تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , مرداد, ۱۳۹۳ | ۱۱:۴۱:۲۶
کد مطلب : 37270

فاجعه در فوتبال خوزستان:تعداد کارتهای جعلی سه رقمی می‌شود

بعد از دستگیری یک باند جعل کارتهای معافیت و اعتراف آن ها مبنی بر صدور این کارتها برای ۴ بازیکن فولاد خوزستان قصه یک سونامی دیگر در فوتبال ایران آغاز شد.

 

به گزارش عصر آبادان،  به نقل از تابناک،در همان زمان که این خبر دهان به دهان می چرخید بختیار رحمانی اولین کسی بود که به این موضوع واکنش نشان داد و آن را بی اساس خواند و ساسان انصاری هم گفت که کارت پایان خدمتش را به دلیل فوت پدرش گرفته و کارهای خود را نورآباد انجام داده است و اصلا در اهواز اقدامی نکرده است .همچنین ا.ا و ف .د دو بازیکن دیگری بودند که باند جعل کارت اعتراف کرده بود برایشان کارت صادر کرده است.


در هیاهوی جام جهانی این داستان گویی به سمت اتمام و فراموش شدن گام بر می داشت اما بعد از خوابیدن تب جام جهانی و چند روز مانده به شروع لیگ برتر فدراسیون نام ۲۱ بازیکن را اعلام کرد که باید به سربازی بروند و نمی توانند در تیم هایشان بازی کنند.علیرضا حقیقی ، علی حمودی ، حسین ماهینی و بختیار رحمانی چهره های خاص این لیست بودند.اما داستان از چه قرار بوده است و آیا این یک سو مدیریت است و یا یک اشتباه و خیال باطل ؟ سوالیست که ما در این گزارش می خواهیم به آن پاسخ دهیم.

۱- بنا بر اخبار اعلام شده مراحل صدور کارت پایان خدمت بختیار رحمانی در کرمانشاه انجام شده وتقریبا ارتباطی با باشگاه فولاد خوزستان ندارد !

۲- داستان کارت های علی حمودی و حسین ماهینی از زمانی که در استقلال اهواز بوده اند کلید خورده است نمی تواند بی ارتباط با این داستان باشد.

اما گره ی کور این داستان نام غریب و نا آشنای علی کعبی است. بازیکنی که در تیم های نوجوانان و بزرگسالان فولاد بازی می کرده است ، سپس به مدت ۵ سال از فوتبال دور می شود و بعد از این ۵ سال به عنوان بازیکن راهی فولاد نوین می شود.علی کاه کش سرپرست آن زمان فولاد نوین که اکنون هم در آن باشگاه مشغول به فعالیت است، کعبی را به تیم فولاد نوین می آورد و مسئول این انتقال بوده است.یکی از دلایل حضور کعبی در فولاد نوین به دلیل روابط با بعضی ارگان ها بوده که کاه کش نیز از این ارتباطات خبر داشته و اینگونه قصه ی پر رمز و راز جعل کارت پایان خدمت کلید می خورد.

کعبی درعوض انجام صدور کارتهای پایان خدمت از دوستانش در باشگاه فولاد نوین قول بازگشت به تیم اصلی فولاد در لیگ برتر را می گیرد و به نظر می رسد این تضمین از سوی کاه کش به وی داده شده است.شروع این فعالیت ها و همکاری های دوطرفه ما بین کعبی و درخواست دهندگان از سال ۹۰ آغازمی شود و مبلغ دریافتی از هر بازیکن بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بوده و جالب اینجاست که فرزند مدیر عامل که در سال ۹۰ برای باشگاه فولاد نوین بازی می کرده و گفته می شود وی نیز جز کسانی است که کارت پایان خدمت خود را از این راه دریافت کرده است.

البته مسئولان فولاد اعلام کرده اند وی به دلیل حضور پدرش در جنگ تحمیلی توانسته کارت پایان خدمت بگیرد و اما در قبال این ادعا سوال اینجاست که چرا فرزند اول و دوم دهکردی به دنبال معافیت از این طریق نرفته اند ؟

باید دید صیادنژاد رییس هیئت مدیره فولاد که یکی از آشنایان نزدیک او در فولاد نوین مقام و منسب دارد چه اطلاعاتی در این زمینه داشته است و یا از سوی دیگر دهکردی که جو سنگین و خشکی در باشگاه فولاد به وجود اورده و منتقدو نقد را برنمی تابد چه پاسخی در قبال این واقعیت تلخ دارد.

ع. س که از طرف همین افراد تحت فشار بوده است ، پرده از این راز برداشته وداستان سوء مدیریت و فاجعه ای به نام کارت پایان خدمت را برای ارگانهای مربوطه روایت کرده است.فاجعه ای که گفته می شود تعداد دچار شدگانش به ۱۰۰ نفر می رسد وبه زودی نام های جدید و بزرگی از این دست اعلام خواهند شد و در آن لیست نام هایی چون کریم انصاری فرد ، سروش سعیدی و رضا مرادی ( کاپیتان فولادنوین ) حضور دارند.

سوال دیگری نیز مطرح است که چگونه اسماعیل شریفات ۷ سال دانشجو می باشد و درعین حال در تیم هایی چون استقلال اهواز ، استقلال تهران و فولاد خوزستان بازی کرده است.شنیده شده شریفات آخرین نفری است که قرار بوده این چنین کارت پایان خدمت بگیرد و بعد از تلتش مسئولان نیروی انتظامی و دستگیری مجرمان او از این کار چشم پوشی می کند.

در هر صورت تیم های فولاد خوزستان ، استقلال خوزستان و نفت مسجد سلیمان بازیکنانی را بههمراه دارند که در این فساد مالی نقش داشته اند و باید برای این معزل جدید فوتبال و به وجود آورندگانش فکری اساسی کرد.

همچنین باید از نیروی انتظامی به خاطر برخورد با این فساد بزرگ تقدیر کرد که توانسته با موشکافی راز این فاجعه را کشف کنند و اگر دقت و تلاش این عزیزان نبود شاید هیچ وقت این سو مدیریت وفاجعه در فوتبال ایران رسوا نمی شد و همچنان عده ای نان این فساد مالی را می خوردند.

اما سوال اینجاست که فوتبال ایران چرا و چطور پای در این راه نهاده چه شده که هر سال باید پای یک فساد بزرگ و فاجعه ایی در فوتبال باز شود و با تساهل و تسامح و نادیده گرفتن بزرگ و بزرگ تر شود؟

وزرارت ورزش به عنوان نهاد ناظر بر عملکرد زیر مجموعه هایش که همان فدراسیونها هستند چه نقشی دارد و چرا یک بار برای همیشه با برخوردی که نشان از اقتدار این وزارت خانه است ریشه های این فساد را از فوتبال ایران قطع نمی کند.

تخفیف در جرمی که بازیکنان مرتکب شده اند جز تایید کار آنها نیست و فدراسیون فوتبال با اجازه چه نهادی چشم خود را بسته و در حکم این بازیکنان و مسئولان که تعدادشان کم نیست تخفیف قائل شده؟!

– به نظر می رسد رئیس همیشه خندان فدراسیون فوتبال باز هم به این فاجعه می خندد و به جای تصحیح اشتباهات به دنبال رایزنی با هیئت های فوتبال است تا آرائ خود در مجمع آینده را تضمین کند و این فساد بزرگ را هم مثل همیشه به فراموشی خواهد سپرد.