تاریخ انتشار خبر: ۶ , بهمن, ۱۳۹۴ | ۲۱:۱۸:۳۳
کد مطلب : 106061

لشکرآباد اهواز؛ کمی جلوتر

علی اعطا؛ کارشناس ارشد معماری از دانشگاه تهران و مشاور رسانه ای معاون معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی

لشکرآباد اهواز - بخش اول (نگاهی حقوقی) / در دفاع از مشارکت مردمی در توسعه ی شهری
لشکرآباد اهواز، تا چند سال پیش به عنوان منطقه ای مسکونی و به میزان زیادی ناامن شناخته می شد، اما در سه چهار سال اخیر، بواسطه ی شکل گیری تدریجی رستوران های سلف سرویس و ارایه ی اغذیه ی سنتی و بومی خوزستان و اهواز، در حال حاضر به منطقه ای پررونق و پرطرفدار و توام با جذبه های توریستی تبدیل شده است.
پروسه ی تحولات در منطقه ی لشکرآباد و خیابان انوشه را بار دیگر مرور کنیم؛ اول؛ یک منطقه ی مسکونی تا حد زیادی فقیر نشین و ناامن، ساختمان های مسکونی نسبتا قدیمی و تعدادی رستوران پراکنده. دوم؛ کمی بعد، افزایش تعداد رستوران ها و تغییر کاربری تدریجی تعداد بیشتری از ساختمان های مسکونی به رستوران. سوم؛ افزایش هرچه بیشتر رستورانها، به طوری که به واسطه ی این افزایش تعداد، به تدریج جداره ی تجاری پیوسته ای شامل رستوران هایی برای عرضه ی انواع و اقسام مواد خوراکی سنتی و محلی شکل می گیرد و مسکونی های خیابان اصلی به اغذیه فروشی تبدیل می شوند. چهارم؛ کاربری تجاری از نوع اغذیه فروشی به تدریج به خیابان های اطراف و به خصوص به خیابان های فرعی نفوذ کند. گام پنجم چه می تواند باشد؟ یا به عبارتی، نتیجه ی منطقی این تغییرات تدریجی چیست؟ روشن است که نتیجه ی منطقی این حرکت تدریجی و تغییرات وسیع کاربری از مسکونی به تجاری، می تواند “تک کاربری شدن” منطقه باشد. بدین معنا که در منطقه ای که در دوران رونق خود، یعنی در ایام کنونی، عمدتا از دو کاربری تجاری و مسکونی تشکیل شده است، به تدریج از کاربری مسکونی خالی شده و منحصرا کاربری تجاری پیدا کند.
تعلق خاطر اهالی به محیط و یک نگرانی
اشاره شد که تا چند سال پیش، منطقه ی لشکرآباد اهواز نزد بسیاری از مردم به عنوان منطقه ای با بافت اجتماعی شدیدا آسیب پذیر و در گیرودار آسیب های اجتماعی شناخته می شد و این تدبیر اهالی این منطقه ی محروم اهواز بود که به پتانسیل امکان تبدیل تدریجی این فضاها به راسته ای تجاری با عرضه ی انواع اغذیه جات سنتی و بومی شهر وتوسعه ی تدریجی این فعالیت ها را پی بردند.
لشکرآباد اهواز؛ کمی جلوتر
چه چیزی باعث شده ساکنان محل که در واقع همان کسبه ی این محل هم هستند، بتوانند محیط آسیب زده ی دیروز را به فضای پر رونق امروز تبدیل کنند و تا به امروز به همان صورت حفظ کنند؟ چه چیزی باعث می شود بافت اجتماعی امروز آن منطقه، در مواقع لزوم در جهت رفاه و امنیت تلاش کنند و دستیابی به این مولفه ها را مهم بداند؟ بی تردید، این نوع بافتار و رفتار اجتماعی، معلول “حس تعلق” است. کسبه ی این راسته، خود از اهالی ساکن این منطقه اند. در واقع در این منطقه وجوه اشتراک بسیار میان سکونت و ارتزاق مردم ایجاد شده است. این حس تعلق به محل، در محله ی که عمدتا هموطنان عربمان در آن ساکن هستند، به کمک رگه ای قدرتمند از سنت های عمیق مهمان نوازی اعراب اهواز، بافت اجتماعی معناداری ایجاد کرده که گاه گفته می شود مشکلات اجتماعی احتمالی نیز، در درون خود این ساختار اجتماعی تازه تاسیس، حل و فصل می شود و در واقع زندگی جمعی در این منطقه، معناهای تازه ای پیدا کرده است. من شخصا هربار به یکی از اغذیه فروشی های این منطقه رفته ام، بیشتر احساس کرده ام مهمان خانه ی افراد هستم، یا اینکه رابطه ی مشتری – فروشنده در ذهنم شکل بگیرد؛ و شکل دهی به این فضا بی تردید معلول حس تعلقی است که فروشندگان به منطقه دارند و به گونه ای، سکونت و فعالیت تجاری آنان با هم گره خورده است. به عبارت درست تر، این فعالیت تجاری، در راستای سنت های عمیق مهمان نوازی اعراب هموطن، شکل گرفته است و از آن سنت ها تبعیت می کند.
حالا بیایم فرض کنیم که با گسترش اغذیه فروشی ها، بافت مسکونی به کل تغییر کاربری دهد و تماما این بافت، کاربری تجاری را پذیرا شود. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ کسانی که در حوزه ی شهرسازی و فضاهای شهری مطالعاتی دارند، به خوبی می دانند که آسیب اصلی فضاهای شهری، تک کاربری بودن آنهاست. سالهاست دانش شهرسازی به این سمت و سو پیش رفته ست که باید در فضاهای شهری، به ترکیبی از کاربری های مختلف اندیشید و از فضاهای تک کاربری پرهیز کرد. این بحث البته دامنه ی گسترده ای در تاریخ شهرسازی دارد که در حوصله ی این یادداشت کوتاه نیست. اما نکته اینجاست که می توان با ادامه ی برنامه ریزی نشده ی روند تغییر کاربری در ساختمان های مسکونی به کاربری تجاری، متصور شد که به احتمال قریب به یقین، “حس تعلق” که مبنای شکل گیری پدیده ی نوظهور خیابان انوشه بود، کمرنگ و کمرنگ تر شده و نقض غرض خواهد شد. بنابرین باید توجه کرد، با این پدیده ی نوظهور و پر رونق، باید به گونه ای برخورد کرد که مبانی اولیه ی شکل گیری آن از بین نرود.
در یادداشت پیشین اشاراتی به الزامات و ملاحظات نحوه ی برخورد مدیریت شهری با این پدیده مطرح شد. با توجه به نکاتی که در همین یادداشت مطرح شد، تصور می کنم مجموعه ی مدیریت شهری لازم است سیاست هایی تشویقی را در جهت تقویت حس تعلق ساکنین و جلوگیری از تک کاربری شدن این منطقه صورت دهند که عدم توجه به این دو ویژگی – که تا حد زیادی به هم وابسته اند – پاشنه ی آشیل هر نوع مواجهه ی مدیریتی با این فضاست. پدیده هایی از این قبیل، برخوردی متفاوت و ظریف می طلبد، باید جنس مسایل را شناخت و خوب درک کرد. باید دانست اقدامات زمخت، متمرکز و ضربتی که سکه ی رایج مدیریت های شهری ماست، در اینجا نخواهد توانست پاسخگو باشد و موجب نقض غرض خواهد شد.
منبع: خوز نیوز