تاریخ انتشار خبر: ۱۰ , اردیبهشت, ۱۳۹۴ | ۱۹:۰۷:۳۷
کد مطلب : 84444

عملی برتر از عبادت جن و انس

رسول خدا(ص) فرمود: ضربت على در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است.

  کفار بعد از جنگ احد که ضربه سنگینی به مسلمانان وارد کرده بودند به امید این که کار مسلمانان را یکسره کرده و قیام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را به یک باره تمام کنند از سراسر جزیره العرب فراخوانی برای مقابله با مسلمانان کرده و به همکاری یهود در حدود ده هزار نفر سپاه جنگی ترتیب داده و به مدینه لشکرکشی کردند و مسلمانان مدینه که تعدادشان به سه هزار هم نمی‌رسید و از نظر تجهیزات در حد پایینی بودند مجبور به حفر خندق شدند.

عملی برتر از عبادت جن و انس

پنج نفر از دلاوران عرب که در راس آنها عمر ابن عبدود بود و به شهادت تاریخ خود به تنهایی حریف هزار مرد جنگی بود مبارز طلبید که کسی جز علی (علیه السلام) حاضر به مبارزه با او نشد که اگر او نمی‌رفت هیچ کس از اصحاب جرات روبرویی با عمو را نداشت. و علی (علیه السلام) در واقع با این حرکت خود اسلام را از نابودی حقیقی نجات داد.

علی (علیه السلام) کـه بـه مـیـدان جـنـگ رهـسـپـار شـد، در آن حال پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) فرمود: «بَرَزَ الاْیمَانَ کُلُّهُ اِلى شِرْکِ کُلِّهِ»؛ تمام ایمان در برابر تمام شرک قرار گرفته است. (۱)

زیرا در سایه شکست بزرگترین قهرمان کفر، عموم مسلمانان عزیز مى‌شدند و ملّت شرک، خوار و ذلیل گردید. ‎

امام علی (علیه السلام) با نبردی که کرد و عمرو را شکست داد باعث ترس و وحشت سپاه کفر شد و موجبات هزیمت و فرار آن‌ها را فراهم آورد تا جایی که بعد از قتل عمرو آن چها دلاور عرب به سرعت به سمت خندق فرار کردند تا جایی که یکی از آن‌ها در خندق سقوط کرد.

متجاوز از بیست تن از دانشمندان و مورخین و مفسرین اهل سنت (۱) از رسول خدا(ص) با اختلاف اندکى نقل کرده‏اند که پیغمبر خدا درباره آن ضربتى که على(ع) در آن روز به عمرو زد و او را کشت فرمود:

«ضربه على یوم الخندق افضل من عباده الثقلین»
(ضربت على در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است)

و در نقل دیگرى است که فرمود:

«ضربه على یوم الخندق أفضل من أعمال امتى الى یوم القیامه»

و در مجمع البیان طبرسى(ره)از حذیفه نقل شده که رسول خدا(ص)به على فرمود:

اى على مژده باد تو را که اگر عمل تو را بتنهایى در این روز با عمل تمامى امت محمد بسنجند عمل تو بر آنها مى‏چربد،زیرا خانه‏ اى از خانه ‏هاى مشرکان نیست مگر آنکه با کشته شدن عمرو خوارى و زبونى در آن وارد شد،و خانه ‏اى از مسلمانان نیست جز آنکه با قتل او عزت و شوکتى در آن داخل گردید.

ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه (۲) درباره شجاعت آن حضرت در آن روز و قتل عمرو بن عبدود گوید:اهمیت آن خیلى مهمتر از آن است که کسى بگوید:مهم بود،و بزرگتر از آن است که بگوید: بزرگ بود (۳) و بهتر آن است که آنچه را استاد ابو الهذیل در این باره گفته است بگوییم، وى در پاسخ مردى که از او پرسید: آیا منزلت و مقام على در پیشگاه خدا بیشتر است یا منزلت ابوبکر؟ وى در پاسخش گفت: اى برادر زاده به خدا سوگند مبارزه على در جنگ خندق با عمرو به اعمال همه مهاجر و انصار و طاعات و عبادات آنها همگى مى‏ چربد تا چه رسد به ابى بکر تنها!

و شارح مذکور دنبال گفتار بالا را ادامه داده مى‏ گوید:و مناسب با این سخن بلکه بالاتر از آن روایتى است که از حذیفه بن یمان روایت شده، و اصل آن روایت را ربیعه بن مالک نقل کرده گوید: به نزد حذیفه رفتم و بدو گفتم: اى ابا عبد الله مردم درباره على بن ابیطالب و فضایل و منقبت هاى او حدیث هایى مى‏ گویند که اهل بصیرت بدان ها خرده گرفته مى‏ گویند: شما درباره این مرد افراط مى‏ کنید! اکنون تو براى من حدیثى بگو تا آن را براى مردم بگویم؟

حذیفه گفت: اى ربیعه از من درباره على چه مى‏ پرسى؟و من براى تو چه بگویم؟

سوگند بدان که جان حذیفه به دست اوست اگر همه اعمال امت محمد را از روزى که خداى تعالى آن حضرت را به رسالت مبعوث فرمود تا به امروز همه را در یک کفه بگذارند و یک عمل تنها از اعمال على را در کفه دیگر بگذارند آن یک عمل بر همه اعمال امت مى‏ چربد!

ربیعه که این سخن را شنید گفت: این سخنى است که قابل تحمل نیست و من پندارم که این سخن گزافه و تندروى باشد!

حذیفه گفت: اى احمق چگونه قابل تحمل و قبول نیست؟ و کجا بودند مسلمانان در جنگ خندق آن گاه که عمرو و همراهانش از خندق عبور کرده و مبارز طلبیدند و جزع و وحشت همه را گرفت تا آن گاه که على(ع)به جنگ او رفت و او را به قتل ‏رسانید. سوگند بدان که جان حذیفه به دست اوست عمل على در آن روز برتر و بزرگتر از اعمال امت محمد است تا به امروز و تا روزى که قیامت بر پا شود!

نگارنده گوید: از آنچه نقل شد علت و سبب این فضیلت و برترى عمل نیز معلوم مى ‏شود زیرا ارزش عمل روى ارزش و مقدار تأثیرى است که در پیشبرد هدف گذارده، و چنانکه از روایات گذشته معلوم شد با کشته شدن عمرو بن عبدود صولت شرک و بت پرستى در جزیره العرب و سراسر جهان آن روز شکسته شد، و مشرکان و دشمنان اسلام از آن پس دیگر نتوانستند اظهار وجودى در برابر اسلام و مسلمین بنمایند و قد علم کنند.

چنانکه همین ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه (۴) روایت کرده که چون عمرو بن عبدود کشته شد رسول خدا(ص)فرمود:

«ذهب ریحهم و لا یغزوننا بعد الیوم و نحن نغزوهم انشاء الله»

(از امروز به بعد دیگر شوکت و عظمت اینان از میان رفت و از این پس دیگر به جنگ ما نخواهند آمد و ماییم که در آینده اگر خدا بخواهد به جنگ آنان خواهیم رفت.)

و چنان شد که رسول خدا(ص)فرموده بود و از این روست که خود دانشمندان و نویسندگان اهل سنت جواب دشمنان على(ع)و اهل بیت را در اینجا به عهده گرفته و به یاوه سرایی هاشان پاسخ داده ‏اند، چنانکه مؤلف کتاب سیره حلبیه در پاسخ ابن تیمیه که گفته است:

چگونه ممکن است کشتن کافر فضیلتش از عبادت جن و انس بیشتر باشد…؟
گفته است:
براى آنکه با این کشتن دین یارى شد و کفر مخذول و نابود گشت! (۵)

شیخ مفید(ره)از ابى بکر بن ابى عیاش نقل کرده که گفته است:

«لقد ضرب على ضربه ما کان اعز منهاـیعنى ضربه عمرو بن عبدودـو لقد ضرب‏ضربه ما ضرب فى الاسلام أشأم منهاـ یعنى ضربه ابن ملجم لعنه الله»

(على(ع)ضربتى زد که در اسلام ضربتى پر شوکت‏تر و پیروزمندانه‏ تر از آن نبود و آن ضربتى بود که به عمرو بن عبدود زد، و ضربتى هم خورد که شوم تر از آن ضربتى در اسلام نبود و آن ضربتى بود که ابن ملجم (لعنه الله)ـبر آن حضرت زد.)

و جلال الدین سیوطى و دیگر از مفسران اهل سنت از ابن ابى حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از عبد الله بن مسعود روایت کرده، و از مفسرین شیعه نیز مرحوم طبرسى از عبد الله بن مسعود روایت کرده‏ اند که این آیه را که در سوره احزاب است و خداى تعالى فرمود:

«و کفى الله المؤمنین القتال»
[جنگ را از مؤمنان کفایت کرد.]

این گونه قرائت کرده است:

«و کفى الله المؤمنین القتال بعلى بن ابیطالب»
(به وسیله على ابن ابیطالب(و شمشیر او)خدا جنگ را از مؤمنان کفایت کرد.) نگارنده گوید:

با توجه به اشعار و مرثیه ‏هایى نیز که در مرگ عمرو بن عبدود به وسیله نزدیکان او و یا شاعران آن زمان سروده شده بخوبى مى‏توان پى به عظمت عمل على(ع)برد و شاهد خوبى براى سخنان گذشته بالاست.

از آن جمله سخنان و اشعارى است که از خواهر عمرو که نامش عمره بوده نقل کنند که چون بالاى کشته عمرو آمد و زره قیمتى او را بر تنش دید پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند: على بن ابیطالب. عمره گفت: «ما قتله الا کفو کریم»او را هماوردى بزرگوار به قتل رسانده سپس اشعار زیر را گفت:

لو کان قاتل عمرو غیر قاتله‏
لکنت ابکى علیه آخر الأبد
لکن قاتله من لا یعاب به‏
من کان یدعى ابوه بیضه البلد

(اگر قاتل عمرو کسى جز على بود من براى همیشه بر او مى‏گریستم.ولى قاتلش‏کسى است که از قتل او عیبى بر عمرو نیست،کسى که پدرش یگانه شخصیت شهر(مکه)بود.) و سپس اشعار زیر را سرود:

اسدان فى ضیق المکر تصاولا
و کلاهما کفو کریم باسل (۶)
فتخالسا مهج النفوس کلاهما
وسط المدار مخاتل و مقاتل (۷)
و کلاهما حضر القراع حفیظه
لم یثنه عن ذاک شغل شاغل (۸)
فاذهب على فما ظفرت بمثله‏
قول سدید لیس فیه تحامل (۹)
و الثار عندى یا على فلیتنى‏
ادرکته و العقل منى کامل (۱۰)
ذلت قریش بعد مقتل فارس‏
فالذل مهلکها و خزى شامل (۱۱)

و اشعار دیگرى که هبیره بن ابى وهب و مسافع بن عبد مناف و حسان بن ثابت و دیگران گفته‏ اند و ذکر آنها موجب تطویل کلام مى‏ شود.

پس از کشته شدن عمرو

همراهان عمرو بن عبدود که هیچ باور نمى‏ کردند پهلوان نامى و سال خورده عرب به این سرعت به دست پوردلاور ابو طالب و سرباز فداکار اسلام از پاى در آید، با اینکه هر کدام خود از جنگجویان و شجاعان محسوب مى‏ شدند از ترس آنکه همگى به سرنوشت عمرو دچار گردند درنگ را جایز ندانسته و رو به فرار نهادند و برخى چون عکرمه بن ابى جهل و هبیره بن ابى وهب براى آنکه بهتر بتوانند از آن معرکه مرگبار بگریزند نیزه‏ هاى خود را به زمین افکنده و گریختند و به هر زحمتى بود توانستند خودرا به آن سوى خندق و لشکر مشرکین برسانند، تنها نوفل بن عبد الله بود که هنگام پریدن از روى خندق پاى اسبش لغزید و او را به درون خندق انداخت، مسلمانان که چنان دیدند نزدیک آمده و از هر سو به او سنگ مى‏ زدند، نوفل که چنان دید فریاد زد: خوب است شرافتمندانه‏ تر از این مرا بکشید و یکى از شما به درون خندق آید تا من با او جنگ کنم.

باز هم على(ع)پا به درون خندق گذارد و او را به قتل رسانید، و در نقل دیگرى است که زبیر این کار را کرد و داخل خندق شده او را کشت.

ما پول مردگان را نمى‏ خوریم!

و چون عمرو به قتل رسید مشرکین کسى را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریدارى کند،ولى رسول خدا(ص) پول آنها را قبول نکرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود:

«لا نأکل ثمن الموتى».
(ما پول مردگان را نمى‏خوریم!)

پى ‏نوشتها:
۱٫ احقاق الحق،ج ۶،صص ۸ـ۴
۲٫همان،ج ۴،ص .۴۶۲
۳٫متن گفتارش این است که گوید:فاما الخرجه التى خرجها یوم الخندق الى عمرو بن عبدود فانها اجل من أن یقال جلیله،و اعظم من أن یقال عظیمه…»
۴٫همان،ص .۴۶۳
۵٫سیره حلبیه،ج ۲،ص .۳۴۱
۶٫دو شیر دلاور بودند که در تنگناى معرکه جنگ به یکدیگر حمله ور شدند،و هر دو همتایى بزرگوار و دلیر بودند.
۷٫هر دوى آنها در میدان نبرد با نیرنگ و پیکار دل جانها را ربودند.
۸٫هر دو براى زدن و جنگیدن آماده شدند و هیچ سرگرم کننده‏اى نتوانست آن دو را باز گرداند .
۹٫اى على برو که تاکنون به کسى مانند او دست نیافته‏اى و این گفتارى پابرجاست که مى‏گویم و حرف زور و نابجایى نیست.
۱۰٫و انتقام خون او با من است و اى کاش انتقام آن را تا وقتى که خرد من کامل است مى‏گرفتم .
۱۱٫قریش پس از کشته شدن چنین سوارى خوار شد و این خوارى قریش را نابود خواهد کرد.