تاریخ انتشار خبر: ۲۳ , خرداد, ۱۳۹۳ | ۱۵:۳۹:۴۸
کد مطلب : 32499

عمادالدین باقی کیست؟

بازداشت مجدد عمادالدین باقی بار دیگر محملی جهت خبرپراکنی و موضع گیری های متفاوت و بعضا متناقض از سوی رسانه های داخلی و خارجی گردید. به گونه ای که در هر جبهه از رسانه های داخلی حالت افراط و تفریط به خود گرفت. همانگونه که رسانه های راستگرا در ارائه دلایل دستگیری و بازداشت جبهه زیاده روی(شاید هم به حق) در پیش گرفتند و اتهاماتی را به وی منتسب کردند رسانه های معروف به اصلاح طلب نیز گرفتار تفریط شده و با عینک مظلوم نمایی به تنظیم خبر پرداختند.

اما این همه در صورتیست که بسیاری از مخاطبان هر دو طیف تنها نام “عماد باقی” را شنیده اند و هیچ ذهنیتی در مواجهه با خبر دستگیری وی نداشتند و این گونه هست که هر دو طیف مخاطبان شدیدا تحت الغای فضای ساخته شده قرار گرفته و ذهن بی پشتوانه خود را همراه با رسانه ها کردند. در این مختصر در پی واکاوی شخصیت و چیستی دلایل بازداشت باقی نیستیم که مخاطبان و مراجع ذی صلاح را در این امر ارجع تر می دانیم.

هدف تنها ارائه ای از گزارشی فهرست وار از زندگی باقی و سپس نقد کوتاهی بر نظریات و آرای اوست. باشد که بهانه ای شود جهت فتح باب نقد و نظر منصفانه و صحیح پیرامون کلیه مسائل.

عماد باقی کیست؟
عمادالدین باقی دومین فرزند حبیب الله باقی است که در ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۴۱ در عراق به دنیا آمد. حاج حبیب از بازاریان و تاجر برنج و روغن به کشورهای حاشیه خلیج فارس بود اما خانه بزرگ او پیش از ورشکستگی میزبان برخی روحانیون بود. و بعد از ورشکستگی نیز ناگزیر از کوچ به علی آباد جنوبی در بین خزانه و جوانمرد قصاب شد.

عماد از سن ۱۴ سالگی وارد بازار کار شد و در کنار درس خواندن مشاغلی چون تپربافی، بلور سازی، آلومینیم سازی و بنایی را تجربه کرد. اما در همین سنین به همراه برخی دوستان گروه تبلیغاتی “میثم” را جهت اصلاح بی بند و باری های اخلاقی پایه گذاری کرد. این گروه بعدها در مقاطع مختلف حضوری میدانی و فعال داشت.

در کوران حوادث انقلاب تحت تاثیر آرای دکتر شریعتی وارد مبارزات شد بعد از انقلاب انجمن اسلامی گروه های جنوب تهران را در مسجد هرندی دروازه غاز راه اندازی کرد و در سال ۱۳۵۹ اقدام به تشکیل خانواده نمود. در برهه ای از زمان باقی عضو انجمن حجتیه نیز بود که در سال ۵۸ به دلیل برخی اختلافات فکری از آن جدا شد. سعید حجاریان و عباس عبدی از تاثیرگذاران در شکل گیری ذهن سیاسی باقی محسوب می شوند.

او تحصیلات حوزه را تا پایان سطوح مقدماتی در قم به پایان رساند و در سال ۷۷ نیز موفق به اخذ فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه علامه شد.

باقی بعد از ازدواج حکم تدریس جامعه شناسی، ادبیات و اقتصاد را اخذ و در دبیرستان مشغول به تدریس شد.

در اوایل تشکیل سپاه به عنوان یکی از معتمدین محلی توسط افراد محل به عنوان افراد تشکیل دهنده اولیه سپاه معرفی شد و بعدها نیز در دفتر سیاسی و در بخش خارجی این دفتر نیز عهده دار برخی مسئولیت ها شد. باقی که پیش از این کتابی با عنوان “شناخت حزب قاعدین زمان” درباره انجمن حجتیه نوشته بود حال با انتقاد از این نوشته سابق در موضع جانبداری از انجمن حجتیه مجبور به استعفا از سپاه در سال ۶۳ شد.

وی ادامه حیات سیاسی خود را در انتشار مقالات در روزنامه های سلام و همشهری پی گرفت و بعدها در انتشار روزنامه های جامعه، توس، خرداد، صبح امروز و عصر آزادگان( که همه از روزنامه های تند و بد بوی برانداز آن زمان بودند) حضوری فعال داشت. او با این تجربه و انتشار کتاب هایی چون تراژدی دمکراسی در ایران با حکومت زاویه گرفت و در جایگاه منتقد شروع به قلم فرسایی کرد.

وزارت اطلاعات، سپاه، صداو سیما، نیروی انتظامی، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات سابق)، مصطفی پور محمدی (قائم مقام وزیر اطلاعات)، اصلانی وکیل کیهانو، محتشم مدیر یالثارات و مدعی العموم از جمله شاکیان باقی در اولین دادگاه رسیدگی به تخلفات باقی بودند.
قلم و آرای باقی در زمینه حقوق، فقه و سیاست مورد انتقاد بسیاری تاکنون قرار گرفته است و
تاکنون از سوی دادگاه در چند نوبت مستحق مجازات زندان و نیز ممنوع الخروج شدن تشخیص داده شده است.

باقی چگونه می اندیشد؟
شاید بارزترین ویژگی آثار قلمی و زبانی عمادالدین باقی تلاش وی برای مقارن نشان دادن حقوق بشر و دین (و به طور خاص اسلام) باشد. عماد باقی به صراحت معیار داوری خود را حقوق بشر می داند و عدم تعارض این معیار با دین را بصورت یک اصل پیشینی پذیرفته شده می داند. اما آیا بواقع چنین است؟

حقوق بشر و دین
باقی در مقاله ای با عنوان “حقوق بشر یا حقوق مومنان” که در آن نیز بسیار به مراجع و منابع قرانی اشاره کرده است، به این جمع بندی می رسد که بنیان اندیشه قرانی کرامت ذاتی انسان است و لذا فقه و نظام حقوقی اسلامی باید بر پایه این اصل بنا شود و لازمه این اصل را “بهادادن به انسان به ما هو انسان” می خواند اما ببینیم آیا اسلام و حقوق بشر را می توان بر یک اقلیم نشاند؟

«علامیه حقوق بشر در قالب ۳۰ اصل بنا شده است که از این اصول تفسیرهای مختلفی صورت می گیرد. یک تفسیر آنرا مخالف مبانی دین می داند و تفسیر دیگر نه تنها آن را مخالف با مبانی دین نمی داند بلکه آن را موجب آزادی و مساوات انسان ها تصویر می کند»۱ عماد باقی جزو گروه دوم قرار دارد.

آنچه در برخورد با اعلامیه حقوق بشر واضح و مبرهن است منافات برخی تعالیم مندرج در آن با تعلیم و تربیت دینی است «دین همجنس بازی را مذمت ولی اعلامیه حقوق بشر آن را ترویج و یا حداقل در برابرش سکوت می کند»(۲)

مصداق دیگری که شاید وجه تشابه دین و اعلامیه حقوق بشر دانسته شود «آزادی » است که در تعبیر و تبین آن نیز جای شک و تامل است؛ «متفکران آزادی را به معنای منفی و مثبت می دانند… آزادی منفی بیشتر بر نبود محدودیت ها و الزامات خارجی تاکید دارد که انسان فارغ از مداخله دیگران به دلخواه خویش عمل نمایند اما نکته اساسی در بحث آزادی، جنبه مثبت آزادی است»(۳)

در تعریف آزادی مثبت می توان گفت: «آدمیان دو دسته تمایلات دارند؛ یکی برخاسته از جنبه نفسانی و حیوانی و دیگری مترقی و عالی است… میگساری، هم جنس بازی، قما، خودکشی، اعتیاد و … در زمره دسته اولند. افرادی که مرتکب این اعمال زشت (از نگاه دینی) می شوند بر اساس عنصر آزادی در اعلامیه حقوق بشر چنین اعمالی را توجیه می کنند»

اما در بارور کردن تمایلات عالی و مترقی نیز اسلام پیروی و زندگی تحت تعالیم انبیا را ناگزیر می داند که این نیز با «آزادی » مطلق تعریف شده در حقوق بشر که زندگی را فارق از هر دخالتی برای انسان تصویر می کند، متعارض است.

«هنگامی که اصول اساسی اعلامیه حقوق بشر (مانند عدالت و آزادی) معنایی متفاوت با اصول اساسی دین دارند طبعا نمی توان آنها را با هم سازگار دانست»(۴)

آری این چنین است که برخلاف نظر عماد باقی که می گوید: «معیار ما برای داوری حقوق بشر است و این معیار به یک اصل پیشینی نزد ما متکی است که حقوق بشر هیچ تعارضی با دین ندارد» مشاهده می شود که تعارضات میان دین و حقوق نه تنها کم نیست که بسیار هم می تواند ریشه ای و اساسی باشد و این چنین است که نقص «اصل پیشینی» کلیت معیار را زیر سوال می برد.

پانوشت:
۱.مغالطه آشکار در انسداد تفکر- روزنامه اعتماد ملی- ۳/۷/۸۶
۲.۳.۴. همان
۵. عمادالدین باقی- سنگ ثار – شهروند امروز شماره ۸- ۳۱/۴/۸۶
زندگی نامه خلاصه شده از: نوشته اختصاصی فاطمه کمالی (همسر باقی)- هفته نامه نسیم، شماره ۱۳- ۲۳/۱۲/ ۷۹