تر و مرحله و مراحلی در ذهن خود ایجاد کرده اند و با برنامه مدگرایی می کنند
در جامعه کنونی اگر شما توانستی تبلیغات و گاف های رسانه ای خود را بیشتر و به کرار حمله تبلیغی و رسانه ای بیشتری داشته باشید و نبض مدگرایی را به دست بگیری در این جبهه هرچند سخت اما در عین حال سهل و آسان در صورت قدرت رسانه ای داشتن به پیروزی حتمی خواهی رسید…
در ایران در سال ۹۲و در انتخابات همین سال حسن روحانی رأی نیاورد بلکه رأی های بدست آمده او
از چندسال قبل از این ماجرا بود از آن سال هایی که اصولگرایان احمدی نژاد را به عنوان یک رئیس جمهور
حزب اللهی و اصولگرا تنها و گذاشته و از زمین و آسمان هم حزبی ها و طرفداران هاشمی رفسنجانی و خاتمی و روحانی و اصولگرایان اقتدار طلب حمله ور شد و آنچنان ترس و واهمه ای بر دل مردم جای گذاشتند که اگر باز هم افرادی چون احمدی نژاد و از این حزب و جریان به قدرت برسد چه بلاها که بر سر شما نمی آید
گذشت تا فرارسیدن تبلیغات و اما و اگرهای حضور هاشمی و تبلیغات رسانه ای فراوانی که مردم را در این
بین دچار تردید کرده بود میرفت که هاشمی یا یکی از نیروهای مورد حمایت به قدرت برسد از آن سو اصولگرایانی که هیچ کدام حاضر به کنار کشیدن و حمایت از دیگری نبودند بهانه خوبی برای نشان دادن آنها
به عنوان قدرت طلبان صرف و معرفی این طیف به عنوان قدرت طلبان در کشور بود
امابعد حسن روحانی به عنوان نیروی مورد حمایت هاشمی که تمام هجمه ها و تبلیغات خود وهم طیفانش را
برای به قدرت نشاندن وی آماده دیده بودند معرفی و تمام نگاه ها را به سمت او متمایل کرده و او را نیروی مورد تأیید و حمایت هاشمی و خاتمی معرفی کردند تا شرایط جامعه به این سمت برود که قدرت تبلیغاتی و گاف های تبلیغاتی خود را در جامعه با بوق و کرنا جار بزنند
یکی از این وعده هایی که اکنون شیخ دیپلمات از خیر آن گذشته است برگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی بود
که نه تنها شاهد بازگشت عزت نبودیم که در همان اوایل کار دولت کشور آمریکا مجوز حضور نماینده ایران در سازمان ملل را صادر نمیکرد و این خود به طنزی سیاسی مبدل شده بود
تا آنجایی عزت را به پاسپورت ایرانی بازگرداندید که زوّار خانه خدا در حریم امن الهی هم عزتی ندارند اما چه باید کرد که غیرت شما هم به قدر یک محکومیت شفاهی و تذکر شفاهی به پایین ترین مقام دولت سعودی هم نیست
واما نکته ای که شیخ دیپلمات و دولتمردانش در وعده های تبلیغاتی خود و دیپلماسی هسته ای فراموش کرده اند این است که دشمن با اصل انقلاب ما مشکل دارد و این شما هستید که چشمان خود را بسته اید و این دشمن است که خوب میداند چه میکند و چه اهدافی دارد،کاش به قدر دشمن هم به دنبال آنچه که انقلاب و مردممان میخواهند میبودیم که روزگارمان این نباشد
یاد آن بزرگ مرد انقلابی به خیر که فرمودند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند