تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , بهمن, ۱۳۹۳ | ۱۰:۰۰:۰۲
کد مطلب : 71331
نگاهی بر "عشق تعطیل نیست"

قبح شکنی تمام عیار، کپی برداری آشکار

بیژن بیرنگ سعی کرده با کپی برداری نعل به نعل از سریال آمریکایی “فرندز/دوستان” محصول شبکه “ان.بی.سی” مخاطبان را به خود جلب کند.

 همین طوری پیش برود دیگر باید ایمان بیاوریم به اینکه فیلمسازان دو دهه قبل مان هر چه زودتر بازنشسته شوند بهتر است. بعد از امثال مهرجویی و کیمیایی که ساخته های اخیرشان مرتب با طعن و کنایه مخاطبان روبرو می شد حالا سریال ساز دهه های قبل مان یعنی بیژن بیرنگ هم با کار جدیدش “عشق تعطیل نیست” نشان داده که نه خلاقیتی برایش مانده و نه حوصله استفاده از جوانترها برای نگارش متن.
کپی برداری از سریال آمریکایی
بیرنگ به جایش سعی کرده با کپی برداری نعل به نعل از سریال آمریکایی “فرندز/دوستان” محصول شبکه “ان.بی.سی” مخاطبان را به خود جلب کند. بیرنگ که در تمام یک سال قبل از وقتی که برای نگارش و شخصیت پردازی سریال “عشق…” گذاشته حرف می زد، در حالی قسمت اول این سریال را به شبکه خانگی داده که از طراحی صحنه کار گرفته تا حرکات تیپیکالی که کاراکترها ارائه می دهند و حتی رنگ آمیزی بصری فضای داستانی اثرش، همه چیز شبیه به “فرندز” است.
شاید اگر مسئولان اداره ممیزی محصولات ویدیوئی با دقت بیشتر این اثر را دیده و آن را با کپی آن ور آبی اش مقایسه می کردند، هیچی که نشده،  لااقل از کارگردان می خواستند نام منبع الهام را هم در اثرش بیاورد. اما مشکل اینجاست که مسئولان ما فیلم بین های خوبی هم نیستند. چه برسد به اینکه بخواهند سریالهای آن ور آبی را ببینند. برای مسئولان ممیزی ما همین که اثری اشاره سیاسی نداشته باشد کافیست تا مجوز نمایش آن را بدهند و صدافسوس که در این بین سرقت هایی صورت می گیرد که هم غیرحرفه ای است و هم غیراخلاقی.
بازی بد گلزار
بیژن بیرنگ در سریال تازه اش زندگی زوجی جوان را دستمایه کار کرده است؛ زوجی به نامهای “رها” و “نفس”-البته که اولی مرد است و دومی زن- که گم شدن یکی در سالروز ازدواجشان، می شود گره اصلی سریال. از شخصیت زن داستان که در قسمت اول خبری نیست. چون به هر حال ایشان گم شده اند و تنها صدایشان را می شنویم. اما شخصیت پردازی کاراکتر مرد داستان به شدت سطحی و بدون عمق صورت گرفته است.
بدتر از آن بازیگر این نقش محمدرضا گلزار است که حتی سعی نکرده با بداهه هایی که خود وارد کاراکتر می کند، به نقش جلا بدهد. این می شود که ایشان فقط و فقط دربرابر دوربین راه می روند تا کارگردان شاتهای بسته از ایشان بگیرد و به لحاظ بصری اثرش را چشم نواز کند.
درباره شخصیت پردازی کاراکترهای مکمل داستان و از جمله نقش پزشکی روانکاو که شهرام حقیقت دوست نقش وی را ایفا می کند، همین قدر بدانید که همه چیز تقریبا منطبق با الگوی شخصیتی “فرندز” صورت گرفته بخصوص همین روانکاو که حتی مانند معادل خود در سریال موردنظر رفتار و گفتار می کند.
افکتهای اعصاب خردکن
بیرنگ با قرار دادن افکتهای خنده در جای جای فیلم خود کوشیده وامداری خود به کمدی موقعیت های تلویزیونی را تکمیل کند. اما صدافسوس که این افکتها بیشتر از آنکه درخدمت اثربخشی کمدی باشد، روی اعصاب مخاطب راه رفته و او را  دل زده می کند. در کنارش بیرنگ کوشیده در جای جای سریال خود موسیقی را هم به کارگیرد تا ابزاری برای مفرح بودن فضای اثر فراهم آید؛ این یکی شاید تا حدی به تمدد اعصاب مخاطب منجر شود.
اشارات همجنسگرایانه را دیده اید؟
در کنار نمای آوازخوانی دونفره یک بازیگر زن و مرد که می تواند نوعی قبح شکنی در شبکه خانگی به کار رود. یک نکته به شدت زشت این سریال تصویری است که از رابطه کاراکتر اصلی مرد آن و پزشک روانکاوش که او نیز مرد است ارائه می شود. کارگردان کاملاً تعمدی قصد دارد این ذهنیت را به مخاطب بدهد که این دو علیرغم جنسیت موافق، انگار با هم سر و سری دارند.
آیا مسئولانی که در اداره ممیزی مشغول تماشای این سریال بوده اند، متوجه این بخش کاملاً غیراخلاقی که اشارات همجنسگرایانه دارد شده اند یا نه! پاسخ هرچه باشد باید کاری کرد که در قسمت های بعد این مسأله وجود نداشته باشد.
انتهای پیام