تاریخ انتشار خبر: ۱۸ , دی, ۱۳۹۳ | ۱۸:۳۳:۴۷
کد مطلب : 65810
نقدی بر نمایش

نمایشی برای توهین به شعور زنان

“هم هوایی”، نمایشی به کارگردانی یک زن است که بناست زندگی سه زن را به موازات یکدیگر روایت کند؛ سه […]

“هم هوایی”، نمایشی به کارگردانی یک زن است که بناست زندگی سه زن را به موازات یکدیگر روایت کند؛ سه زنی که از میان آنها دو زن فارغ از آن که شخصیتهایی باشند تخیلی و برآمده از ذهنیات کارگردان به شدت تداعی گر یک سری زن مشهور اجتماع هستند.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر فرهنگ نیوز، در سال های اخیر بوده اند کارگردانانی که کوشیده اند با روی صحنه بردن تئاترهایی متاثر از فضای زن سالارانه شرایطی را فراهم کنند برای گرفتن ژست های شبه روشنفکرانه؛ در این گونه آثار بیشتر از آن که سیر علت و معلولی وقایع روندی را ایجاد کند برای اینکه مخاطب در جریان دیدگاه های نویسنده و کارگردان قرار گیرد از همان ابتدای کار نتیجه گیری ذهنی مؤلفین است که رخ می نماید. یعنی صاحب اثر می کوشد دکمه ای را که بنا بوده برای آن پیراهن یا پالتویی بدوزد را از همان دیالوگ های آغازین پیش چشم مخاطب قرار می دهد و این چنین می شود که پیراهن بدقواره یا پالتوی بدشکلی که دوخته شده تا این دکمه روی آن قرار گیرد به شدت توی ذوق می زند.
از جمله چنین نمایش هایی “هم هوایی” است؛ نمایشی به کارگردانی یک زن که بناست زندگی سه زن را به موازات یکدیگر روایت کند؛ سه زنی که از میان آنها دو زن فارغ از آن که شخصیتهایی باشند تخیلی و برآمده از ذهنیات کارگردان به شدت تداعی گر یک سری زن مشهور اجتماع هستند.
دو زنی که مابه ازای بیرونی دارند
 یکی از این دو زن همسر شهید عباس دوران، خلبان غیوری است که در اقدامی انتحاری با هواپیمای صدمه‌دیده خود که در آتش می‌سوخت، با هدف ناامن جلوه دادن شهر بغداد، به هتل محل برگزاری هفتمین دوره اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها کوبید و مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق شد.
مابه ازای بیرونی زن دوم، شهلا جاهد است؛ همسر صیغه ای ناصر محمدخانی فوتبالیست مشهور که در اقدامی وحشیانه لاله سحرخیزان همسر دائمی محمدخانی را به قتل رساند و بعد از مدتها کشمکش به جرم این قتل، اعدام شد.
این دو زن در طول فیلم تا می توانند از تنهایی خویش می گویند و اینکه بدون حمایت از مردانی که آنها را عاشقانه دوست داشته اند زندگی خویش را ادامه داده و البته که از این طی مسیر خاطرات دردناکی هم داشته اند. خاطراتی اغلب تلخ از بی وفایی مردان و اینکه مردان هستند که باعث می شوند زنان تنها و بی سرپرست باقی بمانند.
در مورد زن دوم یعنی او که مابه ازای شهلا جاهد است نیز بیش از هر چیز دیگر بی وفایی مردی که زمانی می گفته او را دوست دارد است که رخ می نماید؛ مردی که با داشتن همسر و فرزند به یک رابطه پنهانی با این زن روی آورده و نتیجه هم شده فاجعه ای که هم زن را درگیر کرده و هم مرد را.
صدالبته که در “هم هوایی” فقط و فقط از بدبختی هایی که این زن به واسطه عشق به مردی متاهل داشته سخن گفته شده و در این بدبختی کمترین تقصیری برای زن قائل نیست. زنی که با دانستن متاهل بودن یک مرد وارد رابطه ای شوم با وی شده است؛ رابطه ای که حتی از ابتدا نیز می توان سرانجام آن را متصور بود. اما کارگردان “هم هوایی” درباره جهل و عدم استفاده این زن از شعورش چیزی نمی گوید و مرتب بر بی وفایی مردی که در نمایش هم وجود ندارد سعه می گذارد.
زنی برآمده از درامهای ضدخانواده سال های اخیر
فمینیسم افراطی “هم هوایی” درباره این دو زن را که کنار بگذاریم می رسیم به زن سوم نمایش؛ زنی که مابه ازای بیرونی ندارد. اما در آثار سینمایی سال های اخیر و بخصوص آن دسته از آثاری که توسط شبه روشنفکران ساخته می شود به شدت ملموس است. زنی که قربانی خیانت مردش شده است؛ مردی که گویا تا مرحله نامزدی با این زن هم پیش رفته است. اما از جایی به بعد به علت آشنایی با زنی دیگر، زن داستان را رها می کند!
در اینجا بازهم زن است که ضربه خورده و باز هم مرد است که ضربه زده! در اینجا هم نقش عنصری به نام شعور و آگاهی برای زنان فاکتور گرفته شده و کارگردان از این نمی گوید که چرا زنی که خدا به او مغز داده از چنین عنصری برای پیشبرد اتفاقات دوروبرش و بخصوص رابطه با نامزدش استفاده نکرده است و به محض اینکه مرد خیانت کرده و او را تنها گذاشته است که تازه یادش آمده چه نامزد پستی داشته است.
گریم هایی تیپیک و اغواگر
در طراحی صحنه و لباس “هم هوایی” نیز تا حد زیادی سعی شده با نوعی بی بندوباری و در پوشش هایی زننده زنان نمایش به تماشا گذاشته شوند. انگار به جای سالن نمایش به سالن برگزاری مد در کشوری غیرمسلمان رفته ای؛ معلوم نیست کارگردانی که قصد دارد با اغراق از بدبختی هایی بگوید که زنان داستانش به آن دچارند چرا برای تصویرگری این بدبختی ها در چهره بازیگرانش کمترین وقت را صرف کرده و همه چیز را در حد گریم های تیپیک و اغواگر عرضه نموده است.
اصلی ترین پرسش
آیا هدف است که وسیله را توجیه می کند یعنی برای حتی فهماندن خیانت یک مرد مدام باید کنایه به جنس مرد زده شود یا آن که با شیبی ملایم و فضایی معتدل شرایطی را فراهم آورد که مرد نیز در کنار زن درباره خیانتی که به او نسبت داده شده از خود دفاع کند؟
طبیعی است که روش دوم روشی آبرومندتر و البته منطقی تر و ماناتر است. چه شده که کارگردان “هم هوایی” چنین روشی را کنار گذاشته و بر سطحی ترین روش تاکید کرده؟ طبیعی است که این رفتارها در همان آموزه های غرب گرایانه ای که طیفی از کارگردانان ما را به دام خود انداخته ریشه دارد؛ آموزه هایی برآمده از همان استعماری که دول مشرق زمین را از فرهنگ گرفته تا اقتصاد و سیاست جیره خوار خود می خواهد.
 منبع: فرهنگ نیوز